بخش 10.1
مقدمه

در شب 21 فوریه سال 2003 یک پزشک از اهالی گوانگ دونگ از جنوب چین وارد هتل متروپل در هنگ‌کنگ شد؛ او پیش‌تر بیمارانی که از یک بیماری ناشناخته ¬رنج می¬بردند، درمان کرده بود؛ این بیماری ذات‌الریه بی-قاعده نام داشت. او روز بعد، پس از ترک هتل، به‌عنوان بیمار به بیمارستان محلی مراجعه کرد و پس از چند روز براثر همان بیماری درگذشت

این پزشک هتل را بدون برجای گذاشتن ردپایی ترک نکرد؛ همان شب شانزده مهمان دیگر هتل متروپل و یکی از ملاقات‌کنندگان نیز به این بیماری مبتلا شدند. بعدها این بیماری، سندروم حاد تنفسی یا سارس نامیده شد. میهمانان این هتل، ویروس سارس را با خود تا هانوی، سنگاپور و تورنتو بردند و جرقه¬ی این بیماری را در هر یک از این شهرها زدند. بعدها همه¬گیر شناسان رد نزدیک به 8100 پرونده¬ی مستند از سارس را تا هتل متروپل دنبال کردند. بنابراین پزشکی که ویروس سارس را به این هتل آورده بود، به‌عنوان یک نمونه¬ی پخش‌کننده‌ی بزرگ و شخصی که مسئول ابتلای تعداد زیادی از افراد طی یک همه¬گیری بود شناخته شد.

در نظریه شبکه، یک نمونه¬ی پخش‌کننده‌ی بزرگ را به‌عنوان هاب می¬شناسیم؛ گره¬هایی با تعداد استثنایی از پیوند¬ها در شبکه¬ای که بیماری در آن شیوع می¬یابد. ازآنجاکه هاب¬ها در بسیاری از شبکه¬ها وجود دارند، حضور پخش‌کننده‌های بزرگ نیز در بسیاری از بیماری¬های فراگیر از آبله گرفته تا ایدز اثبات شده است. در این بخش یک رویکرد مبتنی بر شبکه برای عارضه¬های همه¬گیر معرفی می¬کنیم که به ما اجازه می¬دهد که نقش و اثر این هاب¬¬ها را درک و پیش¬بینی کنیم. چهارچوب به‌دست‌آمده که همه¬گیری شبکه¬ها نام دارد، بینشی تحلیلی و پلتفرمی عددی ارائه می¬کند که طبق آن می¬توان شیوع بیماری¬های واگیردار را به‌صورت کمّی پیش-بینی کرد.

Super-spreaders.
شکل 10.1
پخش‌کننده‌های بزرگ
صد و چهل‌وچهار تن از دویست و شش تن مبتلایان به سارس که در سنگاپور شناسایی شدند با یک زنجیره¬ به‌واسطه‌ی پنج نفر، به یکدیگر متصل بودند که این زنجیره شامل 4 پخش‌کننده‌ی بزرگ می¬شد. مهم¬ترین آن-ها بیمار شماره صفر، پزشک چینی اهل گوانگ دونگ بود که بیماری را به هتل متروپل آورده بود.

طبق آمار ثبت‌شده طی سال¬ها از افرادی که در اثر بیماری جان خود را از دست داده‌اند، بیماری¬های واگیردار 43 درصد از کل بیماری¬های جهان را شامل می¬شوند. به این بیماری¬ها "مسری" گفته می¬شود چراکه از طریق تماس با فرد مبتلا و یا ترشحات بدن آن فرد منتقل می¬شوند. درمان¬ها و واکسن¬ها به‌ندرت برای متوقف کردن یک بیماری¬ واگیردار مؤثر واقع می¬شوند. درک اینکه چگونه عامل بیماری¬زا در جمعیت منتشر می¬شود به‌نوبه خود نحوه¬ی مدیریت درمان¬ها و واکسن¬ها را مشخص می¬کند و به همان اندازه اهمیت دارد.

تبعات این عارضه که معمولاً در شبکه به‌عنوان فرایند پخش شناخته می¬شود بهت‌آور است:

بیولوژیکی(زیستی)
موضوع اصلی این بخش انتشار عامل بیماری¬زا بر روی شبکه¬ مربوطه¬ی خود است که نمونه¬های آن بیماری‌های هوابرد (قابل‌انتقال از طریق هوا) مانند آنفولانزا، سارس و یا سل است که زمانی منتقل می¬شود که دو نفر در یک اتاق تنفس کنند. بیماری¬های مسری و انگل¬ها نیز زمانی منتقل می¬شوند که دو نفر با هم تماس فیزیکی داشته باشند؛ ویروس ابولا درصورتی منتقل می¬شود که فرد با ترشحات بدن دیگری تماس داشته باشد؛ ایدز و سایر بیماری¬های مقاربتی نیز در صورت وجود مقاربت جنسی بین دو نفر منتقل می¬شوند. بیماری¬های عفونی شامل سرطان¬ها نیز می¬شود که توسط ویروس¬های سرطان¬زا، مانند HPV یا EBV یا بیماری¬های ناشی از انگل-ها همچون ساس یا مالاریا منتقل می¬شوند.

دیجیتال
یک ویروس کامپیوتری یک برنامه¬ی خود-باز تولیدکننده است که می¬تواند یک کپی از خود را از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر انتقال دهد. الگوی پخش شدن ویروس کامپیوتری شباهت زیادی به گسترش عامل بیماری¬زا دارد. ولی ویروس¬های دیجیتالی(کامپیوتری) برخی ویژگی¬های منحصربه‌فرد را نیز دارند که به تکنولوژی پشت پرده¬ی آن ویروس خاص بستگی دارد. ازآنجاکه تلفن¬های همراه تبدیل به کامپیوتر¬های دستی شدند، اخیراً شاهد ظهور ویروس¬ها و کرم¬های موبایلی هستیم که بر روی موبایل¬های هوشمند تأثیر می‌گذارندشکل 10.2.

Mobile Phone Viruses.
شکل 10.2
ویروس¬های تلفن همراه

تلفن¬های همراه هوشمندی که قابلیت به اشتراک گذاری برنامه¬ها و داده¬ها با یکدیگر را دارند، زمینه¬ی مستعدی برای تولیدکنندگان ویروس¬ها فراهم می¬کنند. درواقع از سال 2004 صدها ویروس تلفن¬های هوشمند شناسایی شدند و به سطحی از پیشرفت رسیدند که برای ویروس¬های کامپیوتری حدوداً دو دهه طول کشید.

ویروس¬های بلوتوثی(BT)
یک ویروس بلوتوثی تمام گوشی¬های تلفن¬ همراه در محدوده¬ی بلوتوثی موبایل آلوده که از 10 تا 30 متر است را آلوده می¬کند. ازآنجاکه برای برقراری اتصال بلوتوثی مجاورت فیزیکی الزامی است، انتقال ویروس¬های بلوتوثی به محل گوشی آلوده، شبکه¬ی تلفن همراه موجود و جابجایی افراد بین محل های مختلف بستگی دارد (بخش 4.10). بنابراین الگوی انتشار ویروس بلوتوثی مشابه ویروس آنفولانزا است.

سرویس پیام رسانی چندرسانه¬ای (MMS)
ویروس¬های پیام های چندرسانه ای قابلیت آلوده کردن تمام تلفن¬های همراه مستعدی که شماره تلفن آن¬ها در دفترچه تلفن دستگاه آلوده وجود دارد را دارند. این ویروس¬ها بر روی شبکه¬ی اجتماعی منتشر می¬شوند و متعاقباً الگوی گسترش آن ها شامل دامنه¬ی وسیعی خواهد بود که مستقل از محل فیزیکی تلفن همراه آلوده شده است. درنتیجه الگوی گسترش این ویروس¬ها مشابه الگوی ویروس¬های کامپیوتری است.

اجتماعی
نقش شبکه¬ی اجتماعی و حرفه¬ای در گسترش و پذیرش نوآوری، دانش، فعالیت¬های اقتصادی، محصولات، رفتارها، شایعات و الگوهای رفتاری یک موضوع مهم در مطالعات علوم اجتماعی، بازاریابی و اقتصاد است. محیط¬های آنلاین مانند توییتر، توانایی بی¬سابقه¬ای برای پیگیری این موارد ارائه می¬کنند. بنابراین تعداد سرسام آوری از مطالعات بر روی انتشار در شبکه های اجتماعی تمرکز دارند و به عنوان مثال این سؤال را مطرح می-کنند که چگونه برخی از پیام¬ها میلیون¬ها بازدیدکننده دارند درحالی که برخی دیگر به سختی جلب توجه می-کنند.

مثالی که در بالا بحث شد شامل عامل¬های مختلف انتشار از بیولوژیکی تا ویروس¬های کامپیوتری، و از ایده¬ها تا محصولات می¬شود؛ این عامل¬ها روی شبکه¬های مختلفی از شبکه¬های اجتماعی تا کامپیوتری و شبکه¬های حرفه¬ای منتشر می¬شوند؛ مقیاس¬های زمانی و مکانیزم¬های انتقال آن¬ها متفاوت است (جدول 1.10). علیرغم وجود تفاوت¬ها، همان طور که در این بخش نشان می¬دهیم، فرآیندهای انتشار از الگوهای رایجی پیروی می¬کنند و می¬توانند با استفاده از چهارچوب های نظری مبتنی بر شبکه و مدل سازی های یکسانی توصیف شوند.

عارضه عامل شبکه
بیماری¬های مقاربتی عامل بیماری¬زا شبکه ارتباط جنسی
انتشار شایعه اطلاعات، نشانه ها شبکه¬ ارتباطات
انتشار اختراعات ایده ها، دانش شبکه ارتباطات
ویروس¬های کامپیوتری بدافزارها، ویروس¬های دیجیتالی اینترنت
ویروس¬های موبایلی ویروس¬های موبایل شبکه اجتماعی / شبکه مجاورت
ساس حشرات انگلی هتل / شبکه سفر
مالاریا انگل مالاریا حشرات / شبکه انسانی
جدول 1.10
شبکه ها و عوامل
انتشار یک عامل بیماری¬زا، یک نشانه یا یک ویروس کامپیوتری به شبکه ای که عامل روی آن منتشر می¬شود و نیز مکانیزم انتشار آن عامل بستگی دارد. جدول بالا انتشار چندین عارضه معروف را به همراه عامل و شبکه مربوطه نشان می¬دهد.

بخش 2.10
مدل¬سازی همه گیری

علم همه گیرشناسی یک چهارچوب تحلیلی و عددی چابک برای مدل سازی انتشار عوامل بیماری زا ایجاد کرده است. این چهارچوب بر اساس دو فرضیه¬ بنیادین بنا شده است:

  1. تقسیم بندی به بخش¬های کوچک تر
    مدل¬های همه گیری، افراد را بسته به مرحله ای از بیماری که در آن قرار دارد رده بندی می¬کند. ساده ترین دسته بندی فرض می¬کند که هر شخص می¬تواند در یکی از این سه رده قرار گیرد:

    • مستعد (S): اشخاص سالمی که هنوز با عامل بیماری¬زا تماس نداشته اند ( شکل 3.10).
    • ناقل (I):افراد مبتلایی که با عامل بیماری زا تماس داشته اند و بنابراین می¬توانند بر سایرین نیز تأثیر بگذارند.
    • بهبودیافته (R): اشخاصی که قبلاً مبتلا بوده اند ولی از بیماری بهبودیافته اند و بنابراین دیگر ناقل نیستند.

    مدل سازی برخی بیماری¬ها به دسته بندی جزئی تری نیاز دارد، مانند اشخاص مصون، که تحت تأثیر بیماری قرار نمی گیرند؛ یا اشخاص در دوره نهفتگی که در معرض بیماری قرارگرفته اند ولی در حال حاضر بیمار و ناقل نیستند.

    اشخاص می¬توانند بین رده¬های مختلف جا به جا شوند. برای مثال در ابتدای شیوع آنفولانزای جدید همه افراد در سطح مستعد قرار دارند. زمانی که شخصی در تماس با یک فرد آلوده قرار می¬گیرد، آلوده می¬شود. درنهایت بهبود می¬یابد و مصونیت پیدا می¬کند و دیگر مستعد آلوده شدن به آن گونه خاص از آنفولانزا نخواهد بود.

  2. آمیخته همگن
    فرضیه آمیخته همگن (که آمیخته کامل و یا تقریب عمل جمعی نیز نامیده می¬شود) فرض می¬کند که همه¬ی اشخاص شانس مساوی برای تماس با شخص آلوده دارند. این فرضیه نیازی به شناخت دقیق شبکه¬ی تماسی که بیماری روی آن منتشر می¬شود، ندارد و در عوض فرض می کند هر کس می¬تواند هر کس دیگر را بیمار کند.

Pathogens.
شکل 10.3
عامل¬های بیماری زا
یک عامل بیماری زا (پاتوژن) که نام آن ریشه¬ی رومی در کلمات "پاتوس" به معنی رنج کشیدن و اشتیاق و "جینز" به معنی تولیدکننده دارد؛ نشان دهنده ی یک عامل ناقل و یا میکروب است. یک عامل بیماری زا می-تواند یک ریز جاندار مانند یک ویروس، یک باکتری، یک پریون یا یک قارچ باشد. در این شکل عامل¬های بیماری زای معروفی مانند ویروس HIV که عامل بیماری ایدز است، ویروس آنفولانزا و ویروس هپاتیت C را مشاهده می¬کنید. برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

ما در این بخش چهارچوب مدل سازی انتشار را بر اساس این دو فرضیه معرفی می¬¬کنیم. به طور خاص پویایی سه مدل انتشار رایج بهنام های SI، SIS و SIR را موردبررسی قرار می¬دهیم که به ما در درک هرچه بهتر مبانی مدل¬های انتشار کمک می¬کنند.

مدل مستعد – ناقل (SI)

یک بیماری را که در جمعیتی به اندازه N نفر منتشر می¬شود تصور کنید. تعداد افراد مستعد بیماری (سالم) در زمان t را با S(t) و تعداد افرادی که در زمان t به این بیماری مبتلا شده اند را با I(t) نشان می¬دهیم. در زمان t = 0، همه¬ی افراد مستعدند یعنی S(0) = N و کسی آلوده نیست پس I(0) = 0؛ فرض می¬کنیم هر شخص به طور متوسط با نفر ارتباط دارد و احتمال انتقال بیماری از یک فرد آلوده به یک فرد مستعد در واحد زمان β است. حال این سؤال مطرح می¬شود: اگر فردی در زمان t = 0 آلوده شود (I(0) = 1) در زمان¬های بعدی t چندین نفر آلوده خواهند شد؟

در فرضیه¬ آمیخته همگن احتمال برخورد یک فرد آلوده با یک فرد مستعد S(t) / N است. بنابراین شخص آلوده با ، S(t) / N فرد مستعد در واحد زمان برخورد خواهد داشت. ازآنجاکه I(t) فرد آلوده هرکدام با نرخ β، در حال انتقال عامل بیماری زا هستند، میانگین تعداد مبتلایان جدید dl(t) در بازه ی زمانی dt برابر است با:

درنتیجه I(t) با نرخ زیر تغییر می¬کند:

در سراسر این بخش برای به دست آوردن تعداد نسبی افراد مستعد و مبتلا در زمان t از کل اجتماع از متغیرهای زیر استفاده می¬کنیم:

برای ساده سازی بیشتر، متغیر (t) را از i(t) و s(t) حذف می¬کنیم و (1.10) را به صورت زیر بازنویسی می-کنیم (مباحث پیشرفته A.10).

که < k > β نرخ ابتلا یا قابلیت ابتلا نامیده می¬شود. رابطه (3.10) را با نوشتن فرمول زیر حل می¬کنیم:

با انتگرال گیری از دو طرف، خواهیم داشت:

با شرایط اولیه i0= i(t=0)، به دست می¬آوریم C=i0/(1-i0؛ که نشان می¬دهد تعداد نسبی مبتلایان در زمان مطابق فرمول زیر افزایش می¬یابد(:

Equation (10.4) predicts that:

The Susceptible-Infected (SI) Model.
شکل 10.4
مدل مستعد – ناقل (SI)
  1. در مدل SI، یک فرد می¬تواند در یکی از دو مرحله¬ی مستعد (سالم) و یا ناقل (مبتلا) باشد. این مدل فرض می¬کند اگر یک فرد مستعد با یک فرد ناقل تماس داشته باشد، با نرخ β مبتلا شود. پیکان نشان می¬دهد درصورتی که فرد مبتلا شده باشد، مبتلا باقی خواهد ماند، بنابراین نمی¬تواند بهبود یابد.
  2. • پیش بینی کسر مبتلایان در گذر زمان در 4.10 نشان داده شده است. در ابتدای دوره، کسر تعداد مبتلایان به صورت نمایی رشد می¬کند؛ با گذر زمان در t های بزرگ، وقتی همه¬ی افراد مبتلا شدند i(ꝏ) = 1 خواهد بود.

مدل مستعد – ناقل – مستعد (SIS)

اکثر عوامل بیماری زا یا توسط سیستم¬ ایمنی بدن و یا به کمک درمان شکست داده می¬شوند. برای اینکه این مفهوم را در مدل وارد کنیم، باید اجازه دهیم افراد مبتلا بهبود یابند و دیگر بقیه را مبتلا نکنند. با این روش به مدل SIS دست می¬یابیم که همان دو مرحله¬ی مستعد و ناقل موجود در مدل SI را دارد. با این تفاوت که مبتلایان با نرخ ثابت μ بهبود می¬یابند و مجدداً در دسته¬¬ی مستعدها قرار می¬گیرند (شکل 10.5a ). رابطه توصیف کننده پویایی این مدل، بسطی از رابطه 3.10 است؛

که در آن μ نرخ بهبود و iμ نشان دهنده نرخ بهبود یافتن جمعیت از بیماری است. حل رابطه 6.10 کسر مبتلایان در طول زمان را به دست می¬دهد . (شکل 10.5b)

که شرایط اولیه i0=i(t=0)، باعث می شود مقدار C=i0/(1-i0 -μ/β⟨k⟩) به دست آید.

