فرض کنید یک مهمانی ترتیب داده شده و صدها نفر که همدیگر را نمیشناسند در آن مهمانی به صرف عصرانه دعوت شدهاند [1]. بهتدریج جمعهای دو و سه نفری شکل میگیرد و مهمانان مشغول گفتوگو و معاشرت میشوند. به یکی از مهمانان (ماری) اطلاع داده میشود که یکی از نوشیدنیها متمایز از بقیه است و بسیار باکیفیتتر و گرانقیمتتر است. اگر آن فرد موضوع را صرفاً با همان چندنفری که میشناسد در میان بگذارد، هنوز آن نوشیدنی گرانقیمت حفظ میشود.
مهمانها بهتدریج باهم ملاقات میکنند و جمعهای جدید میسازند. میتوانیم فرض کنیم آنها با مسیرهایی فرضی به همهکسانی که تاکنون ملاقات کردند وصل هستند. مثلاً جان هنوز با ماریا ملاقات نکرده، ولی هردو با مایک ملاقات کردهاند، پس یک مسیر نامرئی از جان به ماری وجود دارد که از مایک میگذرد. بهمرور زمان چنین پیوندهای فرضیای بین جمعیت شکل میگیرد. راز نوشیدنی خاص از طریق ماری به جان و سپس از جان به مایک منتقل میشود، خبر بهسرعت در حال پخش شدن است.
وقتی خبر به همه برسد، همه از آن نوشیدنی خاص برمیدارند. اگر هر ملاقات میهمانان باهم فقط 10 دقیقه زمان ببرد، در کل 16 ساعت طول میکشد تا هر مهمان با بقیه 99 نفر ملاقات کند. بنابراین منطقاً میتوان امیدوار بود که بعد از اتمام مهمانی حداقل چند قطرهای از نوشیدنی خاص باقی بماند.
در این فصل نشان میدهیم چرا این تصور درست نیست. خواهیم دید که این میهمانی با مدلی کلاسیک در علم شبکه به نام مدل تصادفی شبکه قابل مدل کردن است . و نظریه شبکه تصادفی به شما میگوید برای اینکه نوشیدنیتان به خطر بیفتد، نیازی نیست حتماً هر فرد با همه افراد دیگر ملاقات کند و آنها را بشناسد. درواقع بهمحض اینکه فردی حداقل یک مهمان دیگر را ملاقات کند شبکهای پدید میآید، که اجازه میدهد اطلاعات به همه برسد. بنابراین در زمان اندکی، همه از آن نوشیدنی بهرهمند شدهاند.
هدف علم شبکه این است که مدلهایی بسازد که نمایانگر ویژگیهای شبکههای واقعی باشد. در بیشتر شبکههای واقعی، نظم مشخصی که در شبکه بلورهای کریستال یا تارهای عنکبوت وجود دارد، دیده نمیشود و در نگاه اول به نظر میرسد که آنها کاملا تصادفی و در هم پیچیدهاند (شکل 2.4). نظریه شبکه تصادفی، از طریق ساخت و توصیف شبکههای واقعا تصادفی ، ویژگی تصادفی بودن آشکار را در بر میگیرد.
ازنقطهنظر مدلسازی، شبکه موجودیتی نسبتاً ساده است که تنها شامل گره و پیوند میشود. چالش واقعی آنجاست که چطور تصمیم بگیریم بین چه گرههایی پیوند ایجاد کنیم تا پیچیدگی یک سیستم واقعی را مدل کرده باشیم. با توجه به این موضوع یک شبکه تصادفی ساده از فلسفه سادهای برخوردار است: سادهترین راه نیل به این هدف این است که به صورت تصادفی بین گرهها پیوند ایجاد شود، به این ترتیب یک شبکه تصادفی ایجاد میشود: (نکته 3-1)
یک شبکه تصادفی شامل N گره است، که هر جفت گره با احتمال p به هم پیوند خوردهاند..
برای ساختن یک شبکه تصادفی مراحل زیر را طی میکنیم:
شبکهای که بعداز این فرایند به دست میآید گراف تصادفی یا شبکه تصادفی نامیده میشود. دو ریاضیدان به نامهای پال اردوش و آلفرد رنی نقش مهمی در شناخت خواص این شبکهها بازی کردهاند و به احترام آنها شبکه تصادفی، شبکه اردوش-رنی نامیده میشود. (نکته 3-2)
به شکلهای مختلف میتوان یک شبکه تصادفی با پارامترهای N و p مشابه ایجاد کرد که به هر یک از آنها یک تحقق گفته میشود(شکل 3.3). هر یک از این تحققها با شبکه دیگری که دقیقا با همین پارامترها ساخته میشود، نهتنها در شکل ترسیمی حاصل از پیوندها، بلکه در تعداد پیوندها نیز فرق میکند؛ بنابراین چنانچه بتوانیم تعداد پیوندهای مورد انتظار برای یک شبکه تصادفی با پارامترهای ثابت N و p را به دست آوریم، بسیار مفید خواهد بود.
احتمال اینکه یک تحقق از یک شبکه تصادفی دقیقاً تعداد L تا پیوند داشته باشد، حاصلضرب سه عبارت زیر است:
بنابراین احتمال اینکه یک شبکه تصادفی با پارامترهای مذکور دقیقاً L پیوند داشته باشد عبارت است از:
ازآنجاکه فرمول (3-1) یک توزیع دوجملهای است (نکته 3-3) تعداد پیوندهای مورد انتظار در یک گراف تصادفی برابر است با:
\بنابراین
با استفاده از رابطه (3-2) ما درجه متوسط یک شبکه تصادفی را به دست میآوریم:
بنابراین < k > عبارت است از حاصلضرب احتمال پیوند میان دو گره یا p، در N-1 ، حداکثر تعداد پیوندهایی است که یک گره میتواند در شبکهای بهاندازه N داشته باشد.
بهطور خلاصه تعداد پیوندها در یک شبکه تصادفی بین هر تحقق متفاوت است. و مقدار مورد انتظار آن بهواسطه N و p به دست میآید. اگر p را افزایش دهیم، گراف چگالتر میشود: تعداد متوسط پیوندها بهصورت خطی از L >=0> تا Lmax و درجه متوسط یک گره هم از k >=0> تا k >=N-1> افزایش می¬یابد.
ردیف بالا
سه نمونه تحقق از یک شبکه تصادفی که با پارامترهای یکسان p=1/6 و N=12 تولید
شدهاند. بهجز پارامترهای مشخصشده، شبکهها نه نهتنها متفاوت به نظر میرسند،
بلکه تعداد پیوندهایشان شان نیز متفاوت است (L=10,10,8).
ردیف پایین
سه نوع تحقق از یک شبکه تصادفی با p=0.03 و N=100. چندین گره از درجه k=0 هستند، که
بهعنوان گرههای ایزوله منفرد در پایین گراف نمایش داده شدهاند.
در یک تحقق داده شده از یک شبکه تصادفی برخی گرهها پیوندهای متعددی دریافت میکنند درحالیکه بعضی گرههاو برخی دیگر یا پیوندهای کمتری دریافت میکنند یا اصلا پیوندی دریافت نمیکنند (شکل 3-3). این تفاوتها با توزیع درجه یا pk بیان میشود که برابر است با احتمال اینکه یک گرهای که بطور تصادفی انتخاب شده از درجه k داشته باشد. در این بخش ما pk را برای شبکه تصادفی به دست آورده و درباره خواص آن بحث میکنیم.
در شبکه تصادفی، احتمال اینکه گره i دقیقاً از درجه k باشد، حاصلضرب سه عبارت زیر است [15]:
متعاقباً توزیع درجه یک شبکه تصادفی نیز از توزیع دوجملهای پیروی میکند
شکل این توزیع به اندازه سیستم، N و احتمال p بستگی دارد (شکل
3-4). با کمک توزیع دوجملهای (جعبه نکته 3-3) اجازه میدهدمیتوانیم تا درجه
متوسط شبکه یعنی
بیشتر شبکههای واقعی تنک هستند، بدین معنی که برای آنها k > << N> است (جدول 2-1). با این محدودیت، توزیع درجه (رابطه 3-7) با توزیع پوآسون (مباحث پیشرفته 3-A) تخمین زده میشود.