The Susceptible-Infected-Susceptible (SIS) Model.
شکل 10.5
مدل مستعد – ناقل – مستعد (SIS)
  1. مدل SIS همان مراحل مدل SI را دارد: مستعد و ناقل؛ تفاوت آن با SI در مرحله¬ی بهبود است. به عنوان مثال افراد مبتلا می¬توانند با نرخ μ بهبودیافته و مجدداً در مرحله مستعد قرار گیرند.
  2. پیش بینی کسر تعداد مبتلایان در گذر زمان در مدل SIS در شکل 7.10 نشان داده شده است. به علت اینکه بهبودی نیز امکان پذیر است، سیستم در t های بزرگ به یک همه گیری می¬رسد که در آن کسر مبتلایان، عدد ثابت i(ꝏ) است که با رابطه 8.10 به دست می¬آید. بنابراین در سطح همه گیری تنها بخش محدودی از افراد مبتلا خواهند بود. توجه کنید که برای نرخ بالای بهبود μ تعداد مبتلایان به صورت نمایی کاهش می¬یابد و بیماری کلاً از بین می¬رود.

درحالی که در مدل SI همه افراد نهایتاً مبتلا خواهند شد، ولی رابطه7.10 پیش بینی می¬کند که همه گیری در نهایت دو خروجی مختلف می¬تواند داشته باشد:

به عبارت دیگر مدل SIS پیش بینی می¬کند که برخی از عوامل بیماری زا در اجتماع باقی خواهند ماند درصورتی که بقیه طی مدت کوتاهی ریشه کن می شوند. برای درک ریشه تفاوت بین این دو نوع خروجی، زمان مشخصه¬ی عامل بیماری زا را به صورت زیر می نویسیم:

که در آن

است که عدد پایه¬ی مولد نام دارد و نشان دهنده ی تعداد افراد مستعد مبتلا شده توسط یک فرد مبتلا در طول دوران ابتلا در یک اجتماع کلاً مستعد است. به عبارت دیگر، R0 تعداد ابتلاهای جدیدی است که هر فرد مبتلا تحت شرایط مطلوب ایجاد می¬کند. عدد پایه¬ی مولد به علت قدرت پیش¬بینی¬ای که دارد ارزشمند است:

متعاقباً عدد مولد از اولین پارامترهایی است که همه گیر شناسان برای تخمین شدت یک عامل بیماری زا از آن استفاده می¬کنند. R0 تعدادی از عامل¬های بیماری زا که بیشتر موردمطالعه قرار گرفته اند، در جدول 10.2 ارائه شده است؛ R0 بالای برخی از آن¬ها نشان دهنده ی خطرناک بودن آن بیماری¬ها است: برای مثال هر فرد مبتلا به سرخک منجر به بیمار شدن ده¬ها فرد سالم دیگر می¬شود:

بیماری انتقال R0
سرخک از طریق هوا 12-18
سیاه سرفه قطرات ریز در هوا 12-17
دیفتری بزاق 6-7
آبله تماس اجتماعی 5-7
فلج اطفال مسیر مدفوع - دهانی 5-7
سرخجه قطرات ریز در هوا 5-7
اوریون قطرات ریز در هوا 4-7
HIV / ایدز تماس جنسی 2-5
سارس قطرات ریز در هوا 2-5
آنفولانزا
(گونه 1918)
قطرات ریز در هوا 2-3
جدول 2-10
عدد پایه مولد , R0
عدد مولد رابطه (10.10) نشان دهنده تعداد کل افرادی است که یک فرد مبتلا در صورت مستعد بودن تمام پیوندهایش، بیمار می¬کند. برای R0 <1 با افزایش تعداد بهبودیافتگان نسبت به تعداد مبتلایان جدید، عامل بیماری زا خود به تدریج از بین می¬رود. اگر R0 > 1 باشد عامل بیماری زا در اجتماع منتشرشده و باقی خواهد ماند. هرچقدر R0 بزرگ تر باشد، سرعت فرایند انتشار بیشتر است. در این جدول، R0 مربوط به تعدادی از بیماری¬های شناخته شده را می¬بینید [7].

مدل مستعد – ناقل – بهبودیافته (SIR)

برای بسیاری از عامل¬های بیماری زا مانند گونه¬های آنفولانزا، افراد پس از ابتلا به این بیماری نسبت به آن مصونیت می¬یابند. بنابراین آن¬ها به جای برگشتن به سطح مستعد، از اجتماع حذف می¬شوند. بنابراین این افراد به عنوان مستعد یا ناقل بیماری شمرده نمی¬شوند. در شکل.6 ویژگی¬های مدل SIR را می¬بینید:

The Susceptible-Infected-Recovered (SIR) Model.
شکل 10-6
مدل مستعد – ناقل – بهبودیافته (SIR)
  1. برخلاف مدل SIS در مدل SIR افراد بهبودیافته به سطح بهبودیافتگان منتقل می¬شوند که به معنی این است که این افراد مصونیت پیدا می¬کنند و مجدداً مستعد ابتلا به این بیماری نیستند. آنفولانزا، سارس و طاعون بیماری هایی با این ویژگی هستند، بنابراین برای توصیف نحوه¬ی انتشار آن¬ها باید از مدل SIR استفاده کنیم.
  2. تغییر نسبت تعداد افراد مستعد s، مبتلا i و بهبودیافته r در طول زمان به صورت معادله¬ دیفرانسیل تعریف می شود.
  3. رفتار وابسته به زمان s، i و r توسط معادله نشان داده شده در b پیش بینی می¬شوند. طبق این مدل همه¬ی افراد از سطح مستعد(سالم) به ناقل(بیمار) و سپس به بهبودیافته (مصون) انتقال می¬یابند.

برای جمع بندی، متناسب با ویژگی¬های عامل بیماری زا، برای درک پویایی نحوه¬ی شیوع آن ها احتیاج به مدل های مختلفی داریم. همان طور که در شکل 10.7مشاهده می¬کنید، در ابتدای انتشار بیماری، مدل¬های SI، SIS و SIR با یکدیگر اتفاق نظر دارند؛ زمانی که تعداد مبتلایان اندک است، بیماری آزادانه منتشر می¬شود و تعداد مبتلایان به صورت نمایی افزایش می¬یابد. خروجی برای تعداد زیاد مبتلایان متفاوت است؛ در مدل SI همه¬ی افراد مبتلا خواهند شد؛ در مدل SIS یا به مرحله¬ی همه گیری می¬رسیم که در آن بخش مشخصی از جامعه همواره بیمار خواهند بود و یا بیماری از بین خواهد رفت. در مدل SIR همه افراد نهایتاً بهبود خواهند یافت. عدد مولد، سرنوشت نهایی شیوع را مشخص می¬کند: برای R0<1 عامل بیماری زا در اجتماع باقی خواهد ماند و برای R0> 1 بیماری به صورت طبیعی از بین خواهد رفت.

در مدل¬هایی که تابه حال معرفی کردیم، این حقیقت که هر فرد تنها با افراد همسایه¬ی خود در شبکه در ارتباط است را نادیده می گیرند. در عوض آمیخته همگن در نظر گرفته می شود، به این معنا که هر فرد مبتلا می¬تواند هر فرد سالم دیگری را مبتلا کند. علاوه بر این هر فرد مبتلا بدون توجه به تفاوت در درجه¬ی گره¬ها تنها فرد دیگر را مبتلا می¬کند. برای پیش بینی دقیق¬تر پویایی شیوع، باید نقش دقیق شبکه¬ی ارتباطی در پدیده¬ی شیوع را در نظر بگیریم.

Comparing the SI, SIS and SIR Models.
شکل 10.7
مقایسه¬ مدل¬های SI، SIS و SIR

نمودار بالا کسر تعداد مبتلایان i، در مدل¬های SI، SIS و SIR را نشان می¬دهد. دو ناحیه متمایز در این شکل¬ها به چشم می¬خورد:

ناحیه نمایی
مدل¬ها در مراحل ابتدایی شیوع، پیش¬بینی یک رشد نمایی برای کسر مبتلایان دارند. برای β یکسان، مدل SI پیش¬بینی رشد سریع تری دارد (کوچک ترین T، به 5.10مراجعه کنید). برای مدل¬های SIS و SIR این رشد با بهبود یافتن کاهش می¬یابد که منجر به T بزرگ تری می¬شود که توسط رابطه (9.10) پیش بینی شد. توجه کنید که برای نرخ بهبود به اندازه کافی بزرگ μ، تعداد مبتلایان به صورت نمایی کاهش می¬یابد، مدل SIS و SIR وضعیت ریشه کنی بیماری را پیش بینی می¬کنند.

ناحیه نهایی
هر سه مدل خروجی¬های متفاوتی را پیش بینی می¬کنند: در مدل SI همه مبتلا خواهند شد، i(ꝏ) = 1؛ در مدل SIS تعداد محدودی از افراد مبتلا خواهند شد i(ꝏ) <1؛ و در مدل SIR تمام مبتلایان بهبود خواهند یافت، بنابراین تعداد مبتلایان به سمت صفر می¬رود i(ꝏ) = 0.

در جدول ویژگی¬های هر یک از این مدل¬ها خلاصه شده است.

Section 10.3
انتشار در شبکه

سهولت در مسافرت¬های هوایی، اجازه می¬دهد روزانه میلیون¬ها انسان بین قاره¬ها جا به جا شوند که این باعث افزایش سرعت گردش عامل¬های بیماری زا در جهان می¬شود. درصورتی که در قرون وسطی سال¬ها طول می-کشید که یک ویروس از یک قاره به قاره¬ی دیگر برود، در حال حاضر تنها طی چند روز این اتفاق می¬افتد. حال نیاز مبرمی برای درک دقیق الگوی انتشار عامل بیماری زا در جهان وجود دارد.

The Great Plague.
شکل 10.8
طاعون بزرگ
مرگ سیاه یکی از مرگبارترین همه گیری¬ها در تاریخ بشر، شیوع طاعون خیارکی بود که از باکتری یرسینیا پستیس ناشی می¬شد. این شکل رشد تدریجی این بیماری در قاره اروپا را نشان می¬دهد که سال¬ها طول کشید تا تمام قاره را فرا بگیرد. این بیماری در حدود سال 1346 میلادی از چین شروع شد و از راه جاده¬ی ابریشم به کریمه رسید. ازآنجا احتمالاً توسط کک هایی که روی موش¬های صحرایی سیاهی که در بیشتر کشتی های باری وجود داشتند زندگی می کردند، در خاورمیانه و اروپا منتشر شد. سرعت پایین انتشار آن، نشان دهنده ی سرعت پایین سفرها در آن دوران است. برآورد می¬شود که مرگ سیاه جان حدود 30 تا 60 درصد از مردم اروپا را گرفته باشد[8]. اثر مرگبار این بیماری باعث وقوع سلسله تحولات مذهبی، اجتماعی و اقتصادی در آن دوران شد و آثار عمیقی بر تاریخ اروپا برجا گذاشت.

مدل¬های شیوعی که در بخش¬های قبل بحث شدند ساختار شبکه تماس که شیوع عامل بیماری زا را تسهیل می¬کند را در نظر نمی¬گیرند. در عوض فرض می¬کنند هر فردی می¬تواند با هر فرد دیگری تماس داشته باشد (فرضیه آمیخته همگن) و تعداد روابط همه افراد نزدیک به هم ( ) است، ولی هر دو فرض اشتباه است: افراد تنها می¬توانند عامل بیماری زا را به افرادی که با آن¬ها ارتباط دارند انتقال دهند، بنابراین عامل بیماری زا تنها روی شبکه¬ی پیچیده¬ی ارتباطی منتشر می¬شود. علاوه بر این شبکه¬های ارتباطی معمولاً بی مقیاس هستند، پس برای توصیف توپولوژی آن¬ها کافی نیست.

این موضوع انگیزه تجدیدنظر درباره¬ی چهارچوب مدل سازی شیوع را فراهم آورد. این چالش با کارهای Ramoualdo Pator، Satorras وAlessandro Vespignani آغاز شد که در سال 2001 مدل¬های پایه¬¬ی شیوع را به شکلی گسترش دادند که ویژگی¬های توپولوژیکی شبکه¬ی ارتباطی زیربنایی را در یک روش خودسازگار دربر بگیرد[9]. در این بخش ما روش پیشنهادی آن¬ها را شرح داده و با شیوع شبکه ای آشنا می-شویم.

مدل شبکه ای مستعد – ناقل (SI)

اگر یک عامل بیماری زا روی شبکه منتشر شود، افراد با روابط بیشتر، بیش از سایرین در معرض ارتباط با افراد مبتلا قرار دارند، بنابراین احتمال مبتلا شدن آن¬ها نیز بیشتر است. بنابراین روابط ریاضی نیز باید درجه¬ی هر گره را به عنوان متغیری الزامی در نظر بگیرند. این با تقریب بلوک درجه به دست می آید که گره ها را بر اساس درجه آن ها متمایز کرده و فرض می¬کند گره¬هایی با درجه مشابه ازنظر آماری معادل هستند(شکل 10.9). بنابراین:

کسری از گره ها با درجه K از بین Nk گره با درجه k در شبکه را نشان می دهد که مبتلا شده اند. کسر گره-های آلوده، مجموع تعداد کل گره های آلوده با درجه k است:

با داشتن درجه گره های مختلف، مدل SI را برای هر گره با درجه k به صورت جداگانه می¬نویسیم.

این رابطه ساختار مشابه رابطه 3.10 را دارد. میزان ابتلا متناسب با β و کسری از گره های با درجه K که هنوز آلوده نیستند، (1-ik) است. بااین وجود برخی تفاوت¬های کلیدی وجود دارند:

Degree Block Approximation.
شکل 10.9
تقریب بلوکی درجه
مدل های شیوع موردبحث در بخش 2.10 هر گره را بر اساس وضعیت آن گره در حالت های مختلف مستعد، ناقل یا بهبودیافته قرار می دهند. برای در نظر گرفتن نقش توپولوژی شبکه، تقریب بلوکی درجه مجموعه ای از بلوک¬ها را اضافه می کند و همه گره هایی که دارای درجه یکسان هستند را در یک بلوک قرار می¬دهد. به عبارت دیگر، فرض می کنیم گره هایی با درجه یکسان رفتار مشابهی دارند. با این کار برای هر بلوک یک معادله نرخ جداگانه مشابه رابطه (13.10)می نویسیم. تقریب بلوکی درجه وضعیت های مختلف اشخاص را از بین نمی برد: هر فرد مستقل از درجه خود می تواند مستعد ابتلا به بیماری (دایره های خالی) و یا آلوده باشد (دایره های کامل).

ازآنجاکه چگونگی شیوع در مراحل اولیه هم به لحاظ نظری و هم ازنظر کاربردی اهمیت بیشتری دارد، ما هم بررسی خود را از مطالعه رفتار ik در مراحل اولیه شروع می کنیم. در مراحل ابتدایی شیوع، تولید واکسن و پیدا کردن درمان مناسب و سایر مداخلات پزشکی برای عامل بیماری زای جدید ممکن است ماه¬ها و یا سال¬ها طول بکشد. بنابراین در دوره ای که هنوز روش های پیشگیری و درمان نظیر واکسن کشف نشده است، تنها راه برای کند کردن روند همه گیری بیماری، استفاده از قرنطینه، محدود کردن مسافرت¬ها و سایر اقداماتی است که سرعت انتقال را کاهش دهد. برای تصمیم گیری صحیح در مورد ماهیت، زمان بندی و حجم هر یک از اقدامات مداخله ای، نیاز به برآورد دقیق از تعداد افراد آلوده در مراحل اولیه شیوع داریم.

در ابتدای شیوع، ik اندک است و می توان ازجمله βikk در رابطه (13.10) چشم پوشی کرد. بنابراین می-توان رابطه (13.10) را به صورت زیر تقریب زد:

همان طور که در مباحث پیشرفته 10.B نشان داده ایم، برای شبکه ای که فاقد همبستگی درجه ای است، تابع Θk مستقل از k است، بنابراین با استفاده از (10.40) خواهیم داشت:

که در آن τSI زمان مشخصه¬ برای گسترش عامل بیماری زا است:

با ادغام (15.10) کسر گره های آلوده با درجه k را به دست می آوریم:

رابطه (17.10) چندین نتیجه مهم را آشکار می¬سازد:

مطابق با رابطه (16.10) زمان مشخصه τ نه تنها به، بلکه به واسطه〈k2به توزیع درجه شبکه نیز بستگی دارد. برای درک کامل اهمیت این موضوع، τSI را برای شبکه های مختلف استخراج می¬کنیم:

Fraction of Infected Nodes in the SI Model.
شکل 10.10
کسری از گره های آلوده در مدل SI
معادله (17.10) پیش بینی می¬کند که یک عامل بیماری زا با سرعت¬های مختلفی روی گره ها با درجات مختلف گسترش می¬یابد. به طور خاص، داریم ik = g(t) + k f(t)، در هر زمان، کسری از گره¬های با درجه بالا که آلوده هستند بیشتر از کسری از گره¬های آلوده با درجه پایین است. این شکل نشان می¬دهد که کسر گره های مبتلا با درجه¬ی k = 1، در شبکه¬ی اردوش-رینی با میانگین درجات 〈k〉 = 2 برابر 10 و 20 است. این نشان می¬دهد که در t = 3 کمتر از 3% گره¬ها با درجه¬ی k = 1 آلوده هستند، در مقابل نزدیک به 20٪ گره¬های با درجه 10و نزدیک به 30% گره های با درجه 20 آلوده اند. درنتیجه، در هر زمان تقریباً همه هاب-ها آلوده اند، اما گره های با درجه کوچک عاری از بیماری هستند. ازاین رو بیماری در هاب¬ها می ماند که آن ها هم به نوبه خود این بیماری را به بقیه شبکه منتقل می¬کنند.

در مدل SI با مرور زمان، عامل بیماری زا به همه افراد می¬رسد. درنتیجه، ناهمگونی در درجه فقط بر زمان مشخصه تأثیر می¬گذارد، که به نوبه خود سرعت انتشار عامل بیماری زا را در میان جمعیت مشخص می¬کند. برای درک تأثیر کامل توپولوژی شبکه، باید رفتار مدل SIS را در یک شبکه بررسی کنیم.

مدل SIS و حذف (محو شدن) آستانه همه گیری

رابطه پیوستار که پویایی مدل SIS را در شبکه توضیح می¬دهد، بسط ساده¬ای از مدل SI است که در بخش 2.10 موردبحث قرار گرفت:

تفاوت بین روابط (13.10) و (20.10) در وجود جمله بهبودی µik- است که باعث می شود زمان مشخصه همه¬گیری به صورت زیر درآید (مبانی پیشرفته 10.B):

برای µ های به اندازه کافی بزرگ، زمان مشخصه منفی است؛ ازاین رو ik به صورت نمایی کاهش می¬یابد. شرط کاهش نه تنها به نرخ بهبودی و 〈k〉، بلکه به واسطه〈k2به ناهمگونی شبکه نیز بستگی دارد. برای پیش بینی اینکه چه زمانی یک عامل بیماری زا در جمعیت باقی می¬ماند، نرخ گسترش را تعریف می¬کنیم:

که فقط به خصوصیات بیولوژیکی عامل بیماری زا ، یعنی احتمال انتقال β و نرخ بهبودی μ بستگی دارد. هرچه میزان λ بیشتر باشد، احتمال شیوع بیماری بیشتر است. بااین حال، تعداد افراد آلوده متناسب با λ به صورت هموار افزایش نمی یابد؛ بلکه، عامل بیماری زا تنها در صورتی می¬تواند گسترش یابد که نرخ گسترش آن از آستانه اپیدمی λc بیشتر باشد. در ادامه λc را برای شبکه¬های تصادفی و بی مقیاس محاسبه می¬کنیم.

به طور خلاصه، نتایج این بخش نشان می¬دهند که در نظر گرفتن توپولوژی شبکه، قدرت پیش بینی مدل¬های شیوع را تا حد زیادی تغییر می¬دهد. ما به دو نتیجه اساسی دست یافتیم:

هر دو نتیجه پیامد توانایی هاب¬ها برای انتقال عامل بیماری زا به تعداد زیادی گره دیگر است.

مدل معادله پیوستار τ λc
SI 0
SIS
SIR
جدول 10.3
مدل های شیوع در شبکه¬ها
جدول بالا معادله نرخ گسترش بیماری و زمان مشخصه و آستانه اپیدمی λ c برای سه مدل اساسی شیوع (SI، SIS، SIR) در یک شبکه با 〈k〉و 〈k2 دلخواه را نشان می¬دهد؛ برای مدل SI، λ c = 0 است و به علت عدم وجود بهبود (μ = 0)، عامل بیماری زا تا مبتلا کردن همه افراد مستعد گسترش می یابد. محاسبه τ و λ c مذکور در مباحث پیشرفته B.10 ارائه شده است.

توجه داشته باشید که این نتایج محدود به شبکه¬های بی مقیاس نیستند. بلکه روابط (16.10) و (26.10) پیش بینی می¬کنند که هر دو τ و λ c به 〈k2بستگی دارند؛ ازاین رو آثاری که موردبحث قرار گرفت، در هر شبکه-ای با ناهمگنی درجه بالا صادق است. به عبارت دیگر، اگر 〈k2 بزرگ تر از مقدار مورد انتظار تصادفی 〈k〉 (〈k〉 + 1) باشد، روند شیوع گسترده¬ای را مشاهده خواهیم کرد و درنتیجه τ و λ c کوچک تر از مدل¬های شیوع سنتی پیش بینی می شوند. این موضوع به آن معنی است که گسترش عامل بیماری را ازآنچه توسط مدل های شیوع سنتی پیش بینی می شود بسیار سریع تر است، بنابراین در هر تلاشی برای کنترل بیماری-های واگیردار باید این موضوع در نظر گرفته شود.

نتایج این بخش مبتنی بر تقریب بلوکی درجات است که روش برخور د آن با روند سرایت در طول زمان، مبتنی بر روش میانگین میدانی است . البته توجه داشته باشید که این تقریب، در عین ساده سازی نمایش، الزامی نیست و می توان مسئله تصادفی زیربنایی را با همه پیچیدگی ریاضی آن با جزئیات حل کرد [11-14]. چنین محاسباتی نشان می دهند، با توجه به این واقعیت که در مدل SIS هاب¬ها می¬توانند مجدداً آلوده شوند، برخلاف آستانه متناهی پیش بینی شده با رویکرد میانگین میدانی، آستانه شیوع حتی برای γ > 3 نیز از بین می¬رود (شکل 10.12)؛ ازاین رو هاب¬ها حتی ازآنچه که محاسبات اولیه ما نشان می¬دهد، نقش مهم تری دارند.

بخش 10.4
شبکه های تماسی

شیوع شبکه¬ای مشخص کرد سرعت گسترش عامل بیماری زا به توزیع درجه شبکه تماسی مربوطه بستگی دارد. در حقیقت دریافتیم که 〈k2 بر روی زمان مشخصه τ و آستانه شیوع λc اثر می¬گذارد. این نتایج روی شبکه¬های تصادفی ملموس نیست و پیش بینی های شیوع شبکه شبیه همان پیش بینی های مدل های سنتی شیوع است که در بخش 2.10 ارائه شد. در این بخش ساختار چندین شبکه تماسی را با ارائه شواهد تجربی موردمطالعه قرار می دهیم و در مورد اهمیت ناهمگونی درجه¬های شبکه زیربنایی در مواجهه با پدیده¬ شیوع بحث می¬کنیم.

بیماری های مقاربتی

ویروس HIV، عامل بیماری زای ایدز، عمدتاً از طریق روابط جنسی شیوع پیدا می¬کند. درنتیجه شبکه تماسی شامل کسانی است که رابطه جنسی داشته اند. ساختار این شبکه جنسی برای اولین بار در پژوهشی در خصوص عادات جنسی جامعه سوئد موردمطالعه قرار گرفت؛ محققان از طریق مصاحبه و پرسشنامه، اطلاعاتی را از ۴۷۸۱ سوئدی که به صورت تصادفی از رده سنی ۱۸ تا ۷۴ سال انتخاب شده بودند، جمع آوری کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تعداد افرادی را که در طول زندگی شان با آن ها رابطه جنسی داشته اند بدون افشای اطلاعات هویتی آن ها اعلام کنند. ازاین رو محققان توانستند توزیع درجه شبکه جنسی را به دست آورند[16]، آن¬ها دریافتند که توزیع شبکه روابط جنسی به خوبی با قانون توان تطبیق دارد (شکل 10.13). این اولین باری بود که شواهد تجربی از ارتباط بین شبکه های بی مقیاس با شیوع عامل¬های بیماری زا مشاهده شد. داده های جمع آوری شده در بریتانیا، ایالات متحده و آفریقا نیز همین نتیجه را تأیید کردند[17].

ماهیت بی مقیاس بودن شبکه روابط جنسی نشانگر این¬ است که بیشتر افراد شرکای جنسی نسبتاً کمی دارند. بااین وجود، تعداد اندکی از افراد در طول زندگی شان صدها شریک جنسی داشته اند. درنتیجه شبکه جنسی 〈k2 بالایی دارد که هم τ و هم λc را کاهش می¬دهد.

The Sex Web.
شکل 10.13
شبکه روابط جنسی
توزیع تجمعی تعداد شرکای جنسی k از زمان شروع رابطه جنسی را نشان می دهد که از طریق مصاحبه در پژوهشی در مورد الگوهای جنسی در سوئد در سال ۱۹۹۶ به دست آمده است[15]. دنباله روابط زنان با قانون توان با k > 20با توان γ=3.1 ± 0.3 برازش می¬شود. برای مردان در محدوده 20

بیماری¬های هوابرد

در مورد بیماری¬های هوابرد، مانند آنفولانزا، سارس یا H1N1، شبکه تماس مجموعه افرادی است که شخص در مجاورت فیزیکی آن¬ها قرار می¬گیرد. ساختار این شبکه تماسی در دو سطح مورد کاوش قرار گرفته است. در سطح کلان، شبکه سفرهای بین المللی امکان پیش¬بینی شیوع بیماری در سراسر جهان را فراهم می آورد. داده های این سفرها به عنوان ورودی در چند ابزار پیش بینی شیوع در مقیاس بزرگ به کار گرفته شده است (بخش 7.10). در سطح محلی، از تجهیزات و حسگرهای دیجیتال برای شناخت خصوصیات محلی شبکه تماس، به عنوان مثال تحقیق برای یافتن تعداد افرادی که یک شخص به طور مستقیم با آن ها در ارتباط است، استفاده می شود

شبکه جهانی سفر
برای پیش بینی شیوع عامل¬های بیماری زا، باید بدانیم که افراد آلوده تا کجا سفر می¬کنند. درک ما از الگوهای سفر افراد با استفاده از تلفن های همراه که اطلاعات دست اولی در مورد جا به جایی های افراد ارائه می دهند، عمیق تر شد[21-24]. در زمینه پدیده های شیوع، بیشترین مطالعه داده های جابه جایی (نقل مکان) از سفرهای هوایی به دست می¬آید. سفرهای هوایی سرعت حرکت یک عامل بیماری زا در سراسر جهان را مشخص می کند. درنتیجه شبکه حمل ونقل هوایی، که فرودگاه هایی را که باهم پرواز مستقیم دارند به یکدیگر متصل می¬کند، نقش مهمی در مدل سازی و پیش بینی شیوع عوامل بیماری زا دارد [25-27]. همان طور که در شکل 10.15 نشان داده شده، این شبکه بی مقیاس و با درجه γ = 1.8 است. ازآنجاکه بین دو فرودگاه چندین پرواز وجود دارد، این مقدار کم برای نمای تابع توان امکان پذیر است. چنانچه برای پیوندهای شبکه وزن در نظر بگیریم (بر اساس تعداد مسافرانی که بین دو فرودگاه مسافرت می¬کنند)، بازهم توزیع توان مشابهی خواهیم داشت. تعداد مسافران جابجا شده بین اغلب فرودگاه ها کم است اما در عوض، برخی فرودگاه ها حجم ترافیک فوق العاده زیادی دارند. همان طور که در بخش 5.10 بحث کردیم، این ناهمگونی، نقش کلیدی در گسترش عوامل بیماری زا دارد.

Air Transportation Network.
شکل 10.15
شبکه حمل ونقل هوایی
توزیع درجه شبکه حمل ونقل هوایی به خوبی با قانون توان با نمای γ = 1.8 ± 0.2 برازش می¬شود. با استفاده از بانک اطلاعاتی انجمن بین المللی حمل ونقل هوایی نقشه¬ای ساخته شده است که شامل لیست تمامی فرودگاه های جهان و پروازهای مستقیم بین آن ها در سال 2002 است. شبکه حاصل وزن¬دار است و شامل 3.100 فرودگاه بزرگ به عنوان گره¬ است که با 17.182 پرواز مستقیم به عنوان پیوند به یکدیگر متصل شده¬اند که درمجموع 99% ترافیک هوایی جهان را تشکیل می¬دهند [25].

الگوهای تماس محلی
بسیاری از بیماری¬های موجود در هوا از طریق تماس رودررو گسترش می¬یابند [28-31]. این الگوهای تعامل را می¬توان با استفاده از دستگاه¬های شناسایی فرکانس رادیویی (RFID) [29.31]، حسگرهای جامعه سنجی مبتنی بر تلفن همراه [32.33] و سایر فن آوری های بی¬سیم کنترل کرد [34].

فیلم 10.1
شناسایی شبکه¬ها از طریق RFID
این ویدئو معرفی فناوری RFID و استفاده از آن در نقشه برداری از تعاملات اجتماعی را نشان می دهد.

RFID نشان¬های دیجیتالی هستند که مجاورت افراد دیگری که دارای نشان باشند را تشخیص می¬دهند (فیم 10.1). RFID ها در محل¬های مختلفی جایگذاری شده¬اند؛ به عنوان مثال از این برچسب ها برای شناسایی و ثبت تعامل بین بیش از 14000 بازدیدکننده از یک نمایشگاه علمی طی یک دوره سه ماهه و یا 100 شرکت کننده در یک کنفرانس سه روزه استفاده شده است [29]. در شکل16.10 شبکه¬ای نشان داده شده است که تعامل بین دانش آموزان دبیرستانی و معلمان آن¬ها را طی یک دوره دوروزه با استفاده از RFID ثبت کرده است. یافته های زیر در خصوص استفاده از تکنولوژی RFID به دست آمد:

به طور خلاصه، برچسب های RFID اطلاعات زمانی و مکانی بسیار باارزشی در مورد ارتباط محلی افراد ارائه می¬دهند. برای استفاده مطلوب از این اطلاعات، باید داده های RFID با داده های به دست آمده از فناوری¬های مبتنی بر تلفن همراه [36] که در مقیاس بزرگ تری تهیه می شود، تلفیق شود.

Face-to-face Interactions.
شکل 10.16
تعامل¬های رودررو
شکل بالا یک شبکه تماس رودررو که توسط برچسب های RFA ره گیری شده را نشان می¬دهد. این شبکه بین 232 دانش آموز و 10 معلم در 10 کلاس در یک مدرسه وجود داشته است [31]. ساختار نقشه های به دست آمده توسط برچسب های RFID بستگی به بستری دارد که اطلاعات از آن جمع آوری شده است. به عنوان مثال شبکه مدرسه که در اینجا نشان داده شده است وجود شفاف یکسری انجمن ها را آشکار می¬کند. در مقابل، مطالعه دیگری که به بازدیدکنندگان یک موزه پرداخته است، وجود یک شبکه تقریباً خطی را نشان می¬دهد [29]. همچنین، شبکه شرکت کنندگان در یک کنفرانس کوچک، متراکم است، چراکه اکثر شرکت کنندگان با یکدیگر آشنایی و تعامل دارند [29] و [31].

شبکه های مکانی

شبکه تماسی مربوط به بسیاری از عامل¬های بیماری زای هوابرد، همان شبکه مکانی متداول است که گره های آن مکان¬ها هستند که با افرادی که مرتباً بین آن ها حرکت می کنند به یکدیگر متصل می شوند. اندازه گیری ها همراه با شبیه سازی های مبتنی بر عامل نشان می¬دهند که توزیع شبکه موقعیت مکانی به صورت پهن-دنباله است [37]: مراکز خرید، فرودگاه ها، مدارس و سوپرمارکت ها به عنوان هاب¬های اصلی عمل می¬کنند و به تعداد بسیار زیادی از مکان های کوچک تر نظیر خانه¬ها و دفاتر کار اتصال دارند. بنابراین، هنگامی که عامل بیماری زا یک هاب (مکان شلوغ و پرتردد) را آلوده کند، این بیماری می¬تواند به سرعت به بسیاری از مناطق دیگر نیز برسد.

ویروس های دیجیتالی

مطالعه ویروس¬های دیجیتالی، که موجب آلوده کردن رایانه ها و تلفن های هوشمند می¬شوند، نشان دهنده کاربرد فزاینده ای از پدیده های اپیدمی است. همان طور که در ادامه بحث خواهیم کرد، نوع شبکه¬های تماس با استفاده از حالت انتشار پاتوژن دیجیتالی مربوطه تعیین می شود.

ویروس های رایانه ای
ویروس های رایانه¬ای به اندازه ویروس¬های بیولوژیکی متنوع اند؛ بسته به ماهیت ویروس و مکانیسم انتشار آن، شبکه تماس مربوطه می¬تواند به طرز چشمگیری متفاوت باشد. بسیاری از ویروس های رایانه¬ای به عنوان پیوست¬های ایمیل پخش می¬شوند. هنگامی که کاربر پیوست را باز کند، ویروس کامپیوتر کاربر را آلوده کرده و یک کپی از خود را به آدرس های ایمیل موجود در آن رایانه ارسال می¬کند. ازاین رو شبکه تماسی مربوط، شبکه ایمیل است که همان طور که در جدول 4.1 بحث کردیم، بی مقیاس است[58]. سایر ویروس¬های رایانه ای از پروتکل های مختلف ارتباطی شبکه اینترنت سوءاستفاده می¬کنند و شبکه زیربنایی آن ها همان شبکه اینترنت است که همان طور که پیش ازاین دیدیم، یک شبکه بی¬مقیاس است (جدول 4.1). سرانجام، برخی از بدافزارها آدرس های IP را اسکن کرده و در شبکه های کاملاً-متصل پخش می¬شوند.

ویروس های تلفن همراه
ویروس های تلفن همراه از طریق MMS و بلوتوث پخش می¬شوند (شکل 10.2). یک ویروس MMS نسخه¬ای از خود را به تمام شماره تلفن های موجود در لیست مخاطبان تلفن ارسال می¬کند. بنابراین ویروس های MMS از شبکه اجتماعی پشت ارتباطات سیار سوءاستفاده می¬کنند. همان طور که در جدول 4.1 نشان داده شده است، شبکه تماس موبایل با یک نمای درجه بالا، بی مقیاس است. ویروس های تلفن همراه همچنین می¬توانند از طریق BT به تمام تلفن¬های همراهی که در مجاورت فیزیکی و مکانی آن ها قرار دارند را آلوده کنند. همان طور که در بالا موردبحث قرار گرفت، شبکه همسایگی مکانی نیز بسیار ناهمگن است [4].

به طور خلاصه، در یک دهه گذشته پیشرفت های تکنولوژیکی به ما امکان نقشه برداری از ساختار چندین شبکه که ویروس¬های بیولوژیکی یا دیجیتال از طریق آن ها گسترش می¬یابند، از شبکه¬های ارتباطی جنسی گرفته تا شبکه¬های تماس های مبتنی بر مجاورت فیزیکی، را فراهم کرده است (همچنین به منبع آنلاین 10.2 مراجعه کنید). بسیاری از این موارد مانند شبکه ایمیل، اینترنت یا شبکه روابط جنسی بی مقیاس هستند. برای سایرین، مانند شبکه¬های همسایگی فیزیکی، توزیع درجه ممکن است با قانون توان ساده تطبیق نداشته باشد؛ اما ناهمگونی درجه قابل توجهی را با(k2) بالا نشان می¬دهد. این بدان معناست که نتایج تحلیلی به دست آمده در بخش قبلی ارتباط مستقیمی با عامل¬های بیماری زای موجود در اکثر شبکه ها دارند. درنتیجه، شبکه های زیربنایی تماسی ناهمگن، حتی ویروس های ضعیف را نیز به راحتی در اجتماع گسترش می¬دهند.

منبع آنلاین 10.2
شیوع بیمارستانی
باکتری های مقاوم در برابر آنتی بیوتیک های فعلی، تهدیدی مهم برای سلامت جهانی هستند. چنین باکتری هایی به ویژه در بیمارستان¬ها و مراکز درمانی شایع هستند. Scientific American امکان تعاملی مشاهده نحوه ردیابی شیوع باکتری ها در بیمارستان¬ها را فراهم کرده است.