که به همراه رابطه (3-7)، توزیع درجه شبکه تصادفی نامیده میشوند.
توزیع دوجملهای و پوآسون کمیت مشابهی را توصیف میکنند، بنابراین خواص مشابهی دارند : (شکل 3-4 ):
وقتی از فرم پوآسون (رابطه 3-8) استفاده میکنیم باید این را در ذهن داشته باشیم که:
بهطور خلاصه، اگرچه توزیع پوآسون تنها تخمینی از توزیع درجه یک شبکه تصادفی است، ولی ازنظر تحلیلی ساده است و برای pk ترجیح دارد. بنابراین در خلال این کتاب، بهجز جایی که ذکر شود، ما از فرم پوآسون (رابطه 3-8) بهعنوان توزیع درجه شبکه تصادفی استفاده میکنیم. ویژگی کلیدی آن فرم پوآسون این است که مشخصههای آن مستقل از اندازه شبکه است و تنها به یک پارامتر درجه متوسط یا < k > وابسته است.
توزیع درجه یک شبکه تصادفی با k >=50> و N = 102, 103, 104 .
شبکههای کوچک: دوجملهای
برای یک شبکه کوچک (N = 102) توزیع درجه بهطور قابلملاحظهای
با فرم پوآسون متفاوت میشود است (3-8)، زیرا شرط تخمین پوآسون، یعنی < N >> < k ،
برآورده نشده است. بنابراین برای شبکههای کوچک لازم است از فرم دقیق دوجملهای
استفاده شود (3-7) (خط سبز).
شبکههای بزرگ: پوآسون
برای شبکههای بزرگ (N = 103, 104) توزیع درجه و
پیشبینی پوآسون (3-8) نزدیک به هم هستند، که با خط پیوسته خاکستری نشان داده شده
است. بنابراین برای N بزرگ توزیع درجه مستقل از اندازه شبکه است. این شکل بر اساس
میانگین اطلاعات 1000 شبکه تصادفی مستقل تولید شده تا نویز کاهش یابد.
ازآنجاکه درجه یک گره در شبکه تصادفی میتواند بین 0 و N-1 متغیر باشد، این سؤال پیش میآید که تفاوت بین درجات گرهها در تحقق مشخصی از یک شبکه تصادفی معین چقدر بزرگ است؟ یعنی آیا امکان دارد گرههایی با درجه بزرگ در کنار گرههایی با درجه کوچک وجود داشته باشد؟ برای پرداختن به این سؤال، اندازه بزرگترین و کوچکترین گره در یک شبکه تصادفی را برآورد میکنیم.
فرض کنیم که شبکه روابط افراد در جامعه در کل دنیا، به کمک یک مدل شبکه تصادفی توصیف شده باشد. برخلاف آنچه در ابتدا به نظر میرسد، این فرض چندان عجیب نخواهد بود: اینکه ما چه کسی را ملاقات کنیم یا با چه کسی آشنا شده باشیم تا حد زیادی تصادفی است.
جامعهشناسان حدس میزنند که یک فرد نوعی میتواند تا 1000 نفر را به نام بشناسد، بر همین مبنا ما k را 1000 در نظر میگیریم. با استفاده از نتایجی که قبلاً درباره شبکههای تصادفی به دست آوردیم، به نتایج جالبی در مورد یک جامعه تصادفی با اندازه N ≃ 7 x 109 میرسیم (مباحث پیشرفته 3-B):
درمجموع، در یک جامعه تصادفی انتظار میرود تعداد دوستان همه افراد کم و بیش نزدیک به هم باشد. بنابراین اگر مردم بهصورت تصادفی به یکدیگر پیوند بخورند، ما موارد استثنا نخواهیم داشت: نباید شاهد افرادی باشیم که خیلی اجتماعی نباشند یا برعکس، دوستان بسیار زیادی داشته باشند. این نتیجهگیری حیرتانگیز نتیجه یک مشخصه مهم شبکه تصادفی است: در یک شبکه تصادفی بزرگ درجه بیشتر گرهها در نزدیکی حدود < k > است ( نکته 3-4).
این پیشبینی آشکارا با واقعیت در تناقض است. شواهد گستردهای وجود دارد از تعداد زیاد افرادی که با بیش از 1185 نفر آشنا هستند. برای مثال در دفتر ملاقات رئیسجمهور آمریکا، فرانکلین روزولت، حدود 22000 نام وجود دارد که با او ملاقات شخصی داشتهاند [16, 17]. بهطور مشابه، با بررسی شبکه اجتماعی فیسبوک مشخص میشود تعداد زیادی از افراد بیش از 5000 دوست در این شبکه ثبت کردهاند، که حداکثر تعدادی است که در شبکه مذکور مجاز است [18]. برای فهمیدن منشأ این اختلاف، باید توزیع درجه یک شبکه واقعی را با شبکه تصادفی مقایسه کنیم.
مهمانی عصرانه که در ابتدای فصل به آن پرداختیم، یک روند پویا را نشان میدهد که از N گره جدا شروع میشود، و پیوندها بهتدریج در اثر برخورد و آشنایی مهمانان با هم اضافه میشوند. در این فرایند p به تدریج افزایش مییابد که آثار قابلتوجهی در توپولوژی شبکه به دنبال دارد (منبع آنلاین 3-2). برای کمیسازی این پروسه، ابتدا بررسی میکنیم که چگونه اندازه بزرگترین خوشه متصل شبکه، NG، بر اساس < k > چگونه تغییر میکند. دوحالت کلی را میتوان بهراحتی فهمید:
میتوان انتظار داشت که اگر < k > از 0 تا N-1 افزایش یابد، بزرگترین مولفه قطعه تدریجاً از NG = 1 تا NG = N رشد میکند اگر < k > از 0 تا N-1 افزایش یابد. بااینحال، همانطور که شکل 3-7a مشخص شده، این همان حالت شرایط مورد انتظار نیست که: باقیمانده NG/N برای همه < k > های کوچک 0 باشدصفر باقی میماند، که نشاندهنده عدم وجود یک خوشه بزرگ است. بهمحض اینکه < k > از یک مقدار مشخص بیشتر شود، NG/N افزایش مییابد، که علامتی است بر ظهور سریع یک خوشه بزرگ که میتوانیم آنرا قطعه مولفه غولپیکر بنامیم. اردوش و رنی در مقاله قدیمی خود در سال 1959 پیشبینی کرده بودند شرایط ظهور قطعه غولپیکر این است که:
بهبیاندیگر ما یک مولفه غولپیکر داریم اگر و تنها اگر هر گره بهطور متوسط بیش از یک پیوند داشته باشد (مباحث پیشرفته 3-C).
این واقعیت که برای مشاهده یک قطعه غولپیکر باید به ازای هر گره حداقل یک پیوند داشته باشیم، دور از انتظار نیست. درواقع، برای وجود یک قطعه غولپیکر، هرکدام از گرههایش باید به حداقل یک گره دیگر پیوند خورده باشند. این موضوع قدری غیر معمول به نظر میرسد، بااینحال، همین یک پیوند برای پیدایش آن کافی است.
میتوانیم رابطه (3-10) را براساس p با استفاده از (3-3) بیان کنیم:
بنابراین هرچقدر شبکه بزرگتر باشد، p کوچکتری برای قطعه غولپیکر کافی است.
ظهور قطعه غولپیکر تنها یکی از تحولاتی است که با تغییر < k > مشخصه شبکه تصادفی را بیان میکند. ما میتوانیم 4 نظام مشخص ازنظر توپولوژیک را با مشخصه منحصر بهفردشان از هم تمییز دهیم (Image 3.7a)، هرکدامشان را با مشخصه یکتایشان:
نظام زیر بحرانی: 0 < < k > < 1 (p < 1/N , شکل 3-7b).