بخش 10.5
فراتر از توزیع درجه

تاکنون مدل های خود را ساده نگه داشته ایم: فرض کردیم که پاتوژن ها بر روی یک شبکه بدون وزن پخش می شوند و نحوه گسترش آن ها تنها به توزیع درجه آن شبکه مربوط است. بااین حال، شبکه¬های واقعی دارای ویژگی¬های دیگری مانند همبستگی درجه یا وجود انجمن¬ها هستند که pk به تنهایی قادر به توصیف آن نیست. علاوه بر این، معمولاً پیوندها وزن دار هستند و برهم کنش ها مدت زمان محدود دارند. در این بخش به بررسی تأثیر این خواص در گسترش پاتوژن می پردازیم.

شبکه های زمانی

اکثر ارتباطاتی که پیوندهای اجتماعی را شکل می دهند کوتاه و موردی هستند (خیلی از افرادی که باهم ارتباط دارند، هر روز هم را نمی بینند). ازآنجاکه یک پاتوژن فقط در صورت وجود یک تماس واقعی قابل انتقال است، یک چارچوب دقیق مدل سازی نیز باید زمان بندی و طول هر ارتباط را در نظر بگیرد. نادیده گرفتن زمان ارتباط می¬تواند منجر به نتایج گمراه کننده شود [39-41]. به عنوان مثال، شبکه ایستای شکل 10.17b از جمع¬بندی ارتباطاتی که در شکل 10.17a نشان داده شده، به دست آمده است. در این شبکه تجمعی، سرایت بیماری از D به A دارای همان میزان شانسی است که از A به D وجود دارد. درحالی که، با بررسی دقیق زمان هر یک از ارتباطات، متوجه می¬شویم درحالی که سرایت از A شروع شود می تواند D را آلوده کند، ولی اگر از D شروع شود نمی¬تواند به A برسد. بنابراین، برای پیش بینی دقیق فرآیند شیوع، باید این واقعیت که عوامل بیماری زا در شبکه¬های زمانی گسترش می¬یابند را در نظر بگیریم، که موضوع محبوبی در حوزه¬ی علم شبکه است[43-40]. نادیده گرفتن زمان الگوهای تماس، معمولاً باعث می شود سرعت و میزان شیوع بیش ازحد واقعی ارزیابی شود [42،43].

Temporal Networks.
شکل 10.17
شبکه های زمانی
بیشتر ارتباطات در یک شبکه مداوم نیستند، بلکه مدت زمان محدودی دارند. بنابراین، ما باید شبکه های زیربنایی را به عنوان شبکه های زمانی در نظر بگیریم. شبکه های زمانی یکی از موضوعات پژوهشی فعال در علم شبکه است.
  1. شبکه زمانی
    خط زمانی تعامل بین چهار نفر در شکل الف نشان داده شده است. هر خط عمودی زمان تماس دو فرد با یکدیگر را نشان می¬دهد. اگر A اولین مبتلا باشد، عامل بیماری زا می¬تواند از A به B و سپس به C گسترش یابد و درنهایت به D برسد. بااین حال اگر، D اولین مبتلا باشد، بیماری می¬تواند به C و B برسد، اما به A نمی-رسد، زیرا از A تا D یک مسیر زمانی وجود دارد.
  2. شبکه تجمیع شده
    این شبکه با ادغام تعاملات شبکه زمانی (a) به دست آمده است. اگر تنها از این نمایش تجمیعی استفاده کنیم، عامل بیماری زا مستقل از نقطه شروع آن، می¬تواند به همه افراد سرایت کند [40].

الگوهای تماس غیرمنتظره

در رویکردهای نظری بحث شده در بخش¬های 2.10 و 3.10 فرض می¬شد که زمان تعامل بین دو گره متصل به هم تصادفی است. این بدان معناست که زمان¬های بین تماس¬های متوالی از یک توزیع نمایی پیروی می¬کند که درنتیجه، منجر به یک توالی تصادفی اما یکنواخت از وقایع می¬شود (شکل 10.18a-c). اما اندازه گیری ها چیز دیگری نشان می¬دهند: زمان¬ بین رخدادها در اکثر سیستم¬های اجتماعی از توزیع قانون توان پیروی می¬کند [44.35] (شکل 10.18d-f). این بدان معنی است که تنها هنگامی که چند مخاطب یکدیگر را در بازه زمانی نسبتاً کوتاهی ملاقات کنند، می توان دنباله ملاقات را با فاصله بین دو تماس متوالی توصیف کرد. بااین حال، قانون توان نشان می دهد که گاهی ممکن است بین دو تماس، فاصله بسیار طولانی به وجود بیاید. بنابراین الگوی تماس نامتوازن یا "غیرمنتظره (نامنظم)" خواهد بود (شکل 10.18d,e).

Bursty Interactions.
شکل 10.18
تعاملات غیرمنتظره (نامنظم)
  1. اگر الگوی فعالیت یک فرد تصادفی باشد، زمان¬های تماس از یک روند پواسون پیروی می¬کنند، که فرض می¬کند در هرلحظه یک رخداد (تماس) با احتمال q اتفاق می¬افتد. محور افقی زمان را مشخص می¬کند و هر خط عمودی مطابق با رخدادی است که زمان بندی آن به صورت تصادفی انتخاب شده است. زمان¬های مشاهده شده بین رخدادها نزدیک به هم هستند و وقوع تأخیرهای بسیار طولانی بین دو رخداد نادر است.
  2. اگر زمان بین رخدادهای τi را برای 1000 رویداد متوالی تصادفی نشان دهیم، آنگاه عدم وجود تأخیرهای طولانی قابل مشاهده است. مطابق آنچه مشاهده کردیم، ارتفاع هر خط عمودی با فواصل دیده شده در (a) مطابقت دارد.
  3. احتمال یافتن دقیقاً n رویداد در طی یک بازه زمانی ثابت، از توزیع پوآسون از شکل P(n,q) =e– qt (qt)n/n! پیروی می¬کند و پیش بینی می¬کند که توزیع زمان بین رویدادها از P(Ti) ~ e -q τi پیروی می¬کند که به صورت لگاریتمی-خطی نشان داده شده است.
  4. توالی رخدادها را در حالتی نشان می دهد که فاصله زمانی بین رویدادها از یک توزیع قانون توان پیروی می کند. درحالی که اکثر رویدادها فاصله نزدیکی با یکدیگر دارند و باعث شکل گیری تراکم تماس ها می شوند، فواصل بین تعداد محدودی رخدادها هم بسیار طولانی است که وقفه های طولانی در الگوی تماس را نشان می دهد. توالی زمان به اندازه (a) یکنواخت نیست و ماهیت نامنظم دارد.
  5. زمان انتظار τi برای1000 رویداد متوالی را نشان می دهد. میانگین فاصله بین رخدادها به گونه ای انتخاب شده است تا با میانگین رخدادهای فرآیند پوآسون که در (b) نشان داده شده یکسان باشد. تیرک های بزرگ با وقفه های بسیار طولانی مطابقت دارند.
  6. توزیع زمان تأخیر P(τi) ~ τi-2 برای فرآیندهای نامنظم در(d) و (e) نشان داده شده اند.

نامنظمی تماس ها در تعدادی از فرآیندهای تماسی مربوط به پدیده های همه¬گیر، از ارتباطات ایمیلی تا الگوهای تماس تلفنی و روابط جنسی مشاهده می شوند . نامنظمی تماس ها، بر دینامیک شیوع تأثیر می گذارد]43[. به طور خاص، تبعیت فاصله بین رویدادها از قانون توان، زمان مشخصه τ را افزایش می دهد، درنتیجه تعداد افراد آلوده، کندتر ازآنچه توسط الگوی تماس تصادفی پیش بینی شده بود، کاهش می¬یابد. به عنوان مثال، اگر زمان بین ایمیل های متوالی از توزیع پواسون پیروی کند، ویروسِ ایمیل با سرعت i (t) ~ exp (–t / τ) و با این زمان زوال τ≈1 روز، رو به کاهش می¬رود. بااین حال در داده های واقعی، روند بسیار کندتر است و زمان فروپاشی τ≈21 روز است که با پیش بینی رابطه به دست آمده برای قانون توان تطبیق دارد [43].

همبستگی درجه

همان طور که در فصل 7 موردبحث قرار گرفت، بسیاری از شبکه های اجتماعی رفتار همسان¬گزینی دارند، به عبارتی گره ها با درجه بالا تمایل دارند به گره های با درجه¬ی بالا متصل شوند. آیا این موضوع در گسترش پاتوژن تأثیر دارد؟ محاسبات نشان می¬دهند که همبستگی درجه¬ای جنبه های کلیدی اپیدمی شبکه را دست نخورده باقی می¬گذارد، اما سرعت انتشار یک پاتوژن در شبکه را تغییر می دهد:

وزن پیوندها و انجمن ها

در طول این فصل، فرض کردیم شدت روابط یکسان است و بر انتشار پاتوژن¬ها روی یک شبکه بدون وزن تمرکز کردیم. در واقعیت شدت روابط بسیار متنوع است و این ناهمگونی نقش مهمی در پدیده شیوع دارد. درواقع، هرچه فرد زمان بیشتری با فرد آلوده بگذراند، احتمال ابتلای وی نیز بیشتر می¬شود.

در همین راستا، تا اینجا از ساختار انجمن ها در شبکه¬ای که پاتوژن روی آن منتشر می شود چشم پوشی کردیم. بااین حال، وجود انجمن (فصل 9) منجر به شکل¬گیری برخوردهای مکرر بین گره¬ها در یک انجمن شده و پویایی گسترش را تحت تأثیر قرار می دهد.

شبکه تلفن همراه امکان مطالعه نقش شدت (وزن) روابط و انجمن ها را در پدیده شیوع فراهم می کند [49]. فرض می کنیم در زمان t = 0 یک فرد به صورت تصادفی انتخاب شده باشد. اطلاعات مشخصی در اختیار آن فرد قرار داشته باشد. فردی که این اطلاعات را در اختیار دارد شبیه یک فرد آلوده در نظر گرفته می شود. در هر گام از زمان، این فرد با احتمال pij ~ βwij اطلاعات را به مخاطب j خود منتقل می¬كند، كه در آن β احتمال گسترش و wij شدت رابطه است که متناظر با تعداد دقایق مکالمه تلفنی i و j است. برای درک نقش وزن پیوندها در فرآیند شیوع، شرایط شیوع را در شبکه کنترلی نیز بررسی می کنیم. شبکه کنترلی دارای همان دیاگرام سیم¬کشی است اما تمام وزن های آن یکسان و برابر با w = 〈wijاست و برای مقایسه مورداستفاده قرار می گیرد.

همان طور که شکل 10.19a نشان می¬دهد، اطلاعات در شبکه کنترلی به طرز قابل توجهی سریع تر پخش می شوند. کاهش سرعت انتشار اطلاعات در شبکه واقعی، نشان می¬دهد که این اطلاعات در انجمن محصور می شود. درواقع، همان طور که در فصل 9 بحث کردیم، روابط در داخل انجمن بسیار نزدیک است، درحالی که روابط بین انجمن های مختلف ضعیف است [50]. بنابراین، هنگامی که یکی از اعضای یک انجمن از موضوعی آگاه می شود، با توجه به ارتباطات نزدیک با اعضای دیگر، به سرعت همه اعضای آن انجمن از آن موضوع آگاه می شوند. بااین حال، به دلیل ضعف روابط بین انجمن های مختلف، این اطلاعات به آسانی به خارج از آن انجمن راه پیدا نمی کند. درنتیجه، اگرچه اطلاعات به سرعت در همان انجمن پخش می شود ولی خیلی طول خواهد کشید تا از مرزهای انجمن خارج شود. اگر وزن همه¬ی پیوندها برابر در نظر گرفته شود (شبکه کنترلی)، پل بین انجمن ها تقویت می¬شود و محصور شدن اطلاعات در یک انجمن از بین می¬رود.

Information Diffusion in Mobile Phone Networks.
شکل 10.19
انتشار اطلاعات در شبکه تلفن همراه
این شکل انتشار اطلاعات در گراف وزن¬دار تماس¬های تلفنی را نشان می دهد که در آن احتمال انتقال اطلاعات از یک گره به یکی از همسایگان خود متناسب با نزدیکی رابطه بین آن¬ها است. نزدیکی رابطه با تعداد دقایقی که دو نفر تلفنی با یکدیگر صحبت می¬کنند، اندازه گیری می شود.
  1. کسری از گره¬هایی که به آن اطلاعات دست پیداکرده اند را در طول زمان نشان می دهد. دایره های آبی انتشار در شبکه را با استفاده از نزدیکی روابط واقعی نشان می دهند. دایره¬های سبز نیز حالت شبکه کنترلی را نشان می دهند که در آن نزدیکی روابط همه نقاط، برابر در نظر گرفته شده است.
  2. انتشار در یک شبکه محلی کوچک را با وزن واقعی پیوندها نشان می دهد. اطلاعات از گره قرمز منتشر می¬شوند. وزن یال¬های جهت¬دار، نشانگر نزدیکی روابط آن ها است. شبیه سازی 1000 مرتبه تکرار شده است. اندازه پیکان¬ها متناسب با تعداد دفعات ارسال اطلاعات در آن جهت است و رنگ آن ها نیز تعداد کل دفعات انتقال¬ اطلاعات در طول آن پیوند را نشان می¬دهد. محدوده پس زمینه تفاوت در جهت اطلاعات را در شبیه سازی های واقعی و کنترلی برجسته می¬کند.
  3. وضعیت مشابه (b) را در یک شبکه کنترلی نشان می دهد. فرض می¬کنیم که همه پیوندها دارای وزن W = 〈 wij هستند [49].

تفاوت بین فرآیند پخش در شبکه واقعی و کنترلی در شکل 10.20b,c نشان داده شده است که الگوی انتشار در یک همسایگی کوچک از شبکه تماس تلفن همراه را نشان می¬دهد. در شبیه سازی شبکه کنترلی، اطلاعات کوتاه ترین مسیر را دنبال می کند. هنگامی که وزن پیوند در نظر گرفته می¬شود، اطلاعات در مسیر طولانی ترین شالوده اصلی شبکه با پیوندهای قوی جریان می یابد. برای مثال، در شکل 10.20b، اطلاعات به ندرت به نیمه پایینی شبکه می¬رسد، درحالی که در شبیه سازی شبکه کنترلی که در (c) نشان داده شده، همواره به این بخش نیز می رسد.

Simple vs. Complex Contagion.
شکل 10.20
سرایت ساده در مقابل پیچیده
ساختار انجمن شبکه دنبال کنندگان توییتر را نشان می دهد. هر دایره متناظر با یک انجمن و اندازه آن متناسب با تعداد توییت¬های تولیدشده توسط همان انجمن است. رنگ یک جامعه نشانگر زمانی است که برای اولین بار از هشتگ موردمطالعه (متناظر با یک الگوی رفتاری) استفاده می شود. رنگ های روشن تر نشان دهنده اولین انجمن ها و رنگ¬های تیره نشان دهنده آخرین انجمن-هایی است که از آن هشتگ استفاده می-کنند.
  1. سرایت ساده
    تکامل الگوی رفتاری یک هشتگ ویروسی به نام، ThoughtsDuringSchool# از مرحله اولیه آن (30 توییت، سمت چپ) تا مرحله نهایی آن (200 توییت، راست) نشان داده شده است. این الگوی رفتاری به راحتی بین انجمن ها شیوع می¬یابد و به بسیاری از آن ها سرایت می¬کند که همان الگویی است که در سرایت یک عامل بیماری زای بیولوژیکی نیز مشاهده می شود.
  2. سرایت پیچیده
    تکامل الگوی رفتاری یک هشتگ غیر ویروسی به نام ProperBand# از مرحله اولیه (چپ) تا مرحله نهایی (65 توییت، راست) را نشان می دهد. این توییت به تعداد معدودی از انجمن ها محدود شده است و نتوانسته به خارج از آن ها راه یابد. این حالت نشانه پدیده هم افزایی است که در که الگوی شیوع پیچیده مشاهده می شود [54].

سرایت پیچیده

وجود انجمن ها پیامدهای متعددی در مدل های شیوع از ایجاد زنجیره های سراسری [51،52] گرفته تا تحت تأثیر قرار دادن فعالیت های افراد [53] دارد.

انتشار الگوهای رفتاری و سرایت ایده ها یا رفتارها از یک فرد به افراد دیگر، نقش مهم انجمن ها را برجسته¬تر می¬کند [54]. انتشار الگوهای رفتاری توجه زیادی را از بازاریابی [5، 55] تا علم شبکه [56،57]، ارتباطات [58] و رسانه های اجتماعی به خود جلب کرده است [59-61]. الگوی انتقال پاتوژن¬ها و الگوهای رفتاری باهم تفاوت دارد و لازم است بتوانیم به طور سیستماتیک، شیوع ساده را از پیچیده تمیز دهیم [54،62،63].

ما تاکنون فرآیند سرایت ساده را موردبررسی قرار دادیم: برای آلوده شدن کافی است تا با فرد آلوده ارتباط برقرار شود. گسترش الگوهای رفتاری، محصولات و رفتارها اغلب با رویکرد سرایت پیچیده توصیف می¬شود. در شیوع پیچیده، بیشتر افراد در اولین مواجهه، الگوهای رفتاری، استفاده از یک محصول یا رفتار جدید را تقلید نمی¬کنند. در عوض، پذیرفتن مستلزم تداوم و تکرر آن الگو در افراد پیرامون آن ها است[64]. به عنوان مثال، هرقدر تعداد بیشتری از دوستان یک نفر تلفن همراه (یا یک محصول خاص و جدید) داشته باشند، احتمال اینکه او نیز یکی خریداری کند، بیشتر است.

در سرایت ساده، وجود انجمن باعث می شود که گردش اطلاعات یا عامل بیماری زا در داخل انجمن محدود شود و سرعت انتشار آن کند ¬شود (Image 10.19a). این اثر در سرایت پیچیده برعکس است؛ ازآنجاکه اعضای انجمن ارتباط خیلی زیادی باهم دارند، عملاً رفتارهای اجتماعی را تقویت می کنند و فرد در معرض نمونه های متعددی در پیرامون خود قرار می گیرد و فرایند پذیرش تسهیل می شود. ازاین رو انجمن ها می توانند یک عادت، محصول یا یک الگوی رفتاری را تقویت کنند و عملاً پدیده هم افزایی اتفاق می افتد.