برای k >=0> شبکه شامل N گره منفرد است. افزایش K یعنی داریم به تعداد N< k > =PN(N-1)/2 پیوند به شبکه اضافه میکنیم. هنوز با k > < 1> ، ما تنهاهمچنان تعداد کمی پیوند در این نظام داریم، بنابراین عمدتاً خوشههای کوچکی را مشاهده میکنیم (شکل 3-7b).
میتوانیم در هرلحظه بزرگترین قطعه را بهعنوان قطعه غولپیکر تعیین کنیم. هنوز، در این نظام اندازه نسبی بزرگترین خوشه NG/N صفر میماند. علت آن است که زیر برای < k ><1 بزرگترین خوشه، درختی است با اندازه NG ~ lnN ، بنابراین اندازه آن با سرعتی بسیار کمتر از اندازه شبکه افزایش مییابد. بنابراین برای حالت حدی N→∞ داریم NG/N ≈ lnN/N .
بهطور خلاصه، شبکه در نظام زیر بحرانی شامل تعدادی قطعه کوچک است، که اندازهشان از یک توزیع نمایی پیروی میکند (3-35). بنابراین، این قطعات اندازههای نزدیک به هم دارند و نمیتوان یکی از آنها را به عنوان برنده یا مولفه غولپیکر انتخاب کرد.
:نقطه بحرانی < k > = 1 (p = 1/N , شکل 3-7c).
نقطه بحرانی جداکننده، نظامی است که هنوز یک قطعه مولفه غولپیکر نیست ( k ><1>) و نظامی که در آن یک قطعه غولپیکر وجود دارد ( k > >1>) را از هم جدا میکند. در این نقطه اندازه نسبی بزرگترین قطعه همچنان صفر است (شکل 3-7c). درواقع، اندازه بزرگترین قطعه برابر است با NG ~ N2/3 .متعاقباً NG بسیار کندتر از اندازه شبکه رشد میکند، بنابراین اندازه نسبی آن در حالت حدی که N→∞ به NG/N ~ N -1/3) کاهش مییابد.
در نظر داشته باشید، بااینحال، در شرایط مطلق یک پرش قابلملاحظه در اندازه بزرگترین قطعه در < k >=1 وجود دارد. برای مثال، برای یک شبکه تصادفی با اندازه N = 7 ×109 گره، که قابلمقایسه با شبکه اجتماعی جهانی است، برای k ><1> بزرگترین خوشه از درجه NG ≃ lnN = ln (7 × 109) ≃ 22.7 است. در مقابل در < k >=1 ما انتظار داریم که NG ~ N2/3 = (7 ×109)2/3 ≃ 3 × 106 ، که جهشی در حدود پنج برابر بزرگترپرشی از حدود 5 مرتبه بزرگتر است. بااینحال، در نظام زیربحرانی و در نقطه بحرانی بزرگترین قطعه مولفه، تنها شامل بخش بسیار کوچکی از کل گرههای شبکه استرا شامل. میشود.
بهطور خلاصه، در نقطه بحرانی اکثر گرهها در چندین قطعه کوچک که توزیع اندازهشان از رابطه (3-36) تبعیت میکند، جای میگیرند. فرم قانون-توان نشان میدهد مولفههایی با اندازههای متفاوت همزمان باهم وجود دارند. این قطعات کوچک عمدتاً درخت هستند، درحالیکه قطعه غولپیکر ممکن است شامل حلقههایی باشد. در نظر داشته باشید که بسیاری از مشخصات شبکه در نقطه بحرانی شبیه به یک سیستم فیزیکی است که در حال تغییر فاز است (مباحث پیشرفته 3-F).
نظام فرابحرانی < k> > 1 (p > 1/N , شکل 3-7d).
این نظام بیشترین شباهت را با سیستمهای واقعی دارد، برای اولین بار ما یک قطعه غولپیکر داریم که شبیه به یک شبکه است. در مجاورت نقطه بحرانی اندازه قطعه غولپیکر متغیر است همچنان که:
یا
که pc در رابطه (3-11) داده شده است. بهبیاندیگر قطعه غولپیکر شامل بخش محدودی از گرهها است. وقتی از نقطه بحرانی فراتر برویم، بخش بزرگتری از گرهها به آن تعلق خواهند داشت. در نظر داشته باشید که رابطه (3-12) تنها در مجاورت < k >=1 معتبر است. برای < k > های بزرگ وابستگی بین NG و < k > غیرخطی است .(Image 3.7a).
بهطور خلاصه در نظام فرا بحرانی تعدادی قطعه کوچک در کنار قطعه غولپیکر موجودند، که توزیع اندازه آنها از رابطه (3-35) پیروی میکند. این قطعات کوچک درختها هستند، درحالیکه قطعات بزرگ حلقهها یا دورها هستند. تا زمانی که تمام گرهها جذب قطعه غولپیکر شوند، نظام فرا بحرانی برپاست.
:نظام متصل < k> > lnN (p > lnN/N , شکل 3-7e).
برای p بهاندازه کافی بزرگ، قطعه غولپیکر همه گرهها و قطعات دیگر را جذب میکند، بنابراین NG= N است. در غیاب گرههای منفرد شبکه ، به شبکه متصل تبدیل میشودبه طور کامل پیوند میخورد. درجه میانگین برای رخ دادن این حالت به N بستگی دارد زیرا (مباحث پیشرفته 3-e):
در نظر داشته باشید وقتی وارد نظام متصل میشویم شبکه همچنان نسبتاً تنک است زیرا برای N های بزرگ ln(N)/ N →0. شبکه تبدیل به یک گراف کامل میشود تنها وقتیکه < k >=N-1 باشد.
بهطور خلاصه، مدل تصادفی شبکه پیشبینی میکند که ظهور شبکه یک فرایند هموار و
تدریجی نیست: گرههای منفرد و قطعات کوچکی که برای بهازای مقدار کوچک
بحثی که در بالا به آن پرداختیم با مشاهدات تجربی نیز تطبیق دارد و زمانی که میخواهیم یک شبکه تصادفی را با سیستم واقعی مقایسه کنیم مثمر ثمر خواهد بود. یک زاویه دید متفاوت و مشی ارزشمند در (نکته 3-5) با ادبیات ریاضی معرفی شده است.
دو پیشبینی از نظریه شبکههای تصادفی مستقیما برای شبکههای واقعی مهم هستند:
آیا شبکههای واقعی شرط وجود قطعه غولپیکر را برآورده میکنند، یعنی < k > > 1 ؟ و آیا این قطعه غولپیکر تمام گرهها را به ازای < k > > ln(N) شامل میشود یا اینکه ما هنوز میتوانیم قطعات غیر متصلی را پیدا کنیم؟ برای پاسخ دادن به این سؤال ما ساختار یک شبکه واقعی را با پیشبینیهای نظری که در بالا بحث شد مقایسه میکنیم.
اندازهگیریها نشان میدهند که شبکههای واقعی از آستانه < k > = 1 بهشدت فراتر میروند. جامعهشناسان تخمین میزنند که یک فرد بهطور متوسط بیش از1000 آشنا دارد؛ یک نورون خاص در مغز انسان حدود 7000 سیناپس دارد؛ در سلولهای ما هر مولکول در چندین واکنش شیمیایی شرکت میکند.