تفاوت بین سرایت ساده و پیچیده به خوبی در داده های توییتر نمایان می¬شود. توییت یا پیام کوتاه معمولاً دارای برچسب هش¬تگ هستند. این برچسب ها را می توان مشابه الگوهای رفتاری در نظر گرفت. کاربران توییتر می¬توانند سایر کاربران را دنبال کرده و پیام های آن¬ها را دریافت کنند و برای طرفداران خود ارسال کنند (بازتوییت کنند) یا در توییت خود، دیگران را منشن کنند. مطالعات نشان می دهد که بیشتر هش¬تگ ها به یک انجمن خاص محدود می شود، که این نشانه¬ی سرایت پیچیده است[54]. تجمع بالای یک الگوی رفتاری در یک انجمن خاص، نشانگر وقوع پدیده هم افزایی است. در مقابل، رفتارهای ویروس¬وار، با الگویی مشابه پاتوژن¬های بیولوژیکی بین انجمن های مختلف گسترش می یابند. به طورکلی هرقدر یک الگوی رفتاری واگیردارتر باشد (ویروسی تر باشد) به انجمن های بیشتری می¬رسد (شکل 10.20).

به طور خلاصه، ویژگی¬های مختلف شبکه از همبستگی درجات گرفته تا وزن پیوندها و ماهیت نامنظم الگوهای تماس آن می¬تواند بر گسترش یک پاتوژن در آن شبکه تأثیر بگذارد. همان طور که در این بخش بحث کردیم، برخی از ویژگی¬های شبکه سرعت انتشار یک عامل بیماری زا را کند کرده و برخی دیگر آن را افزایش می دهند. اگر بخواهیم شیوع یک پاتوژن واقعی را پیش بینی کنیم باید تأثیر این عوامل را نیز در نظر بگیریم. اگرچه نقش این الگوها در بیماری¬های مسری بسیار برجسته و آشکار است، اما حتی در شیوع پدیده های غیر واگیردار مانند چاقی نیز تأثیر می¬گذارند (نکته 2.10).

بخش 10.6
مصون سازی

استراتژی های مصون سازی نحوه توزیع واکسن، درمان یا دارو در اجتماع را مشخص می¬کنند. در حالت ایده-آل، در صورت وجود درمان یا واکسن، باید به همه افراد آلوده و یا در معرض خطر ابتلا به بیماری رسانده شود؛ بااین وجود، اغلب دلایلی چون هزینه، دشواری رساندن دارو به همه افراد در معرض خطر، و عوارض جانبی درمان، مانع پوشش کامل دارو می¬شود. با توجه به این محدودیت¬ها، استراتژی¬های مصون¬سازی، با توزیع مؤثر واکسن یا درمان های موجود صورت می¬گیرد که هدف آن کم کردن خطر همه¬گیری است.

استراتژی¬های مصون سازی متأثر از مدل¬های پیش بینی شیوع سنتی است: اگر سرعت انتشار λ یک بیماری در آستانه بحرانی λc خود کاهش یابد، ویروس به طور طبیعی از بین می رود (شکل 10.11). بااین حال، عملاً در شبکه های بی مقیاس آستانه شیوع وجود ندارد و کارآیی این استراتژی را زیر سؤال می برد. درواقع، اگر آستانه شیوع از بین رود، استراتژی¬های مصون سازی نمی¬توانند λ را به کوچک تر از λc برسانند. ما در این بخش درباره¬¬ی چگونگی استفاده از درک ما از توپولوژی شبکه برای طراحی استراتژی¬های مصون سازی کارآمد بر مبنای شبکه که پاسخگوی تأثیر آستانه ناپدید شدن شیوع باشد، بحث می¬کنیم.

مصون سازی تصادفی

هدف اصلی مصون سازی، محافظت فرد مصون شده در برابر بیماری است. بااین حال، نقش ثانوی آن نیز بسیار مهم است: مصون سازی باعث کاهش سرعت گسترش عامل بیماری زا در یک اجتماع می شود. برای نشان دادن اثر این کار، شرایطی را در نظر بگیرید که کسر g از افراد به طور تصادفی در یک جامعه مصون سازی شوند [8].

فرض می کنیم پاتوژن از مدل SIS پیروی می¬کند (3.10). گره های مصون شده برای پاتوژن دست نیافتنی هستند، و تنها کسر (1 – g ) باقیمانده از گره ها می توانند با بیماری در تماس بوده و آن را گسترش دهند. درنتیجه، درجه مؤثر هر گره مستعد از 〈k〉 به 〈k〉 (1 – g )تغییر می کند ، که سرعت انتشار پاتوژن را از λ = β / μ به (1 – g)λ '= λ کاهش می دهد. در مرحله بعدی اثرات جانبی این کاهش را در هر دو شبکه تصادفی و بی مقیاس بررسی خواهیم کرد.

راهبردهای واکسیناسیون در شبکه¬های بدون مقیاس

ناکارآمدی مصون سازی تصادفی، ریشه در عدم وجود آستانه اپیدمی در شبکه های بی مقیاس دارد. بنابراین، برای ریشه¬کن کردن موفقیت آمیز پاتوژن در شبکه های ناهمگن، باید راه هایی برای افزایش آستانه اپیدمی بیابیم که این امر مستلزم کاهش واریانس 〈k2 شبکه تماس زیربنایی است.

Immunizing the Hubs.
شکل 10.22
مصون سازی هاب ها
در شبکه های ناهمگن می توان یک ویروس را با افزایش آستانه اپیدمی از طریق مصون سازی هاب ها از بین برد. شکل بالا آستانه اپیدمی مورد انتظار در صورت مصون¬سازی تمام گره ها با درجه بزرگ تر از k'max را نشان می¬دهد. هرچه تعداد هاب¬های بیشتری مصون¬سازی شوند (یعنی هرچه k'max کوچک تر باشد)، λc بزرگ تر خواهد بود و احتمال از بین رفتن بیماری افزایش می¬یابد. مصون¬سازی هاب¬ها شبکه ای را که بیماری در آن گسترش یافته، تغییر می¬دهد و باعث می شود هاب¬ها برای پاتوژن¬ها قابل دستیابی نباشند (شکل 10.23).

هاب ها مسئول واریانس زیاد شبکه های ناهمگن هستند. بنابراین اگر هاب¬ها را مصون¬سازی کنیم، یعنی همه گره هایی که درجه آن ها از مقدار k'max مشخص بیشتر باشد، طبق رابطه (26.10) واریانس کاهش یافته و آستانه اپیدمی افزایش می¬یابد [68،69]. درواقع، اگر گره هایی با درجه k>k'max وجود نداشته باشد، آستانه اپیدمی تغییر می¬کند(مباحث پیشرفته 10.C).

بنابراین، برای γ <3، هر چه هاب¬های بیشتری را درمان کنیم (یعنی k'max کوچک تر باشد) آستانه اپیدمی نیز بزرگ تر خواهد بود (شکل 10.22). با ایمن سازی تعداد کافی از هاب¬ها می توانیم λc را به کمتر از λ = β / µ که ویژگی پاتوژن است، کاهش دهیم. این روش معادل تغییر شبکه زیربنایی است: با مصون سازی هاب¬ها، شبکه تماس افراز می شود (به قطعاتی تقسیم می شود) و با این کار دسترسی پاتوژن به گره¬ها در سایر قطعات دشوارتر می¬شود(شکل 10.23).

Robustness and Immunizations.
شکل 10.23
استحکام و مصون سازی

شبکه¬های بی مقیاس مقاومت قابل توجهی در برابر خرابی تصادفی گره¬ها و لینک¬ها نشان می¬دهند (فصل 8). درعین حال، آن ها در برابر حملات آسیب پذیرند: اگر گره¬های با بیشترین تعداد اتصال را از آن ها حذف کنیم، شبکه های بی مقیاس تجزیه می شوند. این پدیده شباهت¬های زیادی با مسئله مصون سازی دارد؛ مصون سازی تصادفی قادر به ریشه کن کردن یک بیماری نیست، اما ایمن سازی انتخابی، که هاب¬ها را هدف قرار دهد، می تواند آستانه بحرانی مشخصی ایجاد کند و به ما در ریشه¬کن کردن بیماری کمک کند. این قیاس تصادفی نیست: هر دو مسئله تاب آوری و مصون سازی با 〈k2 واگرا مرتبط هستند. در حقیقت، ناپدید شدن آستانه اپیدمی در مبحث همه گیری معادل یافتن آستانه نفوذ با حذف تصادفی یک گره در مبحث تاب¬آوری است (مباحث پیشرفت D 10.). به طور مشابه، ظهور مجدد آستانه اپیدمی با مصون سازی هاب¬ها، معادل آستانه نفوذ یک شبکه بی مقیاس کوچک که تحت حمله قرارگرفته است خواهد بود. بنابراین، مسائل حمله و مصون سازی هدفمند، نشان دهنده دو روی یک سکه اند.

برای نشان دادن تناظر بین مسائل حمله و مصون سازی هدفمند، شبکه¬ی نشان داده شده در (a) را در نظر بگیرید. همان طور که در بند (ب) نشان داده شده است، حمله ای که پنج هاب بزرگ آن را از بین می برد، شبکه را به بخش های مجزا افراز می کند؛ مصون سازی هدفمند نیز همان نقش را ایفا می¬کند: با مصون سازی هاب¬ها در برابر بیماری، شبکه ای که پاتوژن در آن پخش می¬شود به شبکه افراز شده در (b) تبدیل می¬شود. ازآنجاکه شبکه ایمن¬سازی شده به خوشه¬های کوچک تجزیه می¬شود، پاتوژن در یکی از خوشه¬های کوچک متوقف شده و دیگر قادر به آلوده کردن گره های سایر خوشه های نیست.

مصون سازی هاب¬ها چشم انداز پروتکل های واکسیناسیون را تغییر می دهد: به جای تلاش برای کاهش سرعت انتشار با استفاده از مصون سازی تصادفی، باید توپولوژی شبکه تماس را تغییر دهیم، که به نوبه خود باعث افزایش λc به بالاتر از β / μ λ = که به صورت بیولوژیکی تعیین شده می شود.

مشکل استراتژی مصون سازی مبتنی بر هاب این است که برای اکثر فرآیندهای اپیدمی، ما نقشه دقیقی از شبکه تماس نداریم. به عبارتی از تعداد شرکای جنسی هر یک از افراد آگاه نیستیم و همچنین نمی توانیم به طور دقیق ابر توزیع کننده در فرایند شیوع آنفلوانزا را شناسایی کنیم. به عبارت دیگر، شناسایی هاب¬ها دشوار است. اما بااین حال، هنوز می توانیم توپولوژی شبکه را استخراج کنیم و از آن برای طراحی استراتژی های مصون سازی کارآمدتر بهره ببریم. برای این کار، ما به پارادوکس دوستی یعنی این واقعیت که به طور متوسط همسایگان یک گره درجه بالاتری از خود گره دارند، تکیه می¬کنیم (نکته 1.7). بنابراین با مصون سازی آشنایان یک فرد که به طور تصادفی انتخاب شده، بدون اینکه دقیقاً بدانیم چه کسانی هاب هستند، می توانیم هاب¬ها را مورد هدف قرار دهیم. این فرایند شامل مراحل زیر است [70]:

  1. همانند آنچه در مصون¬سازی انجام می¬دهیم، به طور تصادفی کسر p از گره¬ها را انتخاب می کنیم. این گره¬ها را گروه 0 می نامیم.
  2. برای هر گره در گروه 0 به طور تصادفی پیوندی را انتخاب می کنیم؛ به مجموعه گره هایی که این پیوندها به آن ها وصل می شوند گروه 1، می¬گوییم. به عنوان مثال، از هر فرد از گروه 0 می¬خواهیم یکی از آشنایان خود در گروه 1را که با وی درگیر فعالیتی بوده که بتواند منجر به انتقال پاتوژن شود، انتخاب کند. در مورد HIV، از آن ها می خواهیم که شریک جنسی خود را معرفی کنند.
  3. افراد گروه 1 را مصون سازی کنید
Selective Immunization of Scale-free Networks.
شکل 10.24
مصون سازی انتخابی شبکه های بی مقیاس
آستانه مصون سازی بحرانی gc را به عنوان تابعی از درجه نمای γ از شبکه تماسی که پاتوژن در آن با مدل SIS منتشر می¬شود. نشان می دهد. منحنی¬ها سبزرنگ استراتژی مصون سازی تصادفی و منحنی بنفش، ایمن سازی انتخابی (که یک همسایه از یک گره تصادفی را مصون می¬کند) را نشان می دهند. خطوط پیوسته نشان دهنده ی نتایج تحلیلی اند درحالی که نمادها، داده¬های شبیه سازی را برای N = 106 و m = 1 نشان می-دهند. ازآنجاکه اندازه جمعیت محدود است، ما برای ایمن سازی تصادفی حتی برای γ <3 ، داریم gc <1 [70].

این استراتژی هیچ نیازی به اطلاعاتی در مورد ساختار سراسری شبکه ندارد. بااین حال، طبق رابطه (3.7) احتمال اینکه گره¬ای با k پیوند، متعلق به گروه 1 باشد، متناسب با kpk است. درنتیجه افراد گروه 1 میانگین درجه بالاتری نسبت به افراد گروه 0 دارند. پیامدهای این موضوع در شکل 10.24 نشان داده شده است، که آستانه مهم موردنیاز برای ریشه کن کردن یک پاتوژن برای یک شبکه بی مقیاس با درجه نمای γ را نشان می دهد. این شکل چندین نتیجه مهم را ارائه می دهد:

  1. مصون سازی تصادفی
    منحنی بالا gc را برای مصون سازی تصادفی نشان می¬دهد. برای شبکه های ناهمگن (γ کوچک) متوجه می شویم که gc ≈ 1، که نشانگر این است که برای ریشه کن کردن بیماری باید همه گره ها را مصون کنیم. با نزدیک شدن γ به 3، یک آستانه اپیدمی محدود در شبکه نمایان شده و gc کاهش می¬یابد. ازاین رو برای γ های بزرگ، مصون سازی بخش قابل توجهی از جمعیت می¬تواند عامل بیماری زا را ریشه کن کند.
  2. مصون سازی انتخابی
    برای استراتژی هدفمند، gc به طور سیستماتیک زیر 30٪ است. بنابراین با مصون سازی تصادفی یک همسایه از 30٪ گره ها می توان بیماری را ریشه کن کرد. کارآیی این استراتژی وابستگی ضعیفی به γ دارد؛ مصون سازی انتخابی از مصون سازی تصادفی حتی برای γ بالا (که هاب¬ها کمتر برجسته¬اند) مؤثرتر است

بخش 10.7
پیش بینی اپیدمی

در اکثر طول تاریخ، بشر در مواجهه با بیماری¬های فراگیر بی¬دفاع بود و به دلیل عدم وجود دارو و واکسن، بیماری های عفونی بارها و بارها در قاره های مختلف جابجا شده و تلفات سنگینی را تحمیل کردند. اولین واکسن در سال 1796 مورد آزمایش قرار گرفت و تولید منظم واکسن¬ها و درمان علیه پاتوژن های جدید در دهه 1990 امکان پذیر شد. باوجود پیشرفت¬های چشمگیر پزشکی، ما فقط علیه تعداد کمی از پاتوژن ها واکسن های مؤثری داریم. درنتیجه، اقدامات کاهش انتقال و قرنطینه ابزار اصلی متخصصان بهداشت در مبارزه با پاتوژن¬های جدید هستند. برای آنکه ترکیب واکسن ها، درمان ها و اقدامات مبتنی بر قرنطینه، مؤثر واقع شوند باید بتوانیم پیش بینی کنیم بیماری بعدی، چه زمانی و در کجا ظاهر خواهد شد؛ این کار به مقامات بهداشت محلی اجازه می¬دهد تا منابع خود را به بهترین نحو به کارگیرند.

پیش بینی بلادرنگ شیوع بیماری های فراگیر، یک دستاورد جدید است. پایه گذاری مدل های پیش بینی بر اساس چارچوب مدل سازی اپیدمی در دهه 1980 انجام شد[72] و با اپیدمی سارس در سال 2003 توسعه یافت، که منجر به دستورالعمل گزارش¬گیری در سراسر جهان در مورد شیوع آن شد. در دسترس قرار گرفتن سیستماتیک داده¬های مربوط به بیماری¬های فراگیر [1]، ورودی بلادرنگ برای مدل سازی فراهم آورد. اولین ثمره این مدل ها در پیش بینی شیوع H1N1 در سال 2009 به دست آمد و برای اولین بار شیوع یک بیماری همه¬گیر پیش بینی شد.

ظهور هر پاتوژن جدیدی چندین سؤال اساسی را ایجاد می کند:

امروزه این سؤالات با استفاده از شبیه سازهای پیشرفته همه گیری پاسخ داده می¬شوند. داده های مربوط به جمعیت، جابجایی و تحرک افراد (ویدیو 10.4) و داده¬های اپیدمیولوژیک [73-75]، ورودی¬های اصلی این شبیه سازها را تشکیل می دهند. الگوریتم¬های استفاده شده در این ابزارها از مدل های فرا-جمعیتی تصادفی [76-78] گرفته تا شبیه¬سازی¬های رایانه ای مبتنی بر عامل است که رفتار و تعامل میلیون¬ها نفر را ثبت و ضبط می¬کنند [79]. در این بخش به خلاصه ای از قابلیت¬های این ابزارها می پردازیم و نقش علم شبکه در این پیشرفت ها را بررسی می¬کنیم.

ویدیو 10.4
الگوهای پرواز آمریکای شمالی
برنامه پروازهای لحظه ای واقعی در سراسر آمریكای شمالی، با تكیه بر داده¬های منتشر شده توسط اداره هواپیمایی فدرال در این فیلم به تصویر در آمده است. شبکه حمل ونقل جهانی عامل شیوع پاتوژن¬ها بین قاره-ها است. درنتیجه، برنامه¬ی پروازها، ورودی اصلی برای پیش بینی بیماری¬های فراگیر است. گرچه این فیلم که توسط آرون کوبلین تهیه شده، می¬تواند به عنوان یک نمایش کاملاً علمی دیده شود، اما توسط جامعه هنری نیز به عنوان یک هنر دیجیتال موردتوجه قرار گرفت و اکنون در مجموعه هنر تصویر موزه هنرهای مدرن (MoMA) نیویورک قرار دارد.