جدول 3-1 که درجه میانگین چندین شبکه غیر جهت دار را ارائه کرده است هم این مقایسه را تایید میکند. در هر حالت میبینیم < k > > 1 است. بنابراین درجه میانگین شبکههای واقعی بهدرستی، زیر آستانه < k > = 1 قراردارد که نشان میدهد آنها یک مولفه غولپیکر دارند. موردی مشابه برای شبکههای مرجعی که در جدول 3-1 ارائه شدهاند، برقرار است.
| شبکه | N | L | < K > | lnN |
|---|---|---|---|---|
| اینترنت | 192,244 | 609,066 | 6.34 | 12.17 |
| شبکه برق | 4,941 | 6,594 | 2.67 | 8.51 |
| همکاری علمی | 23,133 | 94,437 | 8.08 | 10.05 |
| شبکه بازیگران | 702,388 | 29,397,908 | 83.71 | 13.46 |
| برهمکنش پروتئینی | 2,018 | 2,930 | 2.90 | 7.61 |
حال اجازه دهید به پیشبینی دوم برگردیم، و حالاتی که اگر ما یک قطعه داشته باشیم (یعنی < k > > ln(N))، یا اگر شبکه به چندین قطعه تجزیه شده باشد (یعنی اگر < k > < ln(N) باشد) را بررسی کنیم. برای شبکههای اجتماعی گذار بین نظام فرا بحرانی و نظام تمام متصل، باید مقدار < k> > ln(7*109) ≈ 22.7 باشد. یعنی اگر یک فرد میانگین بیش از دو دوجین آشنا داشته باشد، آنگاه جامعه تصادفی باید یک قطعه مولفه واحد داشته باشد که هیچ فردی را غیر متصل نگذارد. با < k >≈1000 چنین شرطی بهوضوح برآورده شده است. بااینوجود، طبق جدول 3-1 بسیاری از شبکههای واقعی از شرط پیوند قوی پیروی نمیکنند. بر اساس نظریه شبکههای تصادفی، این شبکهها باید به چندین زیرشبکه مجزا افراز شوند. این پیشبینی در مورد شبکهای مانند اینترنت ناامید کننده است، زیرا بیان میکند باید مسیریابهایی وجود داشته باشند که به مولفه غولپیکر متصل نبوده و نتوانند با دیگر مسیریابها در ارتباط باشند به این معنی است که زیرشبکههایی باید وجود داشته باشد که نتوانند با مسیریابهای دیگر متصل شوند و در نتیجه زیرشبکههای ایزوله و مجزا تشکیل شود. در مورد شبکه انتقال برق هم همین مسئله صادق است و طبق این پیشبینی باید مجموعهای از مشترکین وجود داشته باشند که نمیتوانند به شبکه متصل شده و از انرژی برق استفاده کنند. بدیهی است این نتایج فاصله زیادی با واقعیت دارد.
بهطور خلاصه، تا کنون دریافتیم که اکثر شبکههای واقعی در نظام فرا بحرانی قرار دارند (شکل 3-9). بنابراین انتظار میرود این شبکهها یک قطعه غولپیکر داشته باشند که با مشاهدات واقعی منطبق است. بااینحال، در کنار این قطعه غولپیکر باید تعداد زیادی قطعه غیرهمبند وجود داشته باشد، که این پیشبینی برای چندین شبکه واقعی درست از آب درنمیآید. در نظر داشته باشید که این پیشبینیها تنها زمانی معتبر هستند که شبکههای واقعی دقیقاً با مدل اردوش-رنی منطبق باشند و ماهیت تصادفی داشته باشند. در بخش پیش رو، بیشتر با ساختار شبکههای واقعی آشنا خواهیم شد و خواهیم فهمید چرا شبکههای واقعی میتوانند علیرغم برآورده نشدن شرط k > ln(N) متصل بمانند.
پدیده جهان کوچک، که بهعنوان فاصله با شش واسطه نیز شناخته میشود، مدتهاست که در بین عموم مردم شناخته شده است. این پدیده بیان میکند که بین هر دو فرد دلخواه میتوان مسیری با حداکثر 6 واسطه از آشنایان پیدا کرد، به عبارتی هر دو نفر با شش واسطه یکدیگر را میشناسند (شکل 3-10). این موضوع برای مردمی که در یک شهر زندگی میکنند، اصلا عجیب نیست، اما مفهوم دنیای کوچک حتی برای افرادی که در دو سوی مختلف جهان هستند نیز صادق است.
به زبان علم شبکه، پدیده جهان کوچک بیان میکند که فاصله بین هر دو گره دلخواه (تصادفی) در شبکه کوتاه است. لازم است به دو سؤال پاسخ داده شود: معیار کوتاه بودن فاصله چیست و در مقایسه با چه چیزی سنجیده میشود؟ چطور میتوان وجود این فواصل کوتاه را توضیح داد؟
هردو سؤال با محاسبه سادهای پاسخ داده میشوند. یک شبکه تصادفی با درجه میانگین
است. برای مثال، هر فرد به طور متوسط با 1000 نفر آشنا است، پس اگر < k >≈1000 در نظر بگیریم، انتظار داریم 106 فرد در فاصله 2 از یکدیگر باشند و در حدود یک میلیارد نفر، یعنی تقریباً تمام جمعیت زمین، در فاصله 3 از ما قرار داشته باشند.
به بیانی دقیقتر، تعداد گرههای مورد انتظار با فاصله d از یک گره برابر است با:
N(d) نباید از تعداد کل گرهها در شبکه، N، فراتر رود. بنابراین فواصل نمیتوانند هر مقدار دلخواهی بگیرند. ما میتوانیم بیشترین فاصله، dmax، یا قطر شبکه را با مقدار
مشخص کنیم. با فرض اینکه < k > > 1، میتوانیم (-1) را در صورت و مخرج رابطه (3-15) نادیده بگیریم که خواهیم داشت:
بنابراین قطر یک شبکه تصادفی از عبارت زیر پیروی میکند:
که بیانگر فرمولبندی ریاضی پدیده جهان کوچک است. اگرچه نکته مهم، در تفسیر آن است:
بخش اعظم شهود ما درباره فاصله بر تجربه ما از توریهای منظم استوار است، که ویژگی جهان کوچک را نشان نمیدهد:
توری یکبعدی: برای یک توری منظم یکبعدی (خطی به طول N) قطر و میانگین طول مسیر بر اساس N بهصورت خطی رشد میکند: dmax~‹d› ~N
توری دوبعدی: برای توری منظم مربعی dmax~‹d› ~ N1/2 است.
توری سهبعدی: برای توری منظم مکعبی dmax~‹d› ~ N1/3است.
چهاربعدی: بهطورکلی، برای توری منظم d-بعدی dmax~‹d› ~ N1/d است.
این وابستگیهای نماییچندجانبه افزایش سریعتری برای N نسبت به رابطه (3-19) قائلاند، که مشخص میکند در توریهای منظم طول مسیرها بهطور قابلملاحظهای طولانیتر از شبکه تصادفی است. برای مثال اگر شبکههای اجتماعی یک توری منظم مربعی (2-بعدی) تشکیل میداد، که در آن هر شخص تنها همسایگانش را میشناخت، فاصله میانگین بین دو فرد دقیقاً (7 ×109)1/2 = 83,666 میشد. حتی اگر این واقعیت را هم اصلاح کنیم که هر شخص حدود 1000 آشنا دارد، نه چهارتا، بازهم متوسط جدایی از مرتبهای بزرگتر ازآنچه توسط رابطه (3-19) پیشبینیشده است، به دست میآمد.
اجازه دهید پیامدهای رابطه 3-19 را برای شبکههای اجتماعی توضیح دهیم. با در نظر گرفتن N ≈ 7 ×109 and ‹k› ≈ 103 ، خواهیم داشت:
بنابرین همه افراد روی زمین باید در فاصله آشنایی 3 یا 4 از یکدیگر قرار داشته باشند [20]. تخمین رابطه (3-20) احتمالاً به مقدار واقعی نزدیک تراست تا درجه 6، که بیشتر نقل میشود (نکته 3-7).
بیشتر آن چیزی که ما از ویژگی جهان کوچک در شبکههای تصادفی میدانیم، که نتیجه رابطه (3-19) را هم دربر میگیرد، از مقاله کوتاه و معروف به قلم مانفرد کوهن و سولاپول [20] است. در این مقاله مسئله را بهصورت ریاضی فرمولهبندی کرده و پیامدهای اجتماعی آنرا بهطور عمیق بررسی کردند. این مقاله الهام بخش آزمایش معروف میلگرام (نکته 3-6) است که آن هم بهنوبه خود الهام بخش عبارت شش گام فاصله است.