پیش بینی لحظه ای

پیش بینی بیماری های مسری، با هدف تعیین زمان دقیق گسترش بیماری و همین طور پیش بینی تعداد افرادی که در هر هفته در هر شهر بزرگ به بیماری مبتلا می¬شوند انجام می¬گیرد[79،80]. اولین پیش بینی در لحظه وقوع موفقیت آمیز درزمینه ی ابتلا به بیماری¬های مسری، که مبتنی بر علم شبکه نیز بود، بر اساس مدل محاسباتی Global Epidemic and Mobility (GLEAM) انجام گرفت[80] (شکل 10.26, ویدیو 10.5). این سیستم از یک چارچوب تصادفی بهره گرفت و از داده¬های جمعیت شناختی و جابجایی با جزئیات بسیار بالا به عنوان ورودی استفاده کرد. همچنین این ابزار از یک مدل محاسباتی مبتنی بر شبکه استفاده می کند:

ویدیو 5.10.
GLEAM
یک ویدیو که نشان دهنده ی پیش بینی شیوع با استفاده از بسته¬ی نرم افزاری GLEAM است.
Modeling the 2009 H1N1 Pandemic.
شکل 10.26
مدل سازی همه گیری ویروس H1N1 در سال 2009
  1. شیوع ویروسH1N1 در اوایل 2009 شروع شد. پیکان¬ها نشانگر ورود اولین عفونت ها در کشورهایی است که قبلاً آلوده نشده بودند. کدهای رنگی زمان ورود ویروس را نشان می دهند
  2. نمودار فلوچارت پیش بینی بیماری های واگیردارGLEAM را نشان می دهد که برای پیش بینی به موقع شیوع بیماری های مسری مانندH1N1 یا ابولا استفاده می¬شود. ستون سمت چپ (ورودی) پایگاه داده¬های ورودی را نشان می¬دهد که شامل اطلاعات جمعیتی، جابجایی و اپیدمیولوژیک می¬شود. ستون میانی، فرآیندهای پویای مبتنی بر شبکه که در هر مرحله از زمان مدل¬سازی می¬شوند را توصیف می¬کند. ستون سمت راست (خروجی) نمونه¬هایی از کمیت هایی را که مدل می¬تواند پیش بینی کند ارائه می¬دهد [82].

GLEAM چارچوب اپیدمی مبتنی بر شبکه را که در بخش 3.10 شرح داده شده پیاده سازی می¬کند و خروجی های متعددی در خصوص شیوع احتمالی بیماری مسری در جهان را برای ماه¬های آینده پیش بینی می¬کند. برای ویروس H1N1 داده¬های جمع آوری شده از نهادهای نظارتی و ویروس شناسی از 48 کشور را در طول دوره کامل بیماری همه گیر[80] با پیش بینی های برنامه مقایسه شد و به چندین نتیجه و یافته کلیدی منجر گشت:

Activity Peaks for H1N1.
شکل 10.27
اوج فعالیت برای H1N1
شکل بالا زمان پیش بینی شده و زمان اوج واقعی ویروس H1N1 را در چندین کشور نشان می¬دهد. زمان اوج، هفته ای است که بیشترین تعداد در اثر تماس با پاتوژن آلوده می شوند. اندازه گیری زمان اوج به نسبت اولین مشاهده بیماری انجام می شود (به این معنا که چند هفته پس از اولین مشاهده بیماری به نقطه اوج رسیده است). نمودار ستون-خطا در شکل فوق با استفاده از پیش بینی های مدل ناشی از تجزیه وتحلیل 2000 بار اجرای تصادفی شیوع به دست آمده است[82].

تحلیل و بررسی "چه می¬شود اگر"

از شبیه سازها می¬توان در ارزیابی کارایی برنامه¬های مداخله ای استفاده کرد. برای این کار کافی است زمان و ماهیت هر یک از روش¬های مداخله جهت مهار و فرونشانی شیوع را در مدل تعریف کرد. در ادامه تأثیر دو نوع اقدام مداخله¬گرانه را بررسی خواهیم کرد:

The Impact of Travel Reduction.
شکل 10.29
تأثیر کاهش سفر
در نمودار بالا، تأثیر کاهش سفر، در زمان ورود ویروس H1N1 از مکزیک به کشورهای مختلف نسبت به سناریوی مرجع (حالتی که هیچ محدودیتی برای سفر لحاظ نشود) نشان داده شده است. درصد در محور عمودی میزان کاهش سفر را در سراسر جهان نشان می دهد. بیشترین تأخیر، کمتر از 20 روز است که برای 90٪ محدودیت سفر مشاهده شده است [77].

فاصله مؤثر

قبل از ظهور اتومبیل و هواپیما، عوامل بیماری زا می توانستند با پای پیاده یا حداکثر با سرعت اسب جابجا شوند. ازاین رو، یک بیماری همه گیر مانند مرگ سیاه در اروپا طی فرایندی که توسط مدل¬های ساده¬ی واکنش-انتشار قابل توجیه بود، به آرامی از یک دهکده به دهکده دیگر منتقل می¬شد (شکل 10.8)، [87،88]. ازآنجاکه آلودگی بعدی همواره در مجاورت جغرافیایی آلودگی های قبلی پدیدار می¬شد، بین زمان شیوع و فاصله فیزیکی از مبدأ شیوع، رابطه نزدیکی برقرار بود.

امروزه به علت مسافرت با خطوط هوایی، فاصله فیزیکی معنای خود را برای همه گیری پدیده ها از دست داده است. به عنوان مثال، پاتوژنی که در منهتن ظاهر شده باشد به همان آسانی که می تواند به گاریسون نیویورک، دهکده¬ای در فاصله یک ساعتی منهتن، منتقل شود، می تواند به لندن هم انتقال یابد. حال این پرسش شکل می گیرد که آیا فضای دیگری مناسب تر از فضای فیزیکی برای مطالعه شیوع بیماری ها وجود دارد؟ بله؛ اگر فاصله جغرافیایی معمولی را با فاصله مؤثر که از شبکه جابجایی حاصل می¬شود جایگزین کنیم، چنین فضایی به دست می¬آوریم [89]. گره های شبکه جابجایی، شهرها و پیوندهای شبکه، میزان سفر بین آن¬ شهرها را نشان می¬دهد. هر پیوند جهت¬دار و وزن¬دار است که با کسر-شارش pij≤ 1 ≤ 0 مشخص می¬شود؛ pijنشان دهنده کسری از مسافران است که گره i را ترک کرده و به گره j می¬روند. مقادیر pijرا می¬توان از برنامه های هواپیمایی استخراج کرد؛ درصورتی که مسیر مستقیمی از i به j وجود داشته باشد، pij > 0 خواهد بود.

با توجه به اینکه یک فرد می¬تواند بین هر دو شهر چندین مسیر مختلف را طی کند، یک پاتوژن نیز می¬تواند چندین مسیر مختلف را روی شبکه جابجایی دنبال کند. بااین حال گسترش آن بیش از همه تحت تأثیر محتمل¬ترین مسیر است که در ماتریس جابجایی pijنشان داده می شود. به این ترتیب خواهیم توانست فاصله مؤثر بین دو مکان متصل به i و j را به صورت زیر تعریف کنیم:

اگر pijكوچك باشد، به اين معناست كه تنها کسر كوچكی از افراد از i به j حرکت مي¬كنند، بنابراین فاصله مؤثر بينi و j زياد است. توجه داشته باشید که dijdij: برای دهکده کوچک i که در نزدیکی کلان شهرj واقع شده است، انتظار داریم dij کوچک باشد؛ چراکه بیشتر افراد از i به j می¬روند. بااین وجود، dij بزرگ خواهد بود، زیرا بخش کوچکی از مسافران از این کلان شهر به سمت روستای کوچک حرکت می¬کنند. اگرچه در طول مسیرهای چندگانه (چندمرحله ای) احتمال نهایی از ضرب احتمالات هر مرحله به دست می آید، اما برای این که بتوانیم فاصله مؤثر چندمرحله ای را از جمع فواصل به دست آوریم در رابطه (31.10) از لگاریتم استفاده کرده ایم.

منبع آنلاین 10.6
سرعت همه گیری

سرعت گسترش پاتوژن از سه مکان اولیه را مطابق پیش بینی GLEAM نشان می دهد. اگرچه تفسیر الگوی گسترش به صورت جغرافیایی دشوار است اما چنانچه با فاصله مؤثر نمایش داده شود، همه گیری از یک الگوی شعاعی منظم پیروی می¬کند . (شکل 10.31).

الگوهای شیوع مشاهده شده، این پرسش را ایجاد می¬کنند: سرعت انتشار یک پاتوژن معمولی در سراسر جهان چقدر است؟ این سرعت به سه پارامتر اصلی بستگی دارد:

  1. عدد تکثیر پایه R0، که برای ویروس¬هایی همانند آنفلوانزا حدوداً برابر 2 است (Table 10.2).
  2. نرخ بهبود،که برای آنفولانزا تقریباً 3 روز است
  3. نرخ جابجایی که نشان می دهد چه بخشی از جمعیت در طول روز سفر می¬کنند. این پارامتر در محدوده 0.01-0.001 قرار دارد.

با اجرای GLEAM با این پارامترها (شکل 10.26)،می¬توان رابطه بین زمان رسیدن بیماری و فاصله جغرافیایی تا منبع اپیدمی را محاسبه کرد که سرعتی حدود 250-300 کیلومتر در روز به دست می آید. بنابراین ویروس آنفلوانزا با سرعت یک اتومبیل اسپرت یا یک هواپیمای کوچک در کل قاره حرکت می¬کند [89].

همان طور که شکل 10.31 نشان می¬دهد (همچنین به منبع آنلاین 10.6 مراجعه کنید)، اگر از رابطه (31.10) برای نشان دادن فاصله هر شهر از منبع بیماری همه گیر استفاده کنیم، پیشروی پاتوژن باید به شکل موج دایره¬ای باشد که چنانچه فاصله جغرافیایی را در نظر بگیریم، با الگوی پیچیده شیوع که مشاهده خواهیم کرد در تناقض خواهد بود. علاوه بر این درصورتی که فاصله را فیزیکی در نظر بگیریم، زمان رسیدن H1N1 تصادفی به نظر می¬رسد، درحالی که اگر از فاصله مؤثر استفاده کنیم، همبستگی خوبی بین آن ها مشاهده می شود (شکل 10.32). بنابراین می¬توانیم از فاصله مؤثر برای تعیین سرعت گسترش پاتوژن استفاده کنیم (منبع آنلاین 10.6).

نکته جالب مدل های مختلف پیش بینی شیوع، این است که علیرغم اینکه مدل های مختلف از داده¬های مختلف (نظیر برنامه پروازها [25،26] یا گردش اسکناس [24]) و فرضیات مختلف درباره پارامترهای شیوع (سرعت بهبود، نرخ انتقال و غیره)، استفاده می کنند اما پیش بینی مشابهی ارائه می دهند. فاصله مؤثر به ما در درک علت همگرایی مدل¬های پیش بینی، کمک می کند. درواقع، می¬توان زمان رسیدن پاتوژن به مکان a را به صورت زیر نوشت [89]:

بنابراین زمان رسیدن (بیماری)، نسبت فاصله مؤثر deffبه سرعت مؤثر Veff است. سرعت مؤثر فقط توسط پارامترهای اپیدمیولوژیک پاتوژن تعیین می¬شود درحالی که فاصله مؤثر deff، تنها به توپولوژی شبکه جابجایی که با pij نشان داده می شود بستگی دارد. در هنگام مواجهه با یک شیوع جدید، در ابتدا پارامترهای اپیدمیولوژیک مختص آن پاتوژن ناشناخته است. بااین حال، رابطه (32.10) پیش بینی می کند که زمان نسبی ورود، مستقل از پارامترهای اپیدمیولوژیک است. به عنوان مثال، برای شیوعی که از گره i شروع می¬شود، نسبت زمان ورود به گره های j و l به شکل زیر است:

می¬توان گفت این نسبت تنها به فاصله مؤثر بستگی دارد. بنابراین، زمان نسبی ورود بیماری فقط به توپولوژی شبکه جابجایی بستگی دارد. ازآنجاکه الگوهای جابجایی در سراسر جهان منحصربه فرد و مستقل از مدل هستند، پیش بینی مدل های مختلف مستقل از انتخاب پارامترهای اپیدمیولوژیک، همگرا خواهند بود.

Effective Distance.
شکل 10.31
فاصله مؤثر
شکل بالا نشان دهنده ی گسترش یک همه گیری از مبدأ هنگ کنگ است. مناطقی که تعداد مبتلایان زیادی دارند توسط گره¬های قرمز نشان داده شده اند. هر قاب وضعیت سیستم را در دو نمایش فاصله جغرافیایی مرسوم (پایین) و فاصله مؤثر (بالا) مقایسه می¬کند. الگوی پیچیده ای که در نمایش فاصله جغرافیایی دیده می شود، در صورت استفاده از فاصله مؤثر به یک حرکت موج دایره ای شکل با سرعت ثابت تبدیل می شود (همچنین به منبع آنلاین 10.6 مراجعه کنید) [89].

به طور خلاصه، پیشرفت¬های به دست آمده در جمع آوری داده¬ها و اپیدمی¬های شبکه، امکان پیش بینی شیوع به موقع یک پاتوژن را فراهم کرده است. مدل¬های توسعه یافته می¬توانند به طراحی سناریوهای لازم برای کنترل و فرونشاندن شیوع بیماری ها و آموزش کارکنان بهداشتی و اورژانسی، بررسی تأثیر مداخلات مختلف از قرنطینه تا اعمال محدودیت در سفرها و بهینه سازی گسترش درمان و واکسن¬ها کمک کند.

جالب است بدانید که موفقیت¬های اخیر در زمینه پیش بینی اپیدمی به دلیل درک بهتر بستر زیست شناسی عامل¬های بیماری زا نیست. درواقع وقتی صحبت از گسترش پاتوژن می¬شود، پارامترهای اپیدمی در درجه دوم از اهمیت قرار دارند. مهم ترین عامل، ساختار جابجایی شبکه است. ساختار و الگوهای جابجایی مردم می¬تواند با دقت از اطلاعات سفرها تخمین زده شود و در پیش بینی های دقیق شیوع بیماری ها استفاده شود.

Effective Distance and Arrival Time.
شکل 10.32
فاصله مؤثر و زمان رسیدن بیماری
  • فاصله جغرافیایی
    شکل بالا زمان رسیدن ویروس H1N1 از منبع آن (مکزیک) در سال 2009 را به نسبت فاصله جغرافیایی نمایش می¬دهد. هر دایره یکی از 140 کشور تحت تأثیر را نشان می دهد و اندازه هر نماد نشان دهنده کل ترافیک در هر کشور است. زمان ورود، تاریخ نخستین مورد تأییدشده در یک کشور خاص پس از شروع شیوع در 17 مارس 2009 است. همان گونه که مشاهده می شود زمان ورود ویروس و فاصله جغرافیایی تا حد زیادی از یکدیگر مستقل هستند (R0=0.0394).
  • فاصله مؤثر
    این شکل زمان ورود اپیدمی Taدر مقابل فاصله مؤثر Deff، را برای ویروس H1N1، نشان می دهد. همان گونه که مشاهده می شود، همبستگی قوی میان فاصله مؤثر (10.31) و زمان رسیدن ویروس وجود دارد [89].

بخش 10.8
خلاصه

در بیشتر شبکه ها، پیوندها به نوعی به انتقال چیزی کمک می کنند: انتقال اعتماد، دانش، عادت ها یا اطلاعات (شبکه های اجتماعی)، نیروی الکتریکی (شبکه¬های برق )، پول (شبکه¬های مالی)، کالا (شبکه¬های بازرگانی). برای درک این پدیده ها، باید تأثیر توپولوژی شبکه بر رفتار پویای شبکه را بشناسیم. در این فصل ما بر روی شیوع پاتوژن ها در امتداد پیوند¬های شبکه تمرکز کردیم، موضوعی که در آن درک ما از اثر متقابل بین پدیده¬های پویا و توپولوژی شبکه بیش از سایر بخش ها پیشرفت داشته است. پیش¬تر نشان دادیم که توپولوژی شبکه اثر محسوسی بر پویایی فرایند انتشار دارد و پیش بینی های انتشار برای شبکه های تصادفی و بی مقیاس کاملاً متفاوت است. این دستاورد، زمینه را برای پرداختن به طیف گسترده ای از مسائل فراهم کرد؛ نیاز به درک سیستماتیک از تأثیر شبکه ها بر روی فرایندهای پویا به شدت حس می شود [100]، موضوعی که یکی از مباحث فعال و رو به رشد در علم شبکه است[101,102].

مدل سازی انتشار پاتوژن ها نیز کاربرد مهمی از علم شبکه را نشان می¬دهد. پیشرفت های چشمگیری در این زمینه رخ داده که منجر به پیدایش پیش بینی های اپیدمی دقیقی شده است، چیزی که در دهه قبل، تنها یک رؤیا بود. این امکان مدیون دو پیشرفت است؛ اول ظهور یک چارچوب نظری قدرتمند برای توصیف اپیدمی¬ها بر مبنای شبکه و دوم دستیابی به داده های زمان-واقعی از سفرها و جمعیت¬های انسانی است که این امکان را به ما می¬دهند که شبکه جابجایی که عامل انتشار جهانی یک پاتوژن است را بازسازی کنیم. همان طور که در بخش 7.10 دیدیم، نقش پارامترهای زیستی و تعاملات شبکه¬ای در دقت مدل های پیش بینی متفاوت است و یک پیش بینی دقیق، در درجه اول نیاز به دانش دقیق از شبکه جابجایی دارد.

چارچوب تحلیلی اپیدمی شبکه، نتایج غیرمنتظره ای را ارائه کرد، که مهم ترین آن ناپدید شدن مشخصه زمان انتشار و آستانه اپیدمی در شبکه های ناهمگن است. ازآنجاکه بیشتر شبکه های تماس که با فرآیندهای اپیدمی مواجه می شوند، دارای توزیع درجه گسترده ای هستند، این نتایج از اهمیت عملی و نظری بسیاری برخوردار است.

بینشی که از اپیدمیولوژی شبکه به دست می آید، در انتخاب استراتژی های مصون سازی نیز بسیار اهمیت دارد. همان طور که در بخش 6.10 نشان دادیم، درحالی که مصون سازی تصادفی می¬تواند ویروسی را که در یک شبکه تصادفی انتشار می یابد با موفقیت ریشه کن کند، این استراتژی در یک شبکه بی مقیاس مؤثر نیست. ازآنجاکه بیشتر شبکه¬های ارتباطی ناهمگن هستند، این نتیجه دلسردکننده است. اما، نشان دادیم که استراتژی¬های مصون سازی انتخابی می¬تواند آستانه اپیدمی را بازگرداند و شیوع یک پاتوژن را محدود کند. مصون سازی انتخابی با استفاده از تغییر سیستماتیک توپولوژی شبکه¬ای که پاتوژن در آن انتشار می¬یابد، موفق می¬شود.

بخش 10.9
تمرین

  1. اپیدمی در شبکه

    زمان مشخصه τ و آستانه اپیدمی λc از مدل های SI، SIS و SIR را برای شبکه های زیر محاسبه کنید:

    1. توزیع درجه نمایی
    2. توزیع درجه نمایی کشیده
    3. توزیع دلتا (همه گره ها دارای درجه یکسان هستند)

    فرض کنید که شبکه ها فاقد همبستگی و نامحدود هستند. برای فرم عملکردی توزیع و گشتاورهای اول و دوم متناظر آن از جدول 4.2 استفاده نمایید.

  2. چاقی تصادفی در شبکه های اجتماعی

    یک شبکه اجتماعی با توزیع درجه pk که در آن 50 درصد از گره ها چاق هستند را در نظر بگیرید. فرض کنید گره های چاق به طور تصادفی در شبکه توزیع شده اند.

    1. اگر شبکه دارای همبستگی درجه ای باشد، که در احتمال اتصال ekk' بیان شده باشد، احتمال P(øo) که یک فرد غیر چاق (ø) با یک فرد چاق (o) دوست باشد، چقدر است؟ احتمال P(oo) که دو فرد چاق باهم دوست باشند چقدر است؟
    2. فرض کنید شبکه فاقد همبستگی است. چه تعداد از همسایه¬های دوم از گره ¬ای با درجه k چاق هستند؟

    کمیت های الف و ب را اگر درصد چاقی تا 70 درصد افزایش یابد محاسبه کنید.

  3. ایمن سازی

    از جدول 4.1 چهار شبکه را انتخاب کنید (فرض کنید شبکه¬های جهت¬دار مانند شبکه¬های غیر جهت دار و فاقد همبستگی با pk = pkin رفتار می¬کنند). یک فرآیند اپیدمی را که در آن ها پخش می¬شود در نظر بگیرید. به یاد داشته باشید: نه تنها عوامل بیماری زا بلکه ایده¬ها یا عقاید نیز می¬توانند در شبکه پخش شوند! اگر برای هر شبکه به طور تصادفی کسر g از گره ها را مصون کنیم، کسر بحرانی gc گره ضروری برای متوقف کردن اپیدمی در یک شبکه را تعیین کنید. اگر همه گره ها با درجه بالاتر از 1000 واکسینه شوند، آستانه اپیدمی λc چگونه تغییر می¬کند.

  4. اپیدمی در شبکه های دوبخشی

    یک شبکه دوبخشی را با دو نوع گره در نظر بگیرید که ما آن ها را به عنوان نر (M) و ماده (F) بیان می¬کنیم. در این شبکه یک پاتوژن فقط از گره یک مجموعه به گره مجموعه دیگر قابل انتقال است. فرض کنید که نرخ انتقال از یک گره M به یک گره F، βM → F، با نرخ انتقال از یک گره F به یک گره M، βF → M متفاوت است. معادلات مدل SI مربوطه را، با فرض تقریب بلوکی درجه و اینکه شبکه فاقد همبستگی است به دست آورید.

بخش 10.10
مباحث پیشرفته A.10
مدل¬های میکروسکوپی از فرآیندهای اپیدمی

در بخش¬های 2.10 و 3.10، برای توصیف پدیده¬های اپیدمی به رویکرد پیوستار اتکا داشتیم. در این بخش نشان می¬دهیم که با استفاده از مدل¬های میکروسکوپی و استدلال مبتنی بر احتمال، می¬توان نتایج کلیدی را به دست آورد. این استدلال¬ها به ما کمک می¬کنند تا منشأ رویکرد پیوستار را بهتر درک کنیم و درک خود را از پدیده های همه گیر بهبود بخشیم.

به دست آوردن معادله اپیدمی

با استخراج مدل پیوستار (3.10) از فرآیندهای میکروسکوپی که تعامل بین دو فرد را توصیف می¬کنند، شروع می¬کنیم [101]. یک فرد مستعد که در تماس با یک فرد آلوده قرار دارد را در نظر بگیرید، به طوری که فرد مستعد در طی بازه زمانی dt با احتمال βdt مبتلا می¬شود. احتمال اینکه فرد مستعد در بازه زمانی dt آلوده نشود نیز (1-βdt) است. اگر فرد مستعد i دارای درجه ki باشد، هر یک از پیوندهای مربوط به ki قابلیت آلوده کردن آن را دارند. بنابراین احتمال مبتلا نشدن، (1 - βdt)ki است. سرانجام احتمال کلی که گره i در زمان dt آلوده شود برابر (1 - βdt)ki 1 - است (یک منهای احتمال کل اینکه این گره آلوده نشود). با فرض اینکه βdt«1، احتمال ابتلا یک فرد مستعد آلوده شود برابر است با:

در یک شبکه تصادفی همه گره¬ها تقریباً < k > همسایه دارند. با جایگزینی kiبه جای < k > در (33.10)، اولین بخش معادله پیوستار (13.10) را به دست می¬آوریم و اگر ki را با جایگزین نكنيم، بخش اول رابطه (13.10) را به دست مي¬آوریم، که گسترش پاتوژن در يك شبکه ناهمگن را به دست مي¬دهد.

آستانه اپیدمی و توپولوژی شبکه

نتیجه کلیدی بخش 3.10 توپولوژی شبکه را با استفاده از نظریه پیوستار به آستانه اپیدمی λc ربط می دهد. می¬توانیم با استفاده از یک استدلال مکانیکی که ارتباط بین آستانه اپیدمی و توپولوژی شبکه را نشان می¬دهد نیز به همان نتیجه برسیم.

یک پاتوژن که با احتمال β در واحد زمان منتقل می¬شود را در نظر بگیرید. بنابراین در یک واحد زمان، یک گره آلوده با درجه k، βk گره همسایه را آلوده می¬کند. اگر هر گره آلوده با نرخ μ بهبود یابد، زمان مشخصه¬ای که یک گره در آن آلوده می¬ماند، 1/ μ خواهد بود. پاتوژن تنها در صورتی می¬تواند در اجتماع باقی بماند که در طی این فاصله زمانی μ 1/، گره آلوده حداقل یک گره دیگر را نیز آلوده کند. در غیر این صورت، پاتوژن به تدریج از بین خواهد رفت.

به عبارت دیگر، اگر βk / µ <1 باشد، آنگاه گره با درجه k ما پیش از آنکه بتواند گره¬های دیگر را آلوده کند، بهبود می¬یابد. اگر یک شبکه تصادفی را در نظر بگیریم که در آن اکثر گره¬ها دارای درجه¬های نزدیک به هم برابر< k > k ~ باشند، شرط βk / µ = 1 امکان محاسبه آستانه اپیدمی را برای ما ایجاد می¬کند. با استفاده از λ = β / μ به دست می¬آوریم، λc = 1 /< k >، که حد k-بالا از نتیجه رابطه (25.10) است که برای شبکه¬های تصادفی به دست آمده است. به عبارتی توانایی پاتوژن برای انتشار، با رابطه بین خصوصیات اپیدمیولوژیک پاتوژن (β و μ) و توپولوژی شبکه (< K >) تعیین می¬شود.

در یک شبکه بدون مقیاس، گره¬ها درجات متفاوتی دارند. بنابراین اگرچه در ظاهر ممکن است درجه متوسط شبکه شرط β < K > / μ < 1 را برآورده کند که نشان دهنده این است که ویروس باید از بین برود، ولی در عمل برای همه گره¬ها با k > < k > داریم βk / µ > 1. اگر چنین گره با درجه بالایی، آلوده شود، حتی اگر نرخ انتشار λ کمتر از آستانه 1/ < k >باشد، بیماری همچنان می¬تواند گسترش یابد و در هاب¬ها باقی بماند. به همین دلیل است که آستانه اپیدمی در شبکه هایی با < k2 > بالا، از بین می¬رود.

بخش 10.11
10-Bمباحث پیشرفته
راه‌ حل تحلیلی مدل¬های SI، SIS و SIR

در این بخش مدل¬هایSI، SIS و SIR را بر روی یک شبکه حل می¬کنیم و نتایج جمع‌ بندی شده در جدول 10.3، یعنی زمان مشخصه انتشار τ و آستانه اپیدمی λc را برای هر مدل به دست می¬آوریم.

تابع چگالی

تابع چگالی Θk، کسری از گره¬های آلوده که در همسایگی یک گره مستعد با درجه k قرار دارند را نشان می-دهد. همان‌ طور که در بخش 3.10 بحث شد، برای محاسبه ik، ابتدا باید Θk را تعیین کنیم. اگر یک شبکه فاقد همبستگی درجه باشد، احتمال وجود داشتن یک پیوند از یک گره با درجه k به سمت گرهی با درجه k’، مستقل از k است. ازاین‌ رو احتمال اینکه یک پیوند که به‌ طور تصادفی انتخاب شده به گرهی با درجه k’ برود، درجه اضافی (7.3) است:

حداقل یک پیوند از هر گره آلوده به یک گره آلوده دیگر متصل است، اتصالی که باعث این سرایت بوده است؛ بنابراین تعداد پیوندهای موجود برای انتقال¬های آتی (k'– 1) است. پس خواهیم داشت:

به‌ عبارت‌ دیگر در صورت عدم وجود همبستگی درجه، Θk مستقل از k است؛ با مشتق گرفتن از رابطه (34.10) به دست می¬آوریم:

برای اینکه جلوتر رویم، باید مدل خاصی که پاتوژن آن را دنبال می¬کند را در نظر بگیریم.

مدل SI

با استفاده از 13.10 و 35.10 به دست می¬آوریم:

برای پیش‌ بینی رفتار اولیه همه‌ گیری¬ها، این واقعیت را در نظر می¬گیریم که برای t های کوچک، کسر افراد آلوده بسیار کمتر از یک نفر است؛ بنابراین می¬توان از بخش دوم در (10.36) چشم‌ پوشی کرد، خواهیم داشت:

که پاسخ آن به‌ صورت زیر است:

که در آن

با در نظر گرفتن شرایط اولیه

این بدان معناست که در ابتدا کسر i0 از گره¬ها به‌ طور یکنواخت آلوده می¬شوند ( ازاین‌ رو برای هر k داریم: ik(t=0)=i0، پس Θ وابسته به زمان را به شکل زیر به دست می¬آوریم:

با جایگزینی این رابطه در 13.10، به 15.10 می¬رسیم.

مدل SIR

در مدل SIR، چگالی گره¬های آلوده از رابطه زیر پیروی می¬کند:

که در آن rk کسر گره¬های بهبودیافته با درجه k است. با نگه‌ داشتن تنها جملات مرتبه اول (با توجه به اینکه ikو rkدر پرانتز بالا براي t های كوچك بسیار كوچك¬تر از يك هستند، از آن‌ ها صرف‌ نظر می‌ کنیم)، به دست مي¬آوريم:

با ضرب کردن این معادله در (k – 1)pk / < k > و جمع‌ کردن با k، خواهیم داشت:

حل رابطه43.10 به‌ صورت زیر خواهد بود:

که در آن زمان مشخصه برای مدل SIR به‌ صورت زیر خواهد بود:

شیوع جهانی تنها زمانی رخ می‌ دهد که τ> 0 باشد، در این صورت تعداد گره‌ های آلوده با گذشت زمان به‌ صورت نمایی افزایش می‌ یابد. شرط شیوع سراسری (جهانی) این است:

و آستانه¬ی اپیدمی در مدل SIR را مطابق جدول 3.10 به دست می‌ دهد: (جدول 10.3)

مدل SIS

در مدل SIS، تابع چگالی گره¬های آلوده در رابطه 18.10 ارائه شده؛

در تابع چگالی مدل SIS یک تفاوت کوچک اما مهم وجود دارد. در مدل¬های SI و SIR اگر گره¬ای آلوده باشد، باید حداقل یکی از همسایگانش آلوده و یا بهبودیافته باشد؛ ازاین‌ رو حداکثر (k-1) نفر از همسایگانش مستعد هستند، که این علت حضور جمله ( -1 ) در پرانتز در رابطه (10.34) است. اما در مدل SIS همسایه‌ ای که قبلاً آلوده شده می¬تواند دوباره مستعد ابتلا شود، بنابراین همه¬¬ی k پیوند یک گره، می¬توانند برای گسترش بیماری در دسترس باشند. ازاین‌ رو برای به دست آوردن رابطه زیر، تعریف (10.34) را تغییر می¬دهیم:

مجدداً با نگه‌ داشتن جملات مرتبه اول، به دست می¬آوریم:

با ضرب کردن این معادله در (k – 1)pk / < k > و جمع‌ کردن با k، خواهیم داشت:

که حل آن به‌ صورت زیر خواهد بود:

که در آن زمان مشخصه¬ی مدل SIS به‌ صورت زیر است:

شیوع جهانی فقط درصورتی‌ که امکان‌ پذیر است که τ> 0 باشد، که این امر شرط شیوع جهانی را حاصل می-کند:

و آستانه¬¬ی شیوع برای مدل SIS مطابق (جدول 10.3) به شکل زیر است:

بخش 10.12
مباحث پیشرفته C.10
مصون‌ سازی هدفمند

در این بخش آستانه اپیدمی برای مدل¬های SIS و SIR، در شبکه¬های بی‌ مقیاس تحت مصون‌ سازی هاب¬ها را محاسبه می¬کنیم. با یک شبکه غیرهمبسته با توزیع درجه قانون توان pk = c.k که در آن kmin-γ + 1 c ≈ (γ-1)/ و k ≥ kmin است شروع می¬کنیم. در بخش 16.10 نرخ گسترش بحرانی را به دست آوردیم:

و

با مصون‌ سازی هاب¬ها، تمام گره‌ هایی که درجه آن‌ ها از K0 بزرگ‌ تر است را مصون می¬کنیم. از نظر اپیدمی این کار معادل با خارج کردن گره¬های درجه بالا از شبکه است. بنابراین برای محاسبه نرخ بحرانی انتشار جدید، باید متوسط درجه < k’ >و گشتاور دوم < k’2˃ پس از حذف هاب¬ها را تعیین کنیم. این مسئله در مباحث پیشرفته 8.F موردبررسی قرار گرفته، که در آن به تاب¬آوری شبکه موردحمله پرداختیم؛ دیدیم که حذف هاب-ها دو اثر دارد:

  1. حداکثر درجه شبکه به k0تغییر می¬کند..
  2. پیوندهای متصل به هاب¬های حذف‌ شده نیز حذف می¬شوند، مانند اینکه به‌ صورت تصادفی به تعداد کسر

از پیوند¬های آن را حذف می¬کنیم.

توزیع درجه شبکه¬ی حاصل به‌ صورت زیر خواهد بود:

بنا به روابط 39.8 و 40.8 خواهیم داشت:

که در آن میانگین و < k2 > گشتاور دوم از توزیع درجه قبل از حذف پیوند است ولی ما درجه k0 را بیشینه می¬کنیم. برای مدل SIS این بدین معناست که:

where, according to equation (8.47), for 2 > γ > 3

با ادغام 56.10 و 57.10 و 58.10 به دست می¬آوریم:

For the SIR model a similar calculation yields

For both the SIR and SIS models if k0 ≫ kmin we have

Section 10.13
Advanced Topic 10.D
The SIR Model and Bond Percolation

The SIR model is a dynamical model that captures the time dependent spread of an infection in a network. Yet, it can be mapped into a static bond percolation problem [103-106]. This mapping offers analytical tools that help us predict the model’s behavior.

Consider an epidemic process on a network, so that each infected node transmits a pathogen to each of its neighbors with rate β, and recovers after a recovery time τ=1/µ. We view the infection as a Poisson process, consisting of series of random contacts with average interevent time βτ. Therefore the probability that an infected node does not transmit the pathogen to susceptible neighbors decreases exponentially in time, or e–βτ. The infected node stays infected until it recovers in τ=1/µ time. Therefore the overall probability that the pathogen is passed on is 1–e–βτ.

This process is equivalent with bond percolation on the same network, where each directed link is occupied with probability pb=1–e–βτ (Image 10.35). If β and τ are the same for each node, the network can be considered undirected. Although this mapping looses the temporal dynamics of the epidemic process, it has several advantages:

Mapping Epidemics into Percolation.
Image 10.36
Mapping Epidemics into Percolation

Consider the contact network on which the epidemic spreads. To map the spreading process into percolation, we leave in place each link with probability, pb=1–e–β/μ, a probability determined by the biological characteristics of the pathogen. Therefore links are removed with probability e–β/μ. The cluster size distribution of the remaining network can be mapped exactly into the outbreak size. For large β/μ we will likely have a giant component, indicating that we could face a global outbreak. β/μ corresponds to a virus that has difficulty spreading and we end up with numerous small clusters, indicating that the pathogen will likely die out.

Since the network is randomly connected, as long as the epidemic has not spread yet, the average number of neighbors infected by the selected node is

An endemic state can be reached only if 〈Ri〉 > 1, obtaining the condition for the epidemic as [107,108]

Equation (10.62) agrees with the result (10.46) derived earlier from the dynamical models: Scale-free networks with γ ≤ 3 have a divergent second moment, hence such networks undergo a percolation transition even at pb→0. That is, a virus can spread on this network regardless of how small is the infection probability β or how small is the recovery time τ.

Section 8.14
Bibliography

[1] D. Normile. The Metropole, Superspreaders and Other Mysteries. Science, 339:1272-1273, 2013.

[2] J.O. Lloyd-Smith, S.J. Schreiber, P.E. Kopp, and W.M. Getz. Superspreading and the effect of individual variation on disease emergence. Nature, 438:355-359, 2005.

[3] M. Hypponen. Malware Goes Mobile. Scientific American, 295:70, 2006.

[4] P. Wang, M. Gonzalez, C. A. Hidalgo, and A.-L. Barabási. Understanding the spreading patterns of mobile phone viruses. Science, 324:1071- 1076, 2009.

[5] E.M. Rogers. Diffusion of Innovations. Free Press, 2003.

[6] T.W. Valente. Network models of the diffusion of innovations. Hampton Press, Cresskill, NJ, 1995.