بااینکه ویژگی شش گام فاصله در حوزه نظامهای اجتماعی کشف شده، ولی کاربرد آن
فراتر از شبکههای افراد در جامعه است (نکته 3-6). برای اثبات این موضوع فاصله
برآوردی از رابطه (3-19) را برای میانگین طول
بهطور خلاصه، ویژگی جهان کوچک نهتنها تصورات رایج را برهم زده است (نکته 3-8)، بلکه نقش مهمی هم در علم شبکه بازی میکند. مفهوم جهان کوچک میتواند به کمک مدلهای تصادفی شبکه بهخوبی توجیه شود: زیرا تعداد گرهها در فاصله d از یک گره با افزایش d بهطور نمایی افزایش مییابد. در فصلهای پیش رو خواهیم دید که شبکههای واقعی دقیقا با رابطه (3-19) منطبق نیستند و مجبور خواهیم شد مدلهای دقیقتری را جایگزین کنیم، بااینحال، درکی که مدل شبکه تصادفی درباره منشأ پدیده جهان کوچک در اختیار میگذارد، بسیار ارزشمند است.
| شبکه | N | L | < k > | < d > | dmax | lnN/ln< k> |
|---|---|---|---|---|---|---|
| اینترنت | 192,244 | 609,066 | 6.34 | 6.98 | 26 | 6.58 |
| وب | 325,729 | 1,497,134 | 4.60 | 11.27 | 93 | 8.31 |
| شبکه برق | 4,941 | 6,594 | 2.67 | 18.99 | 46 | 8.66 |
| تماس های تلفن همراه | 36,595 | 91,826 | 2.51 | 11.72 | 39 | 11.42 |
| پست الکترونیکی | 57,194 | 103,731 | 1.81 | 5.88 | 18 | 18.4 |
| همکاری علمی | 23,133 | 93,437 | 8.08 | 5.35 | 15 | 4.81 |
| شبکه بازیگران | 702,388 | 29,397,908 | 83.71 | 3.91 | 14 | 3.04 |
| شبکه ارجاعات علمی | 449,673 | 4,707,958 | 10.43 | 11.21 | 42 | 5.55 |
| E. Coli متابولیسم | 1,039 | 5,802 | 5.58 | 2.98 | 8 | 4.04 |
| شبکه برهمکنش پروتئینی | 2,018 | 2,930 | 2.90 | 5.61 | 14 | 7.14 |
درجهیک گره هیچ اطلاعاتی درباره همسایههای آن گره نمیدهد، آیا آنها هم یکدیگر را میشناسند یا اینکه از هم ایزوله هستند؟ پاسخ با ضریب خوشهبندی محلی Ci، که چگالی پیوندها را در همسایگی مستقیم گره i محاسبه میکند مرتبط است: Ci=0 یعنی هیچ پیوندی بین همسایههای i وجود ندارد؛ Ci=1 نشان میدهد هرکدام از همسایگان i به هم وصل هستند (بخش 2.10).
جهت در محاسبه Ci برای گرهای در شبکه تصادفی، باید میزان پیوندهای مورد انتظارLi بین ki همسایه گره را تخمین بزنیم. در شبکه تصادفی احتمال پیوند دو همسایه از گره i برابر p است. ازآنجاکه به تعداد ki(ki - 1)/2پیوند ممکن بین ki همسایه گره i وجود دارد، تعداد پیوندهای مورد انتظار Li برابر است با:
بنابراین ضریب خوشهبندی محلی برای یک شبکه تصادفی برابر است با :
رابطه (3-21) دو نتیجه در پی دارد:
جهت بررسی اعتبار صحت رابطه (3-21) نمودار ‹C›/‹k› را برحسب N برای چندین شبکه غیر جهتدار ترسیم میکنیم (شکل 3-13a). نمودارها نشان میدهند که ‹C›/‹k› همراه با N-1 کاهش نمییابد، و نسبتا مستقل از N به نظر میرسد که با رابطه (3-21) در تناقض است. همچنین در شکلهای 3-13 (ب-د) استقلال C از درجه گره ki برای سه شبکه واقعی نمایش داده شده است. این شکل ها نشان می دهند که C با افزایش درجه کاهش مییابد، که مجدداً با معادله (3-21) و نکته (2) در بالا در تناقض است.
بهطور خلاصه، دریافتیم که مدل تصادفی شبکه، خوشهبندی شبکههای واقعی را بازنمایی نمیکند. در مقابل، شبکههای واقعی ضریب خوشهبندی بسیار بالاتری نسبت به شبکه تصادفی با پارامترهای N و L مشابه دارند. مدل تصادفی شبکه توسط واتز و استروگاتز توسعه داده شد [20] تا بتواند همزمان پدیده جهان کوچک و مقدار بالای C را توجیه کند (جعبه نکته 3-9). این مدل در تفسیر نتایج موفق نبود ولی توانست توضیح دهد که چرا گرههای با درجه بالا ضریب خوشهبندی کوچکتری نسبت به گرههای با درجه کمتر دارند. مدلهایی که شکل C(K) را توضیح میدهند در فصل 9 توضیح داده شدهاند.
از زمان معرفی مدل تصادفی شبکه در سال 1959 این مدل بر رویکردهای ریاضی شبکههای پیچیده حاکم بوده است. در این مدل پیشنهاد میشود شبکههایی که در سیستمهای پیچیده، تصادفی به نظر میرسند را باید بصورت کاملا تصادفی توصیف کرد. چنانچه مدل شبکه های تصادفی را برای سیستم های پیچیده بپذیریم، به این معنی خواهد بود که پیچیده بودن یک سیستم را معادل تصادفی بودن آن دانستهایم. اینجاست که یک سوال اساسی شکل میگیرد:
آیا واقعا معتقدیم شبکههای واقعی، تصادفی هستند؟
جواب بهوضوح منفی است. همانطور که یک سلول نمی تواند وظایفش را به صورت تصادفی انجام دهد و تعامل بین پروتئینهای ما توسط قواعد دقیق بیوشیمی اداره میشود. بهطور مشابه در یک جامعه تصادفی یک دانشآموز آمریکایی میتواند بهجای همکلاسیهایش با یک کارگر چینی دوست شود، درحالیکه در واقعیت چنین اتفاقی رخ نمیدهد.
در واقعیت، ما به وجود یک نظم عمیق در پس اکثر سیستمهای پیچیده واقف هستیم. آن نظم باید در ساختار شبکهای که معماری آنها را توصیف میکند منعکسشده باشد، که باعث میشود بصورت قاعدهمندی از تصادفی بودن محض پیکربندی فاصله بگیرد.
اینکه تا چه حد مدل شبکههای تصادفی میتواند شبکههای واقعی را توصیف کند را می توان به کمک مشاهدات و محاسبات کمی دریافت و نیازی به استدلال های معرفتشناختی پیچیده نیست. این مشاهدات عبارتاند از:
توزیع درجه
شبکه تصادفی یک توزیع دوجملهای دارد که میتوان آنرا بهاگر شرط k «
N برقرار باشد، آنرا با یک توزیع پوآسون بهخوبی تخمین زد. بااینحال،
همانطور که در
شکل
3-5 نشان دادهشده، توزیع پوآسون با توزیع درجه شبکههای واقعی سازگار نیست. در
سیستمهای واقعی ما گرههای با پیوندهای بیشتری نسبت به مدل تصادفی داریم.
متصل بودن
نظریه شبکه تصادفی پیشبینی میکند که برای ‹k› › 1 باید شاهد یک قطعه
غولپیکر باشیم، شرطی که در همه شبکههایی که امتحان کردیم برآورده شد. بااینحال،
بیشتر شبکهها شرط ‹k› › lnN را برآورده نمیکنند، که نشان
میدهد آنها باید به خوشههای کوچکتری شکسته شوند (جدول
3-1)، در حالی که بیشتر شبکه های واقعی کاملا یکپارچه هستند و به خوشههای کوچک
افراز نشدهاند.