[7] History and Epidemiology of Global Smallpox Eradication From the training course titled "Smallpox: Disease, Prevention, and Intervention". The CDC and the World Health Organization. Slides 16-17.

[8] R.M. Anderson and R.M. May. Infectious Diseases of Humans: Dynamics and Control. Oxford University Press, Oxford, 1992.

[9] R. Pastor-Satorras and A. Vespignani. Epidemic spreading in scalefree networks. Physical Review Letters, 86:3200–3203, 2001.

[10] R. Pastor-Satorras and A. Vespignani. Epidemic dynamics and endemic states in complex networks. Physical Review E, 63:066117, 2001.

[11] Y. Wang, D. Chakrabarti, C, Wang, and C. Faloutsos. Epidemic spreading in real networks: an eigenvalue viewpoint. Proceedings of 22nd International Symposium on Reliable Distributed Systems, pg. 25-34, 2003.

[12] R. Durrett. Some features of the spread of epidemics and information on a random graph. PNAS, 107:4491-4498, 2010.

[13] S. Chatterjee and R. Durrett. Contact processes on random graphs with power law degree distributions have critical value 0. Ann. Probab., 37: 2332-2356, 2009.

[14] C Castellano, and R Pastor-Satorras. Thresholds for epidemic spreading in networks. Physical Review Letters, 105:218701, 2010.

[15] B. Lewin. (ed.), Sex i Sverige. Om sexuallivet i Sverige 1996 [Sex in Sweden. On the Sexual Life in Sweden 1996]. National Institute of Public Health, Stockholm, 1998.

[16] F. Liljeros, C. R. Edling, L. A. N. Amaral, H. E. Stanley, and Y. Ã…berg. The web of human sexual contacts. Nature, 411:907-8, 2001.

[17] A. Schneeberger, C. H. Mercer, S. A. Gregson, N. M. Ferguson, C. A. Nyamukapa, R. M. Anderson, A. M. Johnson, and G. P. Garnett. Scale-free networks and sexually transmitted diseases: a description of observed patterns of sexual contacts in Britain and Zimbabwe. Sexually Transmitted Diseases, 31: 380-387, 2004.

[18] W. Chamberlain. A View from Above. Villard Books, New York, 1991.

[19] R. Shilts. And the Band Played On. St. Martin’s Press, New York, 2000.

[20] P. S. Bearman, J. Moody, and K. Stovel. Chains of affection: the structure of adolescent romantic and sexual networks. Am J Sociol., 110:44-91, 2004.

[21] M. C. González, C. A. Hidalgo, and A.-L. Barabási. Understanding individual human mobility patterns. Nature, 453:779-782, 2008.

[22] C. Song, Z. Qu, N. Blumm, and A.-L. Barabási. Limits of Predictability in Human Mobility. Science, 327:1018-1021, 2010.

[23] F. Simini, M. González, A. Maritan, and A.-L. Barabási. A universal model for mobility and migration patterns. Nature, 484:96-100, 2012.

[24] D. Brockmann, L. Hufnagel, and T. Geisel. The scaling laws of human travel. Nature, 439:462–465, 2006.

[25] V. Colizza, A. Barrat, M. Barthelemy, and A. Vespignani. The role of the airline transportation network in the prediction and predictability of global epidemics. PNAS, 103:2015, 2006.

[26] L. Hufnagel, D. Brockmann, and T. Geisel. Forecast and control of epidemics in a globalized world. PNAS, 101:15124, 2004.

[27] R. Guimerà, S. Mossa, A. Turtschi, and L. A. N. Amaral. The worldwide air transportation network: Anomalous centrality, community structure, and cities' global roles. PNAS, 102:7794, 2005.

[28] C. Cattuto, et al. Dynamics of Person-to-Person Interactions from Distributed RFID Sensor Networks. PLoS ONE, 5:e11596, 2010.

[29] L. Isella, C. Cattuto, W. Van den Broeck, J. Stehle, A. Barrat, and J.-F. Pinton. What’s in a crowd? Analysis of face-to-face behavioral networks. Journal of Theoretical Biology, 271:166-180, 2011.

[30] K. Zhao, J. Stehle, G. Bianconi, and A. Barrat. Social network dynamics of face-to-face interactions. Physical Review E, 83:056109, 2011.

[31] J. Stehlé, N. Voirin, A. Barrat, C Cattuto, L. Isella, J-F. Pinton, M. Quaggiotto, W. Van den Broeck, C. Régis, B. Lina, and P. Vanhems. High-resolution measurements of face-to-face contact patterns in a primary school. PLoS ONE, 6:e23176, 2011.

[32] B.N. Waber, D. Olguin, T. Kim, and A. Pentland. Understanding Organizational Behavior with Wearable Sensing Technology. Academy of Management Annual Meeting. Anaheim, CA. August, 2008.

[33] L. Wu, B.N. Waber, S. Aral, E. Brynjolfsson, and A. Pentland. Mining Face-to-Face Interaction Networks using Sociometric Badges: Predicting Productivity in an IT Configuration Task. In Proceedings of the International Conference on Information Systems. Paris, France. December 14-17 2008.

[34] M. Salathé, M. Kazandjievab, J.W. Leeb, P. Levisb, M.W. Feldmana, and J.H. Jones. A high-resolution human contact network for infectious disease transmission. PNAS, 107:22020–22025, 2010.

[35] A.-L. Barabási. The origin of bursts and heavy tails in human dynamics. Nature, 435:207-11, 2005.

[36] V. Sekara, and S. Lehmann. Application of network properties and signal strength to identify face-to-face links in an electronic dataset. Proceedings of CoRR, 2014.

[37] S. Eubank, H. Guclu, V.S.A. Kumar, M.V. Marathe, A. Srinivasan, Z. Toroczkai, and N. Wang. Modelling disease outbreaks in realistic urban social networks. Nature, 429:180-184, 2004.

[38] H. Ebel, L-I. Mielsch, and S. Bornholdt. Scale-free topology of e-mail networks. Physical Review E, 66:035103, 2002.

[39] M. Morris, and M. Kretzschmar. Concurrent partnerships and transmission dynamics in networks. Social Networks, 17:299-318, 1995.

[40] N. Masuda and P. Holme. Predicting and controlling infectious diseases epidemics using temporal networks. F1000 Prime Rep., 5:6, 2013.

[41] P. Holme, and J. Saramäki. Temporal networks. Physics Reports, 519:97-125, 2012.

[42] M. Karsai, M. Kivelä, R. K. Pan, K. Kaski, J. Kertész, A.-L. Barabási, and J. Saramäki. Small but slow world: how network topology and burstiness slow down spreading. Physical Review E, 83:025102(R), 2011.

[43] A. Vazquez, B. Rácz, A. Lukács, and A.-L. Barabási. Impact of non- Poissonian activity patterns on spreading processes. Physical Review Letters, 98:158702, 2007.

[44] A. Vázquez, J.G. Oliveira, Z. Dezsö, K.-I. Goh, I. Kondor, and A.-L. Barabási. Modeling bursts and heavy tails in human dynamics. Physical Review E, 73:036127, 2006.

[45] A.V. Goltsev, S.N. Dorogovtsev, and J.F.F. Mendes. Percolation on correlated networks. Physical Review E., 78:051105, 2008.

[46] P. Van Mieghem, H. Wang, X. Ge, S. Tang and F. A. Kuipers. Influence of assortativity and degree-preserving rewiring on the spectra of networks. The European Physical Journal B, 76:643, 2010.

[47] M. Boguná, R. Pastor-Satorras, and A. Vespignani. Absence of epidemic threshold in scale-free networks with degree correlations. Physical Review Letters, 90:028701, 2003.

[48] Y. Moreno, J. B. Gómez, and A.F. Pacheco. Epidemic incidence in correlated complex networks. Physical Review E, 68:035103, 2003.

[49] J.-P. Onnela, J. Saramaki, J. Hyvonen, G. Szabó, D. Lazer, K. Kaski, J. Kertész, and A.-L. Barabási. Structure and tie strengths in mobile communication networks. PNAS, 104:7332, 2007.

[50] M. S. Granovetter. The strength of weak ties. American Journal of Sociology, 78:1360–1379, 1973.

[51] A. Galstyan, and P. Cohen. Cascading dynamics in modular networks. Physical Review E, 75:036109, 2007.

[52] J. P. Gleeson. Cascades on correlated and modular random networks. Physical Review E, 77:046117, 2008.

[53] P. A. Grabowicz, J. J. Ramasco, E. Moro, J. M. Pujol, and V. M. Eguiluz. Social features of online networks: The strength of intermediary ties in online social media. PLOS ONE, 7:e29358, 2012.

[54] L. Weng, F. Menczer and Y.-Y. Ahn. Virality Prediction and Community Structure in Social Networks. Scientific Reports, 3:2522, 2013.

[55] S. Aral, and D. Walker. Creating social contagion through viral product design: A randomized trial of peer influence in networks. Management Science, 57:1623–1639, 2011.

[56] J. Leskovec, L. Adamic, and B. Huberman. The dynamics of viral marketing. ACM Trans. Web, 1, 2007.

[57] L. Weng, A Flammini, A. Vespignani, and F. Menczer. Competition among memes in a world with limited attention. Scientific Reports, 2:335, 2012.

[58] J. Berger, and K. L. Milkman. What makes online content viral? Journal of Marketing Research, 49:192–205, 2009.

[59] S. Jamali, and H. Rangwala. Digging digg: Comment mining, popularity prediction and social network analysis. Proc. Intl. Conf. on Web Information Systems and Mining (WISM), 32–38, 2009.

[60] G. Szabó and, B. A. Huberman. Predicting the popularity of online content. Communications of the ACM, 53:80–88, 2010.

[61] B. Suh, L. Hong, P. Pirolli, and E. H. Chi. Want to be retweeted? Large scale analytics on factors impacting retweet in twitter network. Proc. IEEE Intl. Conf. on Social Computing, 177–184, 2010.

[62] D. Centola. The spread of behavior in an online social network experiment. Science, 329:1194–1197, 2010.

[63] L. Backstrom, D. Huttenlocher, J. Kleinberg, and X. Lan. Group formation in large social networks: membership, growth, and evolution. Proc. ACM SIGKDD Intl. Conf. on Knowledge discovery and data mining, 44–54, 2006.

[64] M. Granovetter. Threshold Models of Collective Behavior. American Journal of Sociology, 83:1420–1443, 1978.

[65] N.A. Christakis, and J.H. Fowler. The Spread of Obesity in a Large Social Network Over 32 Years. New England Journal of Medicine, 35:370-379, 2007.

[66] N. A. Christakis and J. H. Fowler. The collective dynamics of smoking in a large social network. New England Journal of Medicine, 358:2249-2258, 2008.

[67] R. Pastor-Satorras, and A. Vespignani. Evolution and structure of the Internet: A statistical physics approach. Cambridge University Press, Cambridge, 2007.

[68] Z. Dezső and A-L. Barabási. Halting viruses in scale-free networks. Physical Review E, 65:055103, 2002.

[69] R. Pastor-Satorras and A. Vespignani. Immunization of complex networks. Physical Review E, 65:036104, 2002.

[70] R. Cohen, S. Havlin, and D. ben-Avraham. Efficient Immunization Strategies for Computer Networks and Populations. Physical Review Letters, 91:247901, 2003.

[71] F. Fenner et al. Smallpox and its Eradication. WHO, Geneva, 1988. http://www.who.int/features/2010/smallpox/en/

[72] L. A. Rvachev, and I. M. Longini Jr. A mathematical model for the global spread of influenza. Mathematical Biosciences, 75:3-22, 1985.

[73] A. Flahault, E. Vergu, L. Coudeville, and R. Grais. Strategies for containing a global influenza pandemic. Vaccine, 24:6751-6755, 2006.

[74] I. M. Longini Jr, M. E. Halloran, A. Nizam, and Y. Yang. Containing pandemic influenza with antiviral agents. Am. J. Epidemiol., 159:623-633, 2004.

[75] I.M. Longini Jr, A. Nizam, S. Xu, K. Ungchusak, W. Hanshaoworakul, D. Cummings, and M. Halloran. Containing pandemic influenza at the source. Science, 309:1083-1087, 2005.

[76] V. Colizza, A. Barrat, M. Barthélemy, A.-J. Valleron, and A. Vespignani. Modeling the world-wide spread of pandemic influenza: baseline case and containment interventions. PLoS Med, 4:e13, 2007.

[77] T. D. Hollingsworth, N.M. Ferguson, and R.M. Anderson. Will travel restrictions control the International spread of pandemic influenza? Nature Med., 12:497-499, 2006.

[78] C.T. Bauch, J.O. Lloyd-Smith, M.P. Coffee, and A.P. Galvani. Dynamically modeling SARS and other newly emerging respiratory illnesses: past, present, and future. Epidemiology, 16:791-801, 2005.

[79] I. M. Hall, R. Gani, H.E. Hughes, and S. Leach. Real-time epidemic forecasting for pandemic influenza. Epidemiol Infect., 135:372-385, 2007.

[80] M. Tizzoni, P. Bajardi, C. Poletto, J. J. Ramasco, D. Balcan, B. Gonçalves, N. Perra, V. Colizza, and A. Vespignani. Real-time numerical forecast of global epidemic spreading: case study of 2009 A/H1N1pdm. BMC Medicine, 10:165, 2012.

[81] D. Balcan, H. Hu, B. Gonçalves, P. Bajardi, C. Poletto, J. J. Ramasco, D. Paolotti, N. Perra, M. Tizzoni, W. Van den Broeck, V. Colizza, and A. Vespignani. Seasonal transmission potential and activity peaks of the new influenza A/H1N1: a Monte Carlo likelihood analysis based on human mobility. BMC Med., 7:45, 2009.

[82] P. Bajardi, et al. Human Mobility Networks, Travel Restrictions, and the Global Spread of 2009 H1N1 Pandemic. PLoS ONE, 6:e16591, 2011.

[83] P.Bajardi, C. Poletto, D. Balcan, H. Hu, B. Gonçalves, J. J. Ramasco, D. Paolotti, N. Perra, M. Tizzoni, W. Van den Broeck, V. Colizza, and A. Vespignani. Modeling vaccination campaigns and the Fall/Winter 2009 activity of the new A/H1N1 influenza in the Northern Hemisphere. EHT Journal, 2:e11, 2009.

[84] M.E. Halloran, N.M. Ferguson, S. Eubank, I.M. Longini, D.A.T. Cummings, B. Lewis, S. Xu, C. Fraser, A. Vullikanti, T.C. Germann, D. Wagener, R. Beckman, K. Kadau, C. Macken, D.S. Burke, and P. Cooley. Modeling targeted layered containment of an influenza pandemic in the United States. PNAS, 105:4639-44, 2008.

[85] G. M. Leung, A. Nicoll. Reflections on Pandemic (H1N1) 2009 and the international response. PLoS Med, 7:e1000346, 2010.

[86] A.C. Singer, et al. Meeting report: risk assessment of Tamiflu use under pandemic conditions. Environ Health Perspect., 116:1563-1567, 2008.

[87] R. Fisher. The wave of advance of advantageous genes. Ann. Eugen., 7:355–369, 1937.

[88] J. V. Noble. Geographic and temporal development of plagues. Nature, 250:726–729, 1974.

[89] D. Brockmann and D. Helbing. The Hidden Geometry of Complex, Network-Driven Contagion Phenomena. Science, 342:1337-1342, 2014.

[90] J. S. Brownstein, C. J. Wolfe, and K. D. Mandl. Empirical evidence for the effect of airline travel on inter-regional influenza spread in the United States. PLoS Med, 3:e40, 2006.

[91] D. Shah and T. Zaman, in SIGMETRICS’10, Proceedings of the ACM SIGMETRICS international conference on Measurement and modeling of computer systems, pp. 203–214, 2010.

[92] A. Y. Lokhov, M. Mezard, H. Ohta, L. Zdeborová. Inferring the origin of an epidemy with dynamic message-passing algorithm. Phys. Rev E, 90:012801, 2014.

[93] P. C. Pinto, P. Thiran, M. Vetterli. Locating the Source of Diffusion in Large-Scale Networks. Physical Review Letters, 109:068702, 2012.

[94] C. H. Comin and L. da Fontoura Costa. Identiying the starting point of a spreading process in complex networks. Phys. Rev. E, 84:056105, 2011.

[95] D. Shah and T. Zaman. Rumors in a Network: Who's the Culprit? IEEE Trans. Inform. Theory, 57:5163, 2011.

[96] K. Zhu and L. Ying. Information source detection in the SIR model: A sample path based approach. Information Theory and Applications Workshop (ITA); 1-9, 2013.

[97] B. A. Prakash, J. Vreeken, and C. Faloutsos. Spotting culprits in epidemics: How many and which ones? ICDM’12; Proceedings of the IEEE International Conference on Data Mining, 11:20, 2012.

[98] V. Fioriti and M. Chinnici. Predicting the sources of an outbreak with a spectral technique. Applied Mathematical Sciences, 8:6775-6782, 2012.

[99] W. Dong, W. Zhang and C.W. Tan. Rooting out the rumor culprit from suspects. Proceedings of CoRR, 2013.

[100] B. Barzel, and A.-L. Barabási. Universality in network dynamics. Nature Physics, 9:673, 2013.

[101] A. Barrat, M. Barthélemy and A. Vespignani. Dynamical Processes on Complex Networks. Cambridge University Press, 2012.

[102] S. N. Dorogovtsev, A.V. Goltsev, and J. F. F. Mendes. Critical phenomena in complex networks. Reviews of Modern Physics 80, 1275, 2008.

[103] R. Cohen and S. Havlin. Complex Networks - Structure, Robustness and Function. Cambridge University Press, 2010.

[104] P. Grassberger. On the critical behavior of the general epidemic process and dynamical percolation. Mathematical Biosciences, 63:157, 1983.

[105] M. E. J.Newman. The spread of epidemic disease on networks. Physical Review E, 66:016128, 2002.

[106] C. P. Warren, L. M. Sander, and I. M. Sokolov. Firewalls, disorder, and percolation in networks. Mathematical Biosciences, 180:293, 2002.

[107] R. Cohen, K. Erez, D. ben-Avraham, and S. Havlin. Resilience of the Internet to random breakdown. Physical Review Letters, 85:4626–4628, 2000.

[108] D. S. Callaway, M. E. J. Newman, S. H. Strogatz, and D. J. Watts. Network robustness and fragility: percolation on random graphs. Physical Review Letters, 85:5468–5471, 2000.