میانگین طول مسیر
قضیه شبکه تصادفی پیشبینی میکند که میانگین طول مسیر (فاصله) از رابطه (3-19)
پیروی میکند. این پیش بینی تخمینی منطقی برای طول مسیرهای مشاهدهشده ارائه
میدهد. بنابراین مدل تصادفی شبکه میتواند ظهور پدیده جهان کوچک را توجیه کند.
ضریب خوشهبندی
در شبکه تصادفی ضریب خوشهبندی محلی مستقل از درجه گره است و ‹C›
بهاندازه سیستم و 1/N بستگی دارد. در مقابل، اندازهگیریها مشخص میکنند برای
شبکههای واقعی C(K) همراه با درجه گره کاهش مییابد و تا حد زیادی از اندازه سیستم
مستقل است (شکل 3-13).
درنهایت، به نظر میرسد پدیده جهان کوچک تنها ویژگیای است که توسط مدل تصادفی شبکه بهطور منطقی قابل توضیح است. بقیه مشخصات، از توزیع درجه گرفته تا ضرایب خوشه بندی، در شبکههای واقعی متفاوت هستند. مدل توسعهیافته اردوش-رنی که توسط واتز و استروگاتز ارائه شد با موفقیت وجود همزمان ضرایب خوشه بندی بالا(c) و فواصل پایین (‹d›) را پیشبینی میکند، ولی نمیتواند توزیع درجه و C(K) را توضیح دهد. در حقیقت هرچه بیشتر درباره شبکههای واقعی میآموزیم، بیشتر به این نتیجه میرسیم که هیچ یک از شبکههای واقعی را نمیتوانیم با مدل تصادفی شبکه به دقت توصیف کنیم.
شاید این سؤال مطرح شود که اگر شبکههای واقعی تصادفی نیستند، پس چرا ما یک فصل کامل را به آن اختصاص دادیم؟ پاسخ ساده است: وقتی میخواهیم ویژگیهای شبکههای واقعی را کاوش کنیم این مدل بهمانند مرجع مهمی عمل میکند. هرگاه یک ویژگی شبکه را مشاهده میکنیم باید بپرسیم که آیا اتفاقی بوده یا نه. برای این منظور از مدل تصادفی شبکه بهعنوان راهنما استفاده میکنیم: اگر آن ویژگی در مدل تصادفی وجود دارد، به عبارتی مدل تصادفی قادر به توجیه آن است، آن ویژگی را تصادفی به شمار می آوریم و در غیر اینصورت باید به دنبال نظمی عمیقتر بگردیم که بتواند ریشه آن را توضیح دهد. پس شاید مدل تصادفی شبکه نتواند اکثر سیستمهای واقعی را توجیه کند، ولی برای علم شبکه بسیار مفید خواهد بود (نکته 3-10).
یک شبکه اردوش-رنی با N=3000 گره را در نظر بگیرید که گرهها با احتمالp = 10–3 به هم پیوند خوردهاند.
با توجه به مدل G(N,p) به کمک کامپیوتر سه شبکه با N=500 گره و با درجه میانگین به ترتیب (a) 〈k〉 = 0.8 و (b) 〈k〉 = 1 و (c) em>〈k〉 = 8 بسازید.
شبکهای با N گره را در نظر بگیرید که روی یک دایره واقع شده است، بنابراین هر گره به m همسایه در دو طرفش پیوند خورده است (پس هر گره از درجه 2m است). شکل 3-14(a)) نمونهای از این شبکه با N=20 و m=2 را نشان میدهد. میانگین ضریب خوشهبندی 〈C〉 و میانگین کوتاهترین مسیر 〈d〉 را برای این شبکه حساب کنید. برای سادگی فرض کنید که N و m طوری انتخاب شدهاند که (n-1)/2m یک عدد صحیح باشد. اگر N≫ باشد برای 〈C〉 و 〈d〉 چه اتفاقی می افتد؟
درخت Cayley کایلی یک درخت متقارن است، که با شروع از یک گره مرکزی با درجه k ساخته میشود. هر گره در فاصله dاز گره مرکزی از با درجه k است قرار دارد تا زمانی که به گرههایی در فاصله p میرسیم که از درجه 1 هستند و برگ نامیده میشوند (شکل 3-16 را ببینید که یک درخت Cayley با p=5 و k=3 است.).
C
21q
برای به دست آوردن فرم پوآسون توزیع درجه، از توزیع دقیق دوجملهای که یک گراف تصادفی را نشان میدهد، استفاده میکنیم (3-7):
که ویژگی شبکه را مشخص می کند. اولین عبارت سمت راست فرمول را بصورت زیر می نویسیم :
اولین جزء سمت راست را بدینصورت بازنویسی میکنیم (با فرض k≪N) آخرین جزء رابطه (3-22) میتواند بدینصورت سادهسازی شود:
و با استفاده از بسط سری زیر
فرمول زیر بدست می آید
که اگر N » kمعتبر خواهد بود. که در قلب این مشتق گیری تخمین درحه کوچک قرار دارد. با ترکیب رابطههای (3-22)، (3-23) و (3-24)، فرم پوآسون توزیع درجه را به دست میآوریم:
برای مشخص کردن درجه مورد انتظار بزرگترین گره در شبکه تصادفی، که برش طبیعی فوقانی شبکه نامیده میشود، درجه kmax را بهاینترتیب تعریف میکنیم که: در شبکهای با N گره ما حداکثر یک گره داریم که درجهاش بیشتر ازkmax است. ازنظر ریاضی این یعنی مساحت زیر توزیع پوآسون pk برای k ≥ kmax باید تقریباً 1 باشد (شکل 3-17). ازآنجاکه مساحت با 1-P(kmax)) به دست میآید، که در آن p(k) توزیع درجه تجمعی pk است، بزرگترین گره شبکه شرایط عبارت زیر را برآورده میکند:
از آنجا که kmax یک عدد صحیح است، از ≈ بجای = استفاده کردیم، بنابراین در حالت کلی معادله اصلی پاسخی ندارد. برای یک توزیع پوآسون
که در جزء آخر، حاصل جمع را با بزرگترین جزء آن تخمین زدیم.
برای N = 109 و k=1000 ، یا تقریباً اندازه و درجه میانگین شبکه اجتماعی جهانی، روابط (3-26) و (3-27) مقدار kmax = 1,185 را 1185 پیشبینی میکنند که نشان میدهد یک شبکه تصادفی از افراد بسیار محبوب یا هاب محروم است.
میتوانیم از استدلالی مشابه برای محاسبه درجه مورد انتظار کوچکترین گره kminاستفاده کنیم. با درنظرگرفتن اینکه که باید حداکثر یک گره با درجه کمتر از kmin باشد میتوانیم بنویسیم
برای شبکههای اردوش-رنی داریم:
با حل رابطه (3-28) با N = 109 و
در این بخش به معرفی استدلال سولومونوف و رپوپورت [11] و اردوش و رنی در [2] در خصوص وجود قطعه غولپیکر وقتیکه 〈k〉= 1 است میپردازیم[33].
اجازه دهید کسری از گرهها که در قطعه غولپیکر GC نیستند را با u به مقدار u = 1 - NG/N نشان دهیم، که NG اندازه قطعه غولپیکر است. اگر گره i بخشی از GC باشد، باید به گره دیگری مانند j پیوند خورده باشد، که آنهم جزئی از GC است. بنابراین اگر i بخشی از GC نباشد، ممکن است به خاطر یکی از دو اتفاق زیر باشد:
بنابراین احتمال کلی اینکه i با توجه به گره j بخشی از GC نباشد برابر با 1-p+pu است. بنابراین احتمال اینکه گره i از طریق هیچ گره دیگری به GC پیوند نخورده نباشد (1 - p + pu)N - 1 است، زیرا N-1 گره وجود دارند که میتوانند گره i را به GC پیوند دهند. ازآنجاکه u کسری از گرههایی است که به GC تعلق ندارند، با حل معادله زیر برای هر p و N حل معادله
اندازه قطعه غولپیکر را به کمک NG = N(1 - u) فراهم میکندبدست میآید. با استفاده از p = 〈k〉/(N - 1) و با گرفتن لگاریتم از طرفین، برای 〈k〉 « N خواهیم داشت:
که از بسط سری برای ln(1=+x) استفاده کردیم.
با به توان رساندن طرفین به توان منجر میشود به u = exp[- 〈k〉(1 - u)] بدست میآید. اگر S را برابر با کسری از گرهها که در قطعه غولپیکر هستند در نظر بگیریم، یعنی S = NG / N ، آنگاه S=1-u و (3-31) نتیجه میدهد:
این معادله اندازه قطعه غولپیکر S را با تابعی از〈k〉 ارائه میدهد(شکل 3-18). بااینکه رابطه (3-32) آسان به نظر میرسد، راهحل ریاضی بستهای ندارد. میتوانیم آنرا به کمک سمت راست رابطه (3-32) بهعنوان تابعی از مقادیر مختلف 〈k〉 بهصورت گرافیکی ترسیم کنیم. برای داشتن جواب غیر صفر، منحنی بهدستآمده باید خطچینی را که نمایانگر سمت چپ رابطه (3-32) است قطع کند. برای مقادیر کوچک 〈k〉 دو منحنی یکدیگر را تنها در S=0 قطع میکنند، که بیانگر آن است که برای مقادیر کوچک 〈k〉 اندازه قطعه غولپیکر صفر است. تنها زمانی که 〈k〉 از یک مقدار آستانه فراتر رود، یک جواب غیر صفر پیدا میشود.
برای تعیین مقدار 〈k〉 برای وقتیکه داریم به جواب غیر صفر میرسیم ما نسخهای از رابطه (3-32) مشتق میگیریم استفاده میبینم، زیرا نقطه تغییر فاز زمانی است که مشتق سمت راست (3-32) همان نسخهبرابر با مشتق سمت چپ (3-32) را داردباشد، بهعبارتدیگر وقتی
با قرار دادن S=0 درمییابیم که نقطه تغییر فاز در 〈k〉 = 1 است (مباحث پیشرفته 3-F را هم ببینید).
در شکل 3-7 ما اندازه قطعه غولپیکر را کاوش کردیم، یک سؤال مهم هنوز بیپاسخ مانده است: برای یک مقدار مشخص‹k› مشخص،، انتظار داریم شبکه به چند قطعه شکسته باشدتعداد مورد انتظار مولفه های شبکه چندتاست؟ اندازه و توزیع آنها چیست؟ هدف این بخش بحث درباره این موضوعات است.
توزیع اندازه قطعه
برای یک شبکه تصادفی احتمال اینکه یک گرهای که به صورت تصادفی انتخابشده باشد
متعلق به قطعهای با اندازه S باشد (که با قطعه غولپیکر GC فرق دارد) برابر
است با [33]:
با جایگذاری exp[(S-1) ln(k)] به جای ‹k›s-1 و استفاده از فرمول استرلینگ :
برای S های بزرگ به دست می آوریم
بنابراین توزیع اندازه قطعه دو مؤلفه دارد: یک جزء s-3/2که بر اساس قانون توان بهآرامی کاهش مییابد ، و یک جزء نمایی e-(‹k›-1)s+(s-1)ln‹k›که بهسرعت کاهش مییابد. با توجه به اینکه جزء نمایی برای S های بزرگ غلبه میکند، رابطه (3-35) پیشبینی میکند که قطعات بزرگ به وجود نمیآیند. در نقطه بحرانی، ‹k› = 1، همه جزءهای نمایی کنار زده میشوند، بنابراین ps از قانون توان پیروی میکند:
چون قانون توان نسبتاً بهآرامی کاهش مییابد، در نقطه بحرانی انتظار داریم خوشههایی با اندازههایی بسیار متفاوت را مشاهده کنیم، این ویژگی با رفتار یک سیستم در حال تغییر فاز سازگار است (مباحث پیشرفته 3-F). این پیشبینیها در شبیهسازی عددی که در شکل 3-19 نشان داده شدهاند، نیز تأیید شده است. شکل 3-19.
اندازه قطعه میانگین
محاسبات همچنین مشخص میکنند که اندازه میانگین قطعه (دوباره تأکید میکنیم،
بدون درنظرگرفتن قطعه غولپیکر) از رابطه زیر پیروی میکند [33]:
برای ‹k› ‹ 1 قطعه غولپیکر وجود ندارد (NG = 0)، بنابراین رابطه (3-37) به صورت زیر نوشته می¬شود:
که وقتی درجه متوسط به نقطه بحرانی ‹k› = 1 نزدیک میشود، واگرا میشود. بنابراین وقتی به نقطه بحرانی نزدیک میشویم، اندازه خوشهها افزایش مییابد که نشانهای از ظهور قطعه غولپیکر را در ‹k› = 1 اعلام میکند. شبیهسازیهای عددی این پیشبینی را تأیید میکنند (شکل 3-20).
برای تعیین اندازه میانگین قطعه میانگین برای ‹k› › 1 به کمک رابطه (3-37)، ابتدا باید اندازه قطعه غولپیکر را محاسبه کنیم.این روند می تواند به صورت خودسازگار انجام شود، زیرا برای ‹k› › 1 هرچه خوشها توسط قطعه غول پیکر جذب می شوند، اندازه قطعه میانگین کاهش پیدا می کند
در نظر داشته باشید که رابطه (3-37) اندازه قطعهای را پیدا میکند که یک گرهای که بصورت تصادفی انتخاب شده تصادفی متعلق به آن است. این نگرش دچار سوگیری استاین معیار بیطرفانه نیست، زیرا شانس تعلق داشتن به یک قطعه بزرگتر بیشتر از شانس تعلق داشتن به یک قطعه کوچکتر است. سوگیری برحسب اندازه خوشه S خطی است. اگر این سوگیری را درست بگیریماصلاح کنیم، اندازه میانگین جزءهای کوچک را به دست میآوریم که اگر میخواستیم برای هر خوشه جداگانه محاسبه کنیم و در آخر میانگین بگیریم نیز به همان اندازه میرسیدیم [33]
در شکل 3-20 تعدادی شکل درتایید (3-39) ارائه شده است.
برای محاسبه ‹k› در حالتی که اکثر گرهها جزئی از قطعه غولپیکر هستند، احتمال اینکه یک گره که به صورت تصادفی انتخابشده، پیوندی به با قطعه غولپیکر نداشته باشد را محاسبه میکنیم، که برابر است با (1-p)NG≈(1-p)N، زیرا در نظام یکپارچهNG ≃ N. :
تعداد مورد انتظار چنین گرههای ایزولهای منفردی با استفاده از تقریب 1-x/n)n≈e-x که برای n بزرگ معتبر است، برابر است با. If we make p اگر p را بهاندازه کافی بزرگ در نظر بگیریم، به نقطهای میرسیم که تنها یک گره پیوندش از قطعه غولپیکر قطعشده است. در این نقطه IN = 1 خواهد بود، بنابراین از طبق رابطه (3-40) خواهیم داشت: Ne-Np=1. بنابراین مقدار p درجایی که نزدیک است به نظام یکپارچه کاملا همبند وارد شویم عبارت است از:
که برحسب ‹k› به رابطه (3-14) منجر خواهد شد.
Tظهور قطعه غولپیکر در ‹k›=1 در مدل تصادفی شبکه یادآور تغییر فاز است، پدیدهای که بیشتر در شیمی و فیزیک موردمطالعه قرارگرفته است[35]. دو مثال را در نظر بگیرید:
یخ زدن مایع و به وجود آمدن میدان مغناطیسی مثالهایی از تغییر فاز هستند، که نمایانگر تغییر از بینظمی به نظم است. در مقایسه بانظم بینظیر بلور یخ، آب مایع فاقد نظم است. بهطور مشابه، در ماده فرومغناطیسی جهت های چرخش متفاوت در دمای زیرTc به چرخش در یک جهت تبدیل می شوند.چرخشهای با جهت چرخش متفاوت در ماده فرو مغناطیسی در دمای زیر Tc به نظم قوی غالب در جهت چرخش تبدیل میشود.
بسیاری از ویژگیهای سیستمهایی که در حال تغییر فاز هستند، سراسری هستند. یعنی الگوهای کمّی مشابهی در گستره وسیعی از سیستمها مشاهدهشده است، از سرد شدن ماگما و تبدیل آن به صخره گرفته تا تبدیل ماده سرامیک به ابررسانا. علاوه بر این، در نزدیکی نقطه تغییر فاز، که به آن نقطه بحرانی میگویند، بسیاری از کمیتهای موردتوجه، از قانون- توان پیروی میکنند.
مساله مشاهدهشده در نزدیکی نقطه بحرانی در ‹k› = 1 از بسیاری جهات مشابه تغییر فاز است:
معادله (3-18) تنها تخمینی برای قطر شبکه ارائه میدهد، که برای N خیلی بزرگ و d کوچک معتبر است. در عوض، درست در زمانی که ‹k›d بهاندازه شبکه، N، نزدیک میشود رشد ‹k›d باید متوقف شود، چون دیگر گرهای نداریم تا گسترش ‹k›d ادامه پیدا کند. چنین تأثیرات محدودی منجر به اصلاحاتی در رابطه (3-18) میشوند. برای شبکه تصادفی با درجه میانگین ‹k›، رابطه زیر تخمین بهتری برای قطر شبکه ارائه می دهد[36]:
که در آن W-تابع لامبرت برحسب W یا W(z) معکوس اصلی f(z) = z exp(z)(z) یا جزء اول در سمت راست رابطه (3-18) است، درحالیکه جزء دوم تصحیحی است که به میانگین درجه بستگی دارد. این اصلاح، قطر را افزایش میدهد، با در نظرگرفتن این واقعیت که وقتی به قطر شبکه میرسیم، تعداد گرهها باید کندتر از
در حالت حدی ‹k› → 1 میتوانیم W-تابع لامبرت را برای بدست آوردن قطر، برحسب W حساب کنیم، و به رابطه زیر دست پیدا کنیم[36]:
بنابراین درزمانی که قطعه غولپیکر ظاهر میشود، قطر سه برابر اندازهای است کهپیشبینی انجام شده توسط رابطه (3-18) به دست آمده بوداست. دلیل این امر این است که در نقطه بحرانی ‹k› = 1 شبکه یک ساختار شبه درختی دارد که شامل زنجیرههای طولانی ندرتا حلقه دارد به همراه هر نوع حلقهای است کهو این پیکربندی موجب افزایش dmax میشود.
در حالت حدی ‹k› → ∞، که مربوط به یک شبکه بسیار چگال است، رابطه (3-42) تبدیل میشود به
بنابراین اگر ‹k› افزایش یابد، جزء دوم و سوم ناپدید میشوند و نتیجه رابطه (3-42) به نتیجه رابطه (3-18) همگرا میشود.
[1] A.-L. Barabási. Linked: The new science of networks. Plume Books, 2003.
[2] P. Erdős and A. Rényi. On random graphs, I. Publicationes Mathematicae (Debrecen), 6:290-297, 1959.
[3] P. Erdős and A. Rényi. On the evolution of random graphs. Publ. Math. Inst. Hung. Acad. Sci., 5:17-61, 1960.
[4] P. Erdős and A. Rényi. On the evolution of random graphs. Bull. Inst. Internat. Statist., 38:343-347, 1961.
[5] P. Erdős and A. Rényi. On the Strength of Connectedness of a Random Graph, Acta Math. Acad. Sci. Hungary, 12: 261–267, 1961.
[6] P. Erdős and A. Rényi. Asymmetric graphs. Acta Mathematica Acad. Sci. Hungarica, 14:295-315, 1963.
[7] P. Erdős and A. Rényi. On random matrices. Publ. Math. Inst. Hung. Acad. Sci., 8:455-461, 1966.
[8] P. Erdős and A. Rényi. On the existence of a factor of degree one of a connected random graph. Acta Math. Acad. Sci. Hungary, 17:359-368, 1966.
[9] P. Erdős and A. Rényi. On random matrices II. Studia Sci. Math. Hungary, 13:459-464, 1968.
[10] E. N. Gilbert. Random graphs. The Annals of Mathematical Statistics, 30:1141-1144, 1959.
[11] R. Solomonoff and A. Rapoport. Connectivity of random nets. Bulletin of Mathematical Biology, 13:107-117, 1951.
[12] P. Hoffman. The Man Who Loved Only Numbers: The Story of Paul Erdős and the Search for Mathematical Truth. Hyperion Books, 1998.
[13] B. Schechter. My Brain is Open: The Mathematical Journeys of Paul Erdős. Simon and Schuster, 1998.
[14] G. P. Csicsery. N is a Number: A Portait of Paul Erdős, 1993
[15] B. Bollobás. Random Graphs. Cambridge University Press, 2001.
[16] L. C. Freeman and C. R. Thompson. Estimating Acquaintanceship. Volume, pg. 147-158, in The Small World, Edited by Manfred Kochen (Ablex, Norwood, NJ), 1989.
[17] H. Rosenthal. Acquaintances and contacts of Franklin Roosevelt. Unpublished thesis. Massachusetts Institute of Technology, 1960.
[18] L. Backstrom, P. Boldi, M. Rosa, J. Ugander, and S. Vigna. Four degrees of separation. In ACM Web Science 2012: Conference Proceedings, pages 45−54. ACM Press, 2012.
[19] R. Albert and A.-L. Barabási. Statistical mechanics of complex networks. Reviews of Modern Physics, 74:47-97, 2002.
[20] I. de Sola Pool and M. Kochen. Contacts and Influence. Social Networks, 1: 5-51, 1978.
[21] H. Jeong, R. Albert and A. L. Barabási. Internet: Diameter of the world-wide web. Nature, 401:130-131, 1999.
[22] S. Lawrence and C.L. Giles. Accessibility of information on the Web Nature, 400:107, 1999.
[23] A. Broder, R. Kumar, F. Maghoul, P. Raghavan, S. Rajagopalan, R. Stata, A. Tomkins, and J. Wiener. Graph structure in the web. Computer Networks, 33:309–320, 2000.
[24] S. Milgram. The Small World Problem. Psychology Today, 2: 60-67, 1967.
[25] J. Travers and S. Milgram. An Experimental Study of the Small World Problem. Sociometry, 32:425-443, 1969.
[26] K. Frigyes, “Láncszemek,†in Minden másképpen van (Budapest: Atheneum Irodai es Nyomdai R.-T. Kiadása, 1929), 85–90. English translation is available in [27].
[27] M. Newman, A.-L. Barabási, and D. J. Watts. The Structure and Dynamics of Networks. Princeton University Press, 2006.
[28] J. Guare. Six degrees of separation. Dramatist Play Service, 1992.
[29] D. J. Watts and S. H. Strogatz. Collective dynamics of ‘small-world’ networks. Nature, 393: 409–10, 1998.
[30] T. S. Kuhn. The Structure of Scientific Revolutions. University of Chicago Press, 1962.
[31] A.-L. Barabási and R. Albert. Emergence of scaling in random networks. Science, 286:509-512, 1999.
[32] A.-L. Barabási, R. Albert, and H. Jeong. Meanfield theory for scalefree random networks. Physica A, 272:173-187, 1999.
[33] M. Newman. Networks: An Introduction. Oxford University Press, 2010.
[34] K. Christensen, R. Donangelo, B. Koiller, and K. Sneppen. Evolution of Random Networks. Physical Review Letters, 81:2380-2383, 1998.
[35] H. E. Stanley. Introduction to Phase Transitions and Critical Phenomena. Oxford University Press, 1987.
[36] D. Fernholz and V. Ramachandran. The diameter of sparse random graphs. Random Structures and Algorithms, 31:482-516, 2007